تبلیغات
قرآن کلام خداوند - ادله جامعیت و جاودانگی قرآن كریم در نهج البلاغه
قالب وبلاگ قالب وبلاگ


قرآن کلام خداوند

 

با عرض خوشآمدگوئی محضر بازدیدكنندگان التماس دعا داریم.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 مرداد 1390 توسط مهدی ضیائی صوری

ادله جامعیت و جاودانگی قرآن كریم در نهج البلاغه

بخش دوم

از دیدگاه دیگر، این موضوع از تفضل خدای تعالی بر بشر خبر می‏دهد. بطوری كه وظیفه خدای سبحان بیان این امور نبوده است; بلكه از روی تفضل و لطف اشاراتی كرده است.
از این رو، وظیفه شرع، دخالت در آنچه عقل بشر بدان می‏رسد، نبوده است. البته در احكام تعبدی بشر كه شرع دستور عمل یا احتیاط را داده، عقل بشر توان پی بردن به واقعیت آن عمل را نداشته است و چنانچه این توان را می‏یافت، قطعا آنچه را شرع دستور داده، پیاده می‏كرد. در نتیجه در اسلام احكامی وجود دارد كه صرفا جنبه تعبدی دارد و با پیشرفت علم، احكام آن قابل تغییر نیست.
دلیل عقلی بر جامعیت قرآن كریم
آنچه گذشت دلایل نقلی متقنی بر جامعیت قرآن مجید بود. در میان بیانات گهربار حضرت علی‏علیه السلام به دلیل عقلی بر این مطلب رهنمون می‏شویم; امام علیه السلام در جایی می‏فرماید:
«و اكمل به دینه و قبض نبیه صلی الله علیه وآله و قد فرغ الی الخلق من احكام الهدی به فعظموا منه سبحانه ما عظم من نفسه فانه لم یخف عنكم شیئا من دینه و لم یترك شیئا رضیه او كرهه الا و جعل له علما بادیا و آیة محكمة تزجر عنه او تدعو الیه فرضاه فیما بقی واحد و سخطه فیما بقی واحد. [1]
پیامبرش را هنگامی از این جهان برد كه از رساندن احكام و هدایت قرآن به خلق فراغت‏یافته بود; پس خداوند را آنگونه بزرگ بدارید و تعظیم كنید كه خود بیان كرده است; زیرا حكمی از دین خود را بر شما پنهان نگذاشت و هیچ مطلبی را كه مورد رضایت و خشنودیش باشد وانگذاشت، جز اینكه نشانی آشكار و آیه‏ای محكم كه از آن جلوگیری یا به سوی آن دعوت كند، برایش قرار داد. پس رضایت و خشم و قانون او در گذشته و حال و آینده درباره همه یكسان است.»
مسلما وقتی پیامبری برای هدایت‏بشر فرستاده می‏شود و خاتم پیامبران معرفی می‏گردد، كتاب آسمانی او نیز كه معجزه ابدی هم نام گرفته، باید تامین كننده این هدف باشد، و الا هدف الهی مهمل جلوه می‏كند; بنابراین لازم است پیامبر تا به انجام رساندن این هدف در میان امت‏باشد تا تمامی احكام دین خدا كه متضمن تكامل و تعالی و هدایت انسان است، به مردم عرضه گردد.
از طرف دیگر، بایستی این احكام چنان واضح و روشن باشند كه دقیقا مبین اوامر و نواهی الهی كه سعادت بشر در گرو آن است ، باشند.
............

ادله جامعیت و جاودانگی قرآن كریم در نهج البلاغه

بخش دوم

از دیدگاه دیگر، این موضوع از تفضل خدای تعالی بر بشر خبر می‏دهد. بطوری كه وظیفه خدای سبحان بیان این امور نبوده است; بلكه از روی تفضل و لطف اشاراتی كرده است.
از این رو، وظیفه شرع، دخالت در آنچه عقل بشر بدان می‏رسد، نبوده است. البته در احكام تعبدی بشر كه شرع دستور عمل یا احتیاط را داده، عقل بشر توان پی بردن به واقعیت آن عمل را نداشته است و چنانچه این توان را می‏یافت، قطعا آنچه را شرع دستور داده، پیاده می‏كرد. در نتیجه در اسلام احكامی وجود دارد كه صرفا جنبه تعبدی دارد و با پیشرفت علم، احكام آن قابل تغییر نیست.
دلیل عقلی بر جامعیت قرآن كریم
آنچه گذشت دلایل نقلی متقنی بر جامعیت قرآن مجید بود. در میان بیانات گهربار حضرت علی‏علیه السلام به دلیل عقلی بر این مطلب رهنمون می‏شویم; امام علیه السلام در جایی می‏فرماید:
«و اكمل به دینه و قبض نبیه صلی الله علیه وآله و قد فرغ الی الخلق من احكام الهدی به فعظموا منه سبحانه ما عظم من نفسه فانه لم یخف عنكم شیئا من دینه و لم یترك شیئا رضیه او كرهه الا و جعل له علما بادیا و آیة محكمة تزجر عنه او تدعو الیه فرضاه فیما بقی واحد و سخطه فیما بقی واحد. [1]
پیامبرش را هنگامی از این جهان برد كه از رساندن احكام و هدایت قرآن به خلق فراغت‏یافته بود; پس خداوند را آنگونه بزرگ بدارید و تعظیم كنید كه خود بیان كرده است; زیرا حكمی از دین خود را بر شما پنهان نگذاشت و هیچ مطلبی را كه مورد رضایت و خشنودیش باشد وانگذاشت، جز اینكه نشانی آشكار و آیه‏ای محكم كه از آن جلوگیری یا به سوی آن دعوت كند، برایش قرار داد. پس رضایت و خشم و قانون او در گذشته و حال و آینده درباره همه یكسان است.»
مسلما وقتی پیامبری برای هدایت‏بشر فرستاده می‏شود و خاتم پیامبران معرفی می‏گردد، كتاب آسمانی او نیز كه معجزه ابدی هم نام گرفته، باید تامین كننده این هدف باشد، و الا هدف الهی مهمل جلوه می‏كند; بنابراین لازم است پیامبر تا به انجام رساندن این هدف در میان امت‏باشد تا تمامی احكام دین خدا كه متضمن تكامل و تعالی و هدایت انسان است، به مردم عرضه گردد.
از طرف دیگر، بایستی این احكام چنان واضح و روشن باشند كه دقیقا مبین اوامر و نواهی الهی كه سعادت بشر در گرو آن است ، باشند.
همچنین، از نظر عقلی، جامعیت قرآن اقتضا می‏كند كه دستورات آن متغیر نبوده دستخوش تحولات زمان قرار نگیرد. سخن آخر امام علیه السلام دقیقا گویای همین مطلب است: «احكام الهی تا قیامت تغییر نمی‏پذیرد، بلكه حكم هر مساله مطابق ست‏با آنچه در عهد رسول اكرم‏صلی الله علیه وآله در قرآن و سنت‏بیان شده است.»[2]
حجیت قرآن كریم در نهج البلاغه و نظریه اهل حدیث
حجیت قرآن كریم از جمله مسائلی است كه مورد اختلاف بسیاری از علما و اندیشمندان فرقه‏های اسلامی و غیر اسلامی بوده است. منظور از حجیت قرآن كریم آن است كه این كتاب آسمانی از هرجهت‏برای همگان قابل درك و فهم است و در مقام استنباط و استناد می‏توان بدان تكیه كرد و آن را مورد عمل و دلیل و مبنا قرار داد.
آیت‏الله خویی درباره حجیت ظواهر قرآن كریم كه برخی از علمای حدیث [3] بر آن اشكال وارد كرده‏اند، می‏نویسد:«ظواهر قرآن، حجیت و مدركیت دارد و ما می‏توانیم در موارد مختلف به معنای ظاهری آن تكیه كرده، آن را مستقلا مورد عمل قرار دهیم و در گفتار و نظریات و استدلالهای خویش به آن تمسك جوییم; زیرا ظواهر قرآن برای عموم مردم، حجت و مدرك است.»[4] وی سپس پنج دلیل را برای اثبات این موضوع مطرح می‏كند.
بدین ترتیب قرآن كریم از همه جهات برای بشر حجت است و دلیل محكمی برای او در پیشگاه حق تعالی است.
این مطلب در نهج‏البلاغه بوضوح دیده می‏شود. حضرت در خطبه 182 می‏فرماید: فالقرآن آمر زاجر و صامت ناطق حجة الله علی خلقه اخذ علیه میثاقهم و آرتهن علیه انفسهم اتم نوره و اكمل به دینه; «قرآن امر كننده و نهی كننده است و - برحسب ظاهر خاموش است ولی - در واقع - گویا و حجت و برهان خدا بر بندگان است كه از ایشان بر آن پیمان گرفت و آنها را در گرو آن قرار داد. نور آن را تمام گردانید و دین خود را به سبب آن كامل كرد.
در این قسمت، توجه به جند نكته ضروری است:
اول: حضرت، قرآن را به عنوان حجت‏خدا بر خلق معرفی می‏كند. بدیهی است، از آنجا كه قرآن كریم معجزه اصلی است و شامل كلیه دستورات سعادت بخش برای بشر است، از جانب خداوند منان حجت‏بر تمام انسانهاست. [5] از این رو اگر پیروان این كتاب آسمانی بدان عمل كنند، در آخرت نیز دلیلی بر اعمال خویش در پیشگاه حق تعالی خواهند داشت.
دوم: خداوند از بندگان خود بر فراگرفتن و عمل به قرآن كریم پیمان گرفت. ابن ابی الحدید در این باره می‏نویسد: «از آنجا كه خداوند سبحان در عقول مكلفان، ادله توحید، عدل و از جمله مسائل نبوت را قرار داد و نبوت پیامبر اكرم‏صلی الله علیه وآله را عقلا اثبات كرد، به مانند گیرنده میثاق از مكلفان است‏به تصدیق دعوتش و قبول قرآنی كه نازل گشت، بدین صورت، نفوس آنها را مرهون بر وفا قرار داد كه در این حال، آنكه مخالفت كند به خود زیان رسانده و تا ابد هلاك شده است.»[6]
برخی دیگر از شارحان نهج البلاغه در ذیل این عبارت گفته‏اند كه خدا به واسطه نبی اكرم‏علیه السلام از بندگانش پیمان گرفت كه به قرآن عمل كنند.»[7]
همچنین احتمال دارد مراد از آن، قضیه ذریه قبل از خلقت آدم‏علیه السلام باشد كه در اخبار هم آمده است. [8]
تفسیر این عبارت، به هر صورتی كه باشد، مبین این مطلب است كه نفوس بندگان با خداوند در پذیرش قرآن - بعنوان كتابی الهی برای هدایت و سعادت بشری پیمان بسته‏اند; به طوری كه حضرت دقیقا بیان می‏دارد كه خداوند نفوس و ارواح عباد را مرهون وفا به این امر قرار داد.
زمانی نفوس، مرهون رعایت‏حق تعالی و اطاعت از او و دستوراتش - كه همگی در كتاب آمده - می‏شوند كه این كتاب از حجیت لازم برخوردار باشد.
سوم: این كتاب را كامل كننده دین مبین اسلام معرفی كرد. این گفته حضرت دقیقا گویای این است كه:«الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا»[9] ; امروز دین شما را به حد كمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام كردم و بهترین آیین را كه اسلام است، برایتان برگزیدم.»این مطلب نشان از آن دارد كه قرآن مجید زیربنای دین جاودانی اسلام است; پس لازم است از جامعیت، جاودانگی و حجیت‏برخوردار باشد.
امام علی‏علیه السلام در جایی دیگر فرموده است: «انا حجیج المارقین و خصیم الناكثین المرتابین و علی كتاب الله تعرض الامثال [10] ; من با خارج شوندگان از دین احتجاج و با شك كنندگان در دین دشمنی می‏كنم; كارهای مشتبه به حق، به قرآن عرضه می‏گردد.»
این عبارت تفسیرهای مختلفی دارد; علامه مجلسی می‏گوید: «احتمال دارد مراد از امثال، حجتها یا احادیث‏باشد; یعنی آنچه در مخاصمه با مارقان و مرتابان بدانها احتجاج می‏شود، باید به كتاب خدا عرضه گردد تا صحت و فساد آن روشن شود و یا آنچه درباره عثمان به من استناد می‏دهند، باید بر كتاب خدا عرضه گردد.»[11]
ابن ابی الحدید و خویی مراد حضرت از این سخن را همان گفته خداوند می‏دانند كه فرمود:«هذان خصمان اختصموا فی ربهم... [12] ; این دو گروه(مؤمن و كافر) كه در دین خدا با هم به جدل برخاستند، مخالف و دشمن یكدیگرند.»[13]
در شان نزول این آیه روایتی است از امام حسین‏علیه السلام كه نضربن مالك آن را نقل كرده است. نضر می‏گوید: «به امام‏علیه السلام گفتم: یا ابا عبدالله از قول خداوند در آیه «هذان خصمان اختصموا فی ربهم‏»به من خبر ده! پس فرمود: ما و بنی امیه درباره خدای تعالی به خصم برخاستیم. ما گفتیم صدق الله و آنها كذب گفتند; پس ما روز قیامت دو خصم هستیم.»[14]
روایاتی شبیه به همین مضامین كه دو خصم ذكر شده را امام علی‏علیه السلام و طرف مقابل را دشمنان وی معرفی كرده: در اخبار و روایات بسیار وارد شده است كه در اینجا مجال ذكر آن نیست.
درست است كه طبق روایات رسیده، خصومت‏بین محمد و آل محمدعلیهم السلام و دشمنان آنها باید بركتاب خدا عرضه گردد تا حق و ناحق از هم تمییز داده شود، اما همین می‏رساند كتابی كه قابلیت عرضه شبهات را داشته و میزان و مقیاس قرار می‏گیرد، [15] بایستی كتابی منزه از هر عیب، نقص و تحریف بوده و بتواند مرجع و حجت و مبنا باشد.
امام علیه السلام در یكی از بیانات نورانی خویش صریحا به همین مطلب اشاره كرده، می‏فرماید:
«و كفی بالكتاب حجیجا و حصیما»[16]
قرآن برای بازخواست و داوری كفایت می‏كند.
بدین ترتیب، قرآن برهان قاطع و حجتی محكم است‏برای كسی كه به آن احتجاج و با آن مخاصمه كند. و همین حجیت‏سبب می‏گردد كه این مجموعه وحی الهی به عنوان ماخذ اصلی قوانین اسلام تلقی گردد و اصل و ریشه همه فروع قرار گیرد.
می‏توان بوضوح دریافت كه دیدگاه امام علی‏علیه السلام پیرامون جامعیت قرآن مجید در راستای همان نگاه قرآن است كه فرموده:
«الیوم اكملت لكم دینكم... و رضیت لكم الاسلام دینا»
و در جایی دیگر فرمود:
«فیه تبیان لكل شی‏ء»
و نیز فرمود:
«و من یتبع غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین‏»
روشن است‏با توجه به دیدگاههای همه جانبه حضرت در این زمینه، به كلیه نظرات افراطی كه وجود همه علوم بشری را در قرآن می‏دانند و یا نظرات تفریطی كه به حجیت ظواهر قرآن بدون تمسك به روایات تردید وارد می‏كنند، خط بطلان می‏كشد و از این میان معنای صحیح آیات قرآن نیز روشنتر رخ می‏نمایاند.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . خطبه 182
[2] . ترجمه و شرح نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 595
[3] . علماى حدیث چنین عقیده دارند كه ظواهر قرآن حجیت ندارد; یعنى نمى‏توان از ظاهر آیات بدون تمسك به روایات رسیده از معصومان(ع) به مفهوم و معناى آن رسید; لذا هرگونه تفسیرى بدون نقل و تمسك به روایات ممنوع شمرده مى‏شود. بنگرید به: الحدائق الناضرة فى احكام العترة‏الطاهرة، یوسف بحرانى، ج 1، ص 26-35
[4] . بیان در علوم و مسائل كلى قرآن، ص 413
[5] . شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 10، ص‏116
[6] . همان منبع، ص 117
[7] . فى ظلال نهج البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج‏3، ص 41
[8] . شرح نهج البلاغه، ص 117
[9] . مائده، 3
[10] . خطبه 74
[11] . المتقطف من بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسى، ج 1، ص 207
[12] . حج، 19
[13] . شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 6، ص 171; منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه، میرزا حبیب لله هاشمى خویى، ج 5، ص 228
[14] . تفسیر نورالثقلین، حویزى، ج 3، ص 476
[15] . برخى شارحان مراد حضرت در خطبه 75 را میزان و مقیاس قرار گرفتن قرآن كریم دانسته‏اند. بنگرید به: فى ضلال نهج البلاغه، ج 1، ص 385
[16] . خطبه، 82





طبقه بندی: قرآن در نهج البلاغه، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ