تبلیغات
قرآن کلام خداوند - بررسی معنا شناختی واژه كفر در قرآن كریم
قالب وبلاگ قالب وبلاگ


قرآن کلام خداوند

 

با عرض خوشآمدگوئی محضر بازدیدكنندگان التماس دعا داریم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مرداد 1390 توسط مهدی ضیائی صوری

بررسی معنا شناختی واژه كفر در قرآن كریم

نویسنده: حسن خود روان

مقدمه:

یكی از مفاهیم مهم ، پیچیده و پر كار برد در قرآن كریم ، مفهوم كفر است كه در سرتا سر قرآن و همه سوره ها و آیات آن ، ‌به نحوی گسترش دارد . این واژه با مشتقاتش – با بیش از 500 بار تكرار در قرآن كریم – از مفاهیم جامع و فراگیری است كه همه صفات متعلق به خصایص نكوهیده ، به نوعی با آن ارتباط دارند . مفهوم كفر به منزله قطبی است كه دیگر مفاهیم همسان و صفات منفی دیگر ، به گرد آن می چرخند .

با وجود تلاش های گسترده اندیشمندان در شناخت ماهیت كفر ، در باره این مفهوم تاكنون – چنانچه باید و شاید – تحقیق روشمند و محققانه ای نشده است . همچنین ، ارتباط كفر با مفاهیم همسان و متضاد آن مشخص نگردیده ، و زمینه ها و پیامد های كفر ورزی از بیان قرآن كریم استخراج نشده است . پیش از پرداختن به اصل موضوع ، مطلبی رابرگرفته از اندیشه های ایزوتسو ، به عنوان مقدمه می آوریم ، به اعتقاد وی ، ما هنگام مراجعه به واژه های كلیدی قرآن ، با دو امر مواجه می شویم كه جنبه ای از آن چنان آشكار است ك شایسته اشاره نیست ، و جنبه دیگر چندان وضوحی ندارد . جنبه آشكار موضوع ، آن است كه هر كلمه منفرد كه به صورت جدا از كلمات دیگر در نظر گرفته شود ، معنای اساسی یا مفهوم تصوری خاص خود را دارد . برای نمونه ، معنای اساسی واژه “ كتاب “ نوشته و نامه است . در حالی كه در دستگاه اسلامی و نظام قرآنی ، ارتباط خاصی با كلمات مهم دیگر مانند ” الله “ ، “ نبی “ ، “ وحی “ ، “ نزول “ و “ اهل “ پیدا می كند . از این رو ، این واژه معنای تازه ای می طلبد كه برخاسته از روابط آن بادیگر مفاهیم و اصطلاحات است . بنابر این ، یك كلمه با قرار گرفتن در دستگاه اسلامی یا نظام قرآنی ، در ارتباط با كلمات و اصطلاحات دیگر صبغه معنا شناختی خاصی به خود میگیرد كه اگر بیرون از آن دستگاه – بدون در نظر گرفتن در تركیبات خاصی – لحاظ شود ، هرگز آن معنا را در بر نمی گیرد . نكته قابل توجه اینكه تا زمانی كه این واژه در متن قرآنی به كار رفته باشد ، جزیی از معنای آن كلمه و حتی بسیار مهمتر از خود معنای اساسی آن به شمار خواهد آمد . این بخش از معنا در نزد ایزوتسو ، به عنوان معنای نسبی قلمداد می شود . از دیدگاه وی ، “ معنای نسبی چیزی است كه دلالت ضمنی دارد و در نتیجه پیدا شدن وضع خاصی برای آن كلمه در زمینه ای خاص ، به معنای اساسی پیوسته و افزوده میشود ، و در نظام تازه نسبت به كلمات مهم دیگر ، نسبتها و روابط گوناگون پیدا میكند . “ ( ایزوتسو ، خداو انسان در قرآن “ 15 ) گاهی قدرت كل دستگاه و نظام در تغییر معنایی ، چنان است كه تقریبا“ واژه معنای اساسی و تصویری خاص خود را از دست میدهد ، و به صورت كلمه دیگر در می آید . آشكارترین نمونه معنا شناختی در قرآن كریم ، واژه “ كفر “ است .

بررسی معنا شناختی واژه كفر در قرآن كریم

نویسنده: حسن خود روان

مقدمه:

یكی از مفاهیم مهم ، پیچیده و پر كار برد در قرآن كریم ، مفهوم كفر است كه در سرتا سر قرآن و همه سوره ها و آیات آن ، ‌به نحوی گسترش دارد . این واژه با مشتقاتش – با بیش از 500 بار تكرار در قرآن كریم – از مفاهیم جامع و فراگیری است كه همه صفات متعلق به خصایص نكوهیده ، به نوعی با آن ارتباط دارند . مفهوم كفر به منزله قطبی است كه دیگر مفاهیم همسان و صفات منفی دیگر ، به گرد آن می چرخند .

با وجود تلاش های گسترده اندیشمندان در شناخت ماهیت كفر ، در باره این مفهوم تاكنون – چنانچه باید و شاید – تحقیق روشمند و محققانه ای نشده است . همچنین ، ارتباط كفر با مفاهیم همسان و متضاد آن مشخص نگردیده ، و زمینه ها و پیامد های كفر ورزی از بیان قرآن كریم استخراج نشده است . پیش از پرداختن به اصل موضوع ، مطلبی رابرگرفته از اندیشه های ایزوتسو ، به عنوان مقدمه می آوریم ، به اعتقاد وی ، ما هنگام مراجعه به واژه های كلیدی قرآن ، با دو امر مواجه می شویم كه جنبه ای از آن چنان آشكار است ك شایسته اشاره نیست ، و جنبه دیگر چندان وضوحی ندارد . جنبه آشكار موضوع ، آن است كه هر كلمه منفرد كه به صورت جدا از كلمات دیگر در نظر گرفته شود ، معنای اساسی یا مفهوم تصوری خاص خود را دارد . برای نمونه ، معنای اساسی واژه “ كتاب “ نوشته و نامه است . در حالی كه در دستگاه اسلامی و نظام قرآنی ، ارتباط خاصی با كلمات مهم دیگر مانند ” الله “ ، “ نبی “ ، “ وحی “ ، “ نزول “ و “ اهل “ پیدا می كند . از این رو ، این واژه معنای تازه ای می طلبد كه برخاسته از روابط آن بادیگر مفاهیم و اصطلاحات است . بنابر این ، یك كلمه با قرار گرفتن در دستگاه اسلامی یا نظام قرآنی ، در ارتباط با كلمات و اصطلاحات دیگر صبغه معنا شناختی خاصی به خود میگیرد كه اگر بیرون از آن دستگاه – بدون در نظر گرفتن در تركیبات خاصی – لحاظ شود ، هرگز آن معنا را در بر نمی گیرد . نكته قابل توجه اینكه تا زمانی كه این واژه در متن قرآنی به كار رفته باشد ، جزیی از معنای آن كلمه و حتی بسیار مهمتر از خود معنای اساسی آن به شمار خواهد آمد . این بخش از معنا در نزد ایزوتسو ، به عنوان معنای نسبی قلمداد می شود . از دیدگاه وی ، “ معنای نسبی چیزی است كه دلالت ضمنی دارد و در نتیجه پیدا شدن وضع خاصی برای آن كلمه در زمینه ای خاص ، به معنای اساسی پیوسته و افزوده میشود ، و در نظام تازه نسبت به كلمات مهم دیگر ، نسبتها و روابط گوناگون پیدا میكند . “ ( ایزوتسو ، خداو انسان در قرآن “ 15 ) گاهی قدرت كل دستگاه و نظام در تغییر معنایی ، چنان است كه تقریبا“ واژه معنای اساسی و تصویری خاص خود را از دست میدهد ، و به صورت كلمه دیگر در می آید . آشكارترین نمونه معنا شناختی در قرآن كریم ، واژه “ كفر “ است .

معنای اساسی كفر

معنای اساسی كفر ، “ ناسپاسی كردن “ و “ ناسپاس بودن “ در مقابل خیر و احسانی است ، كه به شخصی از طرف شخص دیگر رسیده باشد . این معنا در میان همه افرادی كه به زبان عربی تكلم میكنند ، مشترك است ، به طوری كه در همه زمانها هم این معنا حفظ شده است . برای نمونه ، واژه “ كافرین “ در آیه : “ قال الم نربك فینا ولیدا“ و لبثت فینا من عمرك سنین و فعلت فعلتك التی فعلت و انت من الكافرین “ ( شعراء /18-19 ) ( گفت : آیا تو را نزد خودمان به هنگام كودكی پرورش ندادیم و تو چند سال از عمرت رادر میان ما نگذراندی و مرتكب شدی كارت را كه از تو سرزد و تو از ناسپاسانی ) كه از زبان فرعون به حضرت موسی ( ع ) گفته شد ، در یك بافت معنایی غیر دینی ، مفهوم ناسپاسی را برای كفر بخوبی روشن میسازد ( طباطبایی ، المیزان ج 15،284 )

اما در نظام قرآنی بین كلمه (( كفر )) و كلمه (( الله ))‌، ارتباطی مستقیم به وجود آمد . در حوزه این میدان معنا شناختی ، دیگر كفر ، بیان كننده مفهوم ساده ناسپاسی نبود ، بلكه مفهوم ناسپاسی به خدا و قدرنشناسی به احسان و عنایت الهی پیدا كرد .

قرآن به انسان می آموزد كه از وابستگی و نیازمندی بنیادی خویش به خدا غافل نباشد . این غافل نبودن ، همان آغاز ایمان و اعتقاد واقعی انسان به خداست . از همین جا ، معلوم میشود كه چگونه “ كفر “ بتدریج از معنای اساسی خود منحرف شده ، و به معنای بی اعتقادی و نفی تصور ایمان نزدیك شده است . “ در آن آیات قرآنی كه نزدیك اواخر زندگی حضرت محمد ( ص) به او وحی شده ، دیگر “ كفر“ معنای ضد “ شكر “ : یعنی سپاسگزار بودن ندارد ، بلكه كلمه ای ضد ‹‹آمن›› است . و اسم فاعل آن ، یعنی كافر ،….. بسادگی معنای “ غیر مومن “ پیدا كرد “ ( ایزوتسو ، خدا وانسان در قرآن ،19 )

البته به نظر می آید قبول برخی از این سخنان ، بویژه اینكه : “ دیگر “ كفر “ معنای ضد “ شكر “ ، یعنی سپاسگزار بودن ، ندارد “ به صورت مطلق پذیرفته نیست ، زیرا نمونه هایی از تقابل كفر وشكر در سوره های مدنی مشاهده میشود . در سوره مدنی بقرة آمده است : “ فاذكرونی اذكر كم واشكرو الی و لا تكفرون “ بفره / 152 ) (‌پس مرا یاد كنید تا شما را یاد كنم و مرا شكركنید و ناسپاسی مكنید )
تضاد میان كفر و ایمان

كفر به معنای ناسپاسی با ورود به نظام و جهان بینی اسلامی و باحفظ همان معنا – ولی در ساختار جدید – علاوه برتقابل آن با شكر ، با ایمان و مفاهیم همسان آن مانند : اسلام ، اخبات و تقوا نیز متضاد شد ، كه در این مجال به بررسی اجمالی تضاد میان كفرو ایمان می پردازیم .

كفرو ایمان ، از مفاهیم عمده و كلیدی قرآن كریم میباشند كه هر كدام ، حوزه معنایی مستقلی را تشكیل داده اند . در مقایسه دو حوزه معنایی كفر وایمان ، در می یابیم كه آن دو به منزله دو قطب متضادند كه همه صفات مطلوب و نامطلوب بر محور آنها می چرخند .

از طرفی ، همین دو مفهوم كفرو ایمان ، متعلقاتی نیز مختص به حوزه معنایی خود دارند كه در زمینه معنا شناسی ، علاوه بر فهم ارتباط مفاهیم متضاد ، فهم پیوند آنها با یكدیگر نیز لازم است .

ایمان :

با یك نگاه اجمالی به قرآن كریم گسترش این واژه با شكلهای مختلف و صیغه های متفاوت در بیشتر آیات قرآنی ، بر كسی پوشیده نخواهد ماند . در واقع ، كمتر صفحه ای از قرآن را می یابیم كه در آن ، ایمان و مشتقات آن به كار نرفته باشد . این واژه علاوه بر مفاهیم همسان خود ، با مشتقاتش ، بیش از 800 بار در قرآن كریم به كار رفته است . با اندكی تدبر در برخی از این آیات ، تقابل و تضاد ایمان ، بعنوان سرچشمه و منبع همه فضایل اخلاقی ، با كفر به عنوان منشاء همه رذایل اخلاقی ، بخوبی آشكار خواهد شد .

با وجود برقراری رابطه تضاد میان كفر و ایمان ، فهم این دو ، چنان لازم و ملزوم یكدیگرند كه درك درست هر یك از آن دو بدون دیگری امكان ندارد . به عبارت دیگر ، فهم درست ساختمان معنایی كفر و ایمان ، منوط به درك صحیح هر دوی آنهاست . در این میان ، مفهوم هر كدام كه روشن شود ، مفهوم دیگری نیز ، قاعدتاً مشخص خواهد شد ، بویژه در باره كفر كه دانستن مفهوم آن ، تا حدود زیادی ، لازمه دریافت صحیح بیشتر ویژگیهای مربوط به حوزه معنایی ایمان است . راجع به تقدم بررسی معنایی كفر بر ایمان ، اندیشمندانی همچون : استاد شهید مطهری ( ره ) و آقای ایزوتسو ، بوضوح بدان اذعان كرده اند . در این باره ، صاحب كتاب مفاهیم اخلاقی – دینی چنین می گوید : “ به عقیده من ، حتی مفهوم ایمان را ، بعنوان بالاترین و والاترین ارزش اخلاقی و دینی در اسلام ، از طریق تجزیه و تحلیل مفهوم كفر ، یعنی از جنبه منفی ایمان ، و بطور غیر مستقیم بهتر می توان روشن ساخت تا از طریق مستقیم “ ( ایزوتسو ، مفاهیم اخلاقی – دینی 239 )

بر این اساس ، برای تجزیه و تحلیل كفر و ایمان ، برخی از آیاتی كه در آنها تضاد میان كفرو ایمان بروشنی نمایان است ، با دسته بندی ذیل ، ذكر میشود .
1 ـ آیاتی كه سیرو سلوك جداگانه ای رابرای هر كدام از اهل كفرو ایمان بیان میكنند ، همچون آیه : “ الذین آمنو ا یقاتلون فی سبیل الله و الذین كفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت “ ( نساء / 76 ) ( كسانی كه ایمان آوردند در راه خدا می جنگند و كسانی كه كافر شدند در راه طاغوت می جنگند). این آیه نشان می دهد كه اهل ایمان در راه خدا، و كافران در راه شیطان جهاد می كنند.
در آیه ‹‹ ان الله یدخل الذین آمنو وعملوا الصالحات جنات تجری من تحتها الانهار و الذین كفروا یتمتعون و یأكلون كما تاكل الانعام و النار مثوی لهم››{محمد/12)(بدرستی كه خداوند كسانی را كه ایمان آوردند و كارهای شایسته كردند، به بهشتهایی كه نهرها از زیر آن جاری است وارد می كند و كسانی كه كافر شدند بهره مند می شوند و می خورند همانگونه كه چهارپایان می خورند و آتش جایگاه آنان است،
تقابل میان كفر و ایمان از دو جهت باز گو شده است:

الف: اختلاف در سیر و سلوك دنیوی، كه مؤمنان در پی كارهای خیر و صلاحند. در حالی كه كافران دائم به دنبال تن پروری و بهره جویی از لذتهای مادی اند.

ب: اختلاف در پاداش اعمال، كه مومنان بدلیل همان كارهای نیكشان روانه بهشت می شوند، ولی كافران بدلیل عیش و نوش و زندگی حیوانی شان، وارد دوزخ و گرفتار آتش الهی می گردند.{فخر رازی، تفسیر كبیر،ج 28 ،51

2. آیاتی كه بدلیل اختلاف عملكرد مؤمنان و كافران، پیامدهای گوناگونی را برای اعمال ایشان بازگو می كنند. بیان تشابه و یكسانی، یا تقابل و دو گانگی عقوبت در آیات متعدد قرآن كریم،‌یكی از بهترین شیوه ها و وجوه اشتراك یا افتراق مفاهیم عمده و مهم قرآنی – از جمله دو حوزه بمعانی كفر و ایمان – است.

آیه : ‹‹الملك یومئذالله یحكم بینهم، فالذین آمنوا و عملو صالحات فی جنات نعیم. والذین كفروا و كذبوا بایاتنا فاولئك لهم عذاب مهین››{حج/56-57}،(فرمانروائی در آن روز برای خداست. برایشان حكم میكند پس كسانی كه ایمان آوردند و كارهای شایسته كردند در بهشتهای پر نعمتند و كسانی كه كفر ورزیدند و آیات ما را دروغ شمردند،‌پس برای آنان عذاب خوار كننده ای است). از این گروه است كه مثل آیه 12 سوره محمد – كه در ذیل عامل قبلی ار آن سخن گفته شد – تقابل و تضاد میان كفر و ایمان را از دو جنبه بیان می كنند:

الف: افتراق در سیر و سلوك مؤمنان و كافران، و پیامدهای ناشی از كفر و ایمان.

ب : افتراق و اختلاف در عقاب و ثواب، به عنوان آخرین پی آمد كفر و ایمان، به طوری كه هر كدام از مؤمنان یا كافران با انتخاب یكی از راههای كفر و ضلالت یا ایمان و هدایت ، مسیر جداگانه ای را طی می كنند و با پیگیری رفتارهای جداگانه ای در این عالم ، آینده و آخرت متفاوت خویش را رسم می كنند.

3. آیاتی كه یار و معین متفاوتی را برای مؤمنان و كافران بیان می كنند، همچون آیه : ‹‹ الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین كفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات ...››{بقره/257}(خداوند یار كسانی است كه ایمان آوردند. آنان را از تاریكیها به روشنائی بیرون می برد . و آنان كه كافر شدند، یارانشان طاغوت است ، آنان را از روشنایی به تاریكیها بیرون می برد).

از آنجا كه ولی حقیقی و واقعی، خداوند باری تعالی است اولیای دیگر غیر از او ارزش و اعتباری ندارند. به عبارت دیگر، بودن یا نبودن آنها، سودی به حال كافران نخواهد داشت. به همین خاطر، جای هیچگونه تعجب نیست كه در مثال ذیل، كافران را مطلقا بی یاور معرفی می كند، ‹‹افلم یسیروا فی الارض فینظرواكیف كان عاقبه الذین من قبلهم دمرالله علیهم و للكافرین امثالها ذلك بان اللهمولی الذین آمنوا و ان الكافرن لامولی لهم››.{محمد/10-11}(پس، آیا در زمین سیر نكردند پس بنگرید كه عاقبت كسانی كه بیش از آن بودند، چگونه بود. خداون آنان را هلاك كرد و برای كافران امثال آن (عاقبت) خواهد بود.این بدان سبب است كه بدرستی خداوند یاور كسانی است كه ایمان آوردند و بدرستی كافران هیچ یاوری ندارند).

فخر رازی در ذیل این آیات می گوید:‌‹‹ در این كلام، تباین عظیمی میان كافر و مومن است ، زیرا كه مومن مورد نصرت و حمایت خداوند – كه بهترین ناصر است – می باشد، در حالی كه كافر – با توجه به لای نفی جنس – هیچ یاری نخواهد داشت{ فخر رازی، تفسیر كبیر، ج 28.50}.

4 . آیاتی كه حالات درونی و قلوب كافران و مؤمنان را مختلف و صف می كنند. یكی از آثار مهم ایمان در زندگی انسان، دست یافتن به آرامش روحی و روانی است. این آرامش به دو جهت است :

اولا، بدان جهت است كه خداگرایی در انسان فطری است . فطرت انسان ناخودآگاه در تب و تاب است تا به این خواسته خود، دست یابد و تا به آن نرسد آرام و قرار نمی گیرد. حال رسیدن به هیچ خواسته ای، نمی تواند جای آن را بگیرد. به همین خاطر، انسانی كه یاد خدا را در دل خویش جای دهد و ارتباط روحی میان خود و خدا بر قرار كند، آرامش عمیقی توام با رضایت و خشنودی به دست می آورد.

ثانیا از آن جهت است كه فرد مؤمن با توكل و اعتماد به خدا و دل بستن به الطاف و عنایات او، هرگز یاس و ناامیدی را به دل خویش راه نمی دهد. از این رو با ایمان به مبدا و معاد و دل نبستن به زخارف دنیوی ، به هنگام از دست دادن آنها مضطرب و ناراحت نمی شود.اما كافران كه به دلیل بی اعتمادی به مبدا و معاد فقط هدف و خواسته شان را در دنیا و نعمتهای فانی آن جستجو می كنند، طبیعتا نگران از دست دادن آنهایند و حسرت نداشته ها را می خورند. و بدین ترتیب ، آنان هرگز روی آرامش و قرار را نمی بینند.

از این رو، برخی از آیات، قلب مومنان را بدلیل ذكر نام خداوند، مالامال از صفا و آرامش ملكوتی وصف می كنند، در مقابل قلبهای كافران،كه مثل سنگ و بلكه سخت تر ار آن وصف می شوند. در این باره قرآن می فرماید: ‹‹الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكرالله ، الا بذكرالله تطمئن القلوب›› {رعد/28}(آنان كه ایمان آوردند و دلهایشان به یاد خدا آرامش می یابد. آگاه باشید كه دلها به یاد خدا آرامش می یابد).

میزان آرامش روحی هر كس، متناسب با ایمان و پیوند قلبی او با خداوند است.هرچه ایمان قوی تر باشد، آرامش روحی نیز به همان میزان افزایش می یابد. اما كسانی كه ایمان سست و ضعیفی دارند، آرامش ایشان نیز كمتر خواهد بود. به همین خاطر ، كافران بی ایمان، هیچ بهره ای از آرامش و ثبات ندارند، و قلب و دلشان هم مثل سنگ ،‌سفت و سخت است.

در آیه : ‹‹ثم قست قلوبكم من بعد ذلك فهی كالحجاره اواشد قسوه و ان من الحجاره لما یتفجر منه الانهار، و ان منها لما یشقق فیخرج منه الماء و ان منها لما یهبط من خشیه الله و مالله بغافل عما تعملون››{بقره/74}( پس،: دلهای شما پس از آن چون سنگ سخت گردید یا سختتر {از سنگ} كه بدرستی كه از سنگ گاه جویها روان شود و بدرستی كه چون شكافته شود آب از آن بیرون جهد و گاه از ترس خدا از فراز به نشیب فرو غلتد و خدا از آنچه می كنید غافل نیست)، قلبهای قوم بهانه جو و كافر بنی اسراییل را كه بعد از دیدن معجزات متعدد باز كافر شده بودند، ‌مثل سنگ و بلكه سخت تر از آن وصف می كند، ‌چه آنكه سنگ با وجود سفت و سخت بودنش در مقابل عظمت پروردگار خاشع می شود، و حال آنكه دل كافران خاشع نمی شود.

5. آیاتی كه با ارائه سیمای متفاوتی از مومنان و كافران، صف آرائی جداگانه ایشان را در روز قیامت به تصویر می كشانند، همچون : ‹‹ یوم تبیض وجوه و تسود وجوه فاما الذین اسودت و جوههم اكفرتم بهد ایمانكم فذو قوا العذاب بما كنتم تكفرون. و اما الذین ابیضت وجوههم ففی رحمه الله هم فیها خالدون››{آل عمران/106-107}(آن روزی كه گروهی سپید روی و گروهی سیه روی شوند پس اما{به}آنان كه سیه روی شدند{گفته می شود}، آیا شما پس از ایمانتان كافر شدید. پس به سبب كافر شدنتان عذاب را بچشید و اما كسانی كه سپید روی شدند پس همواره در رحمت خداوندند).

نظیر این عبارات را در سوره عبس نیز مشاهده می كنیم كه همگی ، تقابل و تضاد كفر و ایمان را بوضوح بیان می كنند: ‹‹ وجوه یومئذ مسفره . ضاحكه مستبشره. و وجوه یومئذ علیها غبره. ترهقها قتره.اولئك هم الكفره الفجره››{عبس/38-42}(چهره هایی كه درآن روز درخشانند، خندانند و شادانند. و چهره هایی كه در آن روز غبار آلودند، در سیاهی فرو رفته اند. اینان كافران و فاجرانند).

6. آیاتی كه مقوله ایمان را ارزش، ولی مقوله كفر را ضد ارزش معرفی می كنند:‌ از دیدگاه اسلام یكی از ملاكهای اساسی در امر ازدواج ایمان و تقواست. انتخاب همسر و تشكیل زندگی مشترك ،‌بایستی بر اساس همین معیار و مواردی از این قبیل – كه در متون دینی به آنها اشاره شده است – باشد. اسلام ضمن نفی هرگونه مقیاسها ی مادی و ظاهری، ملاك اصلی برای ازدواج و تشكیل خانواده را ،ارزشهای دینی معرفی می كند و قوام خانواده و به تبع آن پایداری جامعه را بسته به ایمان و خلق و خوی نیك افراد می داند. عواملی همچون : رئیس و مرئوس بودن ،‌با سواد و بی سواد بودن، فقیر و غنی بودن و بنده و آزاد بودن، هیچ كدام ملاك انتخاب همسر نیستند. آنچه از دیدگاه اسلام در این باره اهمیت دارد، ایمان و ارزشهای دینی است. به همین خاطر، در آیه :‌‹‹ولا تنكحوا المشركات حتی یؤمن، ولامه مؤمنه خیر من مشركه ولوا عجبتكم، ولاتنكحوا المشركین حتی یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرك و لوا عجبكم، اولئك یدعون الی النار،والله یدعو الی الجنه و المغفره باذنه و یبین آیاته للناس لعلهم یتذكرون››{بقره/221}(زنان مشركه را تا ایمان نیاورده اند به زندگی مگیرید و كنیز مومنه بهتر از آزاد زن مشركه است، هرچند شما را از او خوش آید. و به مردان مشرك تا ایمان نیاورده اند، زن مومنه ندهید. و بنده مومن بهتر از مشرك است، هرچند شما را از او خوش آید. اینان به سوی آتش دعوت می كنند و خدا به جانب بهشت و آمرزش. و آیات خود را برای مردم آشكار بیان می كند، باشد كه به یاد آورند). ضمن بی ارزش قلمداد كردن شرك كه نمود بارزی از كفر است، ایمان را صراحتا به عنوان مهمترین ملاك همسر گزینی بیان می كند{بغوی، معالم التنزیل،ج1،290،هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما،ج2، 94}.

آیاتی كه از تبدیل ایمان به كفر، و كفر به ایمان سخن می گویند. برخی از آیات قرآن كریم ضمن هشدار به مومنان در باره خطر ارتداد، ‌كفر و ایمان را به عنوان دو خصلت متضاد معرفی میكنندكه با وجود قابل جمع نبودن درآن واحد در شخصی، ممكن است به مرور زمان ، انسانی به صورت متبادل متصف به یكی از آنها بشود. در واقع، خطر كفر و ارتداد همواره برای انسان وجود دارد. در این باره به دو آیه اشاره می شود:

الف : ‹‹من كفر بالله من بعد ایمانه الا من اكره و قلبه مطمئن بالایمان و لكن من شرح بالكفر صدرا فعلیهم غضب من الله و لهم عذاب عظیم››{نحل / 106}(كسی كه پس از ایمانش به خدا كافر شود،‌مگر كسی را كه به زور واداشته اند و حال آنكه قلبش به ایمان مطمئن است، بل آنان كه در دل را به روی كفر می گشایند،‌ مورد خشم خدایند و عذابی بزرگ برایشان است).

ب: ‹‹ یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین كفروا یردوكم علی اعقابكم فتنقلبوا خاسرین››{ آل عمران/149}( ای كسانی كه ایمان آوردید اگر از كسانی كه كافر شدند پیروی كنید،‌شما را به آیین پیشین بر می گردانند پس زیاندیده باز می گردید).

آیات فراوانی با تعبیرهای مختلف و متنوعی ؤ تقابل كفر و ایمان را از جهات متعدد دیگری بیان می كنند،كه از ذكر همه آنها پر هیز می شود، و صرفا یادآوری می گردد كه با توجه به تضاد كفر با ایمان ،‌مفاهیم مربوط به حوزه همدیگر نیز با این دو در تضادند.

منابع:

1. ایزو تسو، توشیهیكو،‌خداوند و انسان در قرآن، ترجمه احمد آرام،‌تهران ، موسسه تحقیقاتی و فرهنگی و زبانشناسی

2. همو، مفاهیم اخلاقی – دینی در قرآن ، ترجمه فریدون بدره ای،‌تهران،‌فروزان،1378

3. بغوی ابو محمد حسین ابن مسعود، معالم التنزیل فی التفسیر و التاویل،بیروت، دارالفكر، 1405 ه. ق.

4. طباطبائی،‌سید محمد حسین ، المیزان فی تفسیر القرآن ، تهران ، دارلكتب الاسلامیه،‌1397 ه.ق

5. فخر رازی ، محمد ابن عمر ، التفسیر الكبیر ،‌بیروت ، داراحیاء التراث العربی

6. هاشمی رفسنجانی، اكبر و جمعی از محققان ،‌تفسیر راهنما ، دفتر تبلیغات اسلامی ، حوزه علمیه قم، 1371





طبقه بندی: کفر در قرآن، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ