تبلیغات
قرآن کلام خداوند - دیدگاه قرآن كریم در مورد رفتار مسالمت آمیز مسلمانان با پیروان ادیان دیگر چیست؟
قالب وبلاگ قالب وبلاگ


قرآن کلام خداوند

 

با عرض خوشآمدگوئی محضر بازدیدكنندگان التماس دعا داریم.

دیدگاه قرآن كریم در مورد رفتار مسالمت آمیز مسلمانان با پیروان ادیان دیگر چیست؟

در پاسخ باید گفت :«هم زیستى مسالمت آمیز مذهبى» یك فكر اصیل اسلامى است و آیات متعددى از قرآن كریم، به صورت هاى گوناگون، با تأكید و صراحت كامل، بدان سفارش نموده اند; درحالى كه در چهارده قرن قبل، مفهوم «هم زیستى مذهبى» براى بشر كاملا شناخته شده نبود.از نظر قرآن كریم، جنگ مذهبى و ستیز به خاطر اختلافات عقیده به صورتى كه در برخى از مذاهب دیگر دیده مى شود ـ مانند جنگ هاى صلیبى مسیحیت ـ معنا ندارد. كینه توزى و دشمنى نسبت به پیروان ادیان دیگر ممنوع، و درپیش گرفتن روش هاى اهانت آمیز نسبت به دیگران، یك روش غیردینى است.

قرآن كریم گروهى از مسیحیان و یهودیان را یاد مى كند كه راه تمسخر و تكفیر را نسبت به هم دیگر در پیش گرفته، باتحقیر، اهانت و پاى مال نمودن حقوق انسانى یك دیگر، همواره آتش جنگ و اختلاف را شعله ور مى سازند: « وَ قالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصارى عَلى شَیْء وَ قالَتِ النَّصارى لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلى شَیْء وَ هُمْ یَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ یَحْكُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فِیما كانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ»( بقره، 113) ترجمه: یهود گفتند: نصرانى ها بر حق نیستند و نصرانى ها گفتند: یهود بر حق نیستند; حال آن كه اینان كتاب را تلاوت مى كردند; كسانى هم كه از حق چیزى نمى دانند، سخنى همانند سخن ایشان گفتند. سرانجام خداوند در روز قیامت در آن چه در آن اختلاف داشتند بین آنها داورى خواهد كرد.

ادامه متن

دیدگاه قرآن كریم در مورد رفتار مسالمت آمیز مسلمانان با پیروان ادیان دیگر چیست؟

در پاسخ باید گفت :«هم زیستى مسالمت آمیز مذهبى» یك فكر اصیل اسلامى است و آیات متعددى از قرآن كریم، به صورت هاى گوناگون، با تأكید و صراحت كامل، بدان سفارش نموده اند; درحالى كه در چهارده قرن قبل، مفهوم «هم زیستى مذهبى» براى بشر كاملا شناخته شده نبود.از نظر قرآن كریم، جنگ مذهبى و ستیز به خاطر اختلافات عقیده به صورتى كه در برخى از مذاهب دیگر دیده مى شود ـ مانند جنگ هاى صلیبى مسیحیت ـ معنا ندارد. كینه توزى و دشمنى نسبت به پیروان ادیان دیگر ممنوع، و درپیش گرفتن روش هاى اهانت آمیز نسبت به دیگران، یك روش غیردینى است.

قرآن كریم گروهى از مسیحیان و یهودیان را یاد مى كند كه راه تمسخر و تكفیر را نسبت به هم دیگر در پیش گرفته، باتحقیر، اهانت و پاى مال نمودن حقوق انسانى یك دیگر، همواره آتش جنگ و اختلاف را شعله ور مى سازند: « وَ قالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصارى عَلى شَیْء وَ قالَتِ النَّصارى لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلى شَیْء وَ هُمْ یَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ یَحْكُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فِیما كانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ»( بقره، 113) ترجمه: یهود گفتند: نصرانى ها بر حق نیستند و نصرانى ها گفتند: یهود بر حق نیستند; حال آن كه اینان كتاب را تلاوت مى كردند; كسانى هم كه از حق چیزى نمى دانند، سخنى همانند سخن ایشان گفتند. سرانجام خداوند در روز قیامت در آن چه در آن اختلاف داشتند بین آنها داورى خواهد كرد.

قرآن كریم براى تأمین هم زیستى مسالمت آمیز راه هاى گوناگونى را سفارش نموده است كه مهم ترین آنها عبارت اند از:

1. آزادى عقیده و فكر
در بعضى از آیات قرآن كریم، بر اصل «آزادى عقیده» تأكید شده است; یعنى اساساً طبیعت اعتقادات قلبى و مسائل وجدانى به گونه اى است كه در آنها اكراه و اجبار جایى ندارد.

« لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» ( بقره، 256) ترجمه: در كار دین اكراه روا نیست، چراكه راه از بى راهه به روشنى آشكار شده است. « وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِیعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النّاسَ حَتّى یَكُونُوا مُؤْمِنِینَ»( یونس، 99) ترجمه: اگرچه پروردگارت مى خواست، تمامى اهل زمین ـ بدون این كه اختیارى داشته باشند ـ ایمان مى آوردند، پس آیا تو مردم را به اكراه وامى دارى كه مؤمن شوند؟ پیامبر مأمور به ابلاغ دستورهاى الهى است، خواه مخالفان ایمان بیاورند یا نه: « وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ; فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَكْفُرْ» ( کهف، 29) ترجمه: و بگو: این حق از سوى پروردگارتان است، پس هر كس مى خواهد ایمان بیاورد و هركس مى خواهد كفر ورزد.

« وَ لَوْ شاءَ اللّهُ ما أَشْرَكُوا وَ ما جَعَلْناكَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَكِیل» ( انعام، 107) ترجمه: و اگر خداوند مى خواست، شرك نمىورزیدند، ولى تو را نگهبان آنان نگماشته ایم و تو كارساز آنان نیستى. ایمان به خدا و مبانى اسلام هیچ گاه نمى تواند تحمیلى باشد، بلكه تنها راه نفوذ آن در فكر و روح منطق و استدلال است. مهم این است كه حقایق و دستورهاى الهى بیان شود تا مردم آن را درك كنند و با اراده و اختیار خویش آن را بپذیرند. بُعد دیگر آزادى، «آزادى فكر و اندیشه» است. قرآن كریم در آیات متعددى انسان را به تعقّل و تدبّر و اندیشه در جهان هستى فرا مى خواند و از او مى خواهد كه با نیروى عقل، منافع و مضار خویش را بشناسد و در جهت كمال و آزادى از هرگونه اسارت، پلیدى و گمراهى قدم بردارد. « سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَیْء شَهِیدٌ» ( فصلت، 53) ترجمه: زود است كه ما آیات خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان هویدا گردانیم، تا آشكار شود كه آن حق است; آیا كافى نیست كه پروردگارت بر همه چیز گواه است؟

« وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ * وَ فِی أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ» ( ذاریات، 20-21) ترجمه: و در زمین، نشانه هایى براى اهل یقین و نیز در وجود شما است; آیا به چشم بصیرت نمى نگرید؟

2. توجه به اصول مشترك
اسلام آیینى است كه از زمان پیدایش خود با شعار هم زیستى مسالمت آمیز دعوت خویش را به جهانیان عرضه نموده است و این آیین خطاب به «اهل كتاب» چنین مى گوید:« قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَة سَواء بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ»( آل عمران، 64) ترجمه: بگو اى اهل كتاب بیایید تا بر سخنى كه بین ما و شما یك سان است بایستیم كه جز خداوند را نپرستیم و براى او هیچ گونه شریكى نیاوریم و هیچ كس از ما دیگرى را به جاى خداوند به خدایى برنگیرد; و اگر روى گردان شدند، بگویید: شاهد باشید كه ما فرمانبرداریم. این آیه از آیات مهمى است كه اهل كتاب را به سوى وحدت دعوت مى نماید. استدلال این آیه ى شریفه با استدلال در آیات سابق تفاوت دارد. آیات سابق بر این آیه، به طور مستقیم به سوى اسلام دعوت كرده اند، ولى در این آیه به نقطه هاى مشترك بین «اسلام» و «اهل كتاب» توجه شده است.قرآن به مسلمانان مى آموزد كه اگر كسانى حاضر نبودند در تمام اهداف مقدستان با شما هم كارى كنند، از پا ننشینید و بكوشید حداقل در قسمتى كه با شما اهداف مشترك دارند هم كارى آنها را جلب كنید و آن را پایه ى پیشبرد اهداف مقدستان قرار دهید.

3. نفى نژادپرستى
قرآن كریم، هرگونه تفكر نژادپرستانه را محكوم نموده است و همه ى انسان ها را فرزند یك پدر و مادر و، قهراً، فاقد برترى نژادى، قومى و مذهبى مى داند. « یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَر وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ» ( حجرات، 13) ترجمه: هان اى مردم! همانا شما را از یك مرد و یك زن آفریدیم و به هیأت اقوام و قبایلى در آوردیم تا با یك دیگر انس و آشنایى یابید; بى گمان گرامى ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست; خداوند داناى آگاه است.یكى از اصول مهم هم زیستى مسالمت آمیز، تساوى و برابرى انسان ها است; زیرا نژادپرستى، خودبرتربینى و تحقیر ملت ها و مذاهب دیگر، موجب مشكلات فراوانى براى جامعه ى بشرى شده است. جنگ جهانى اول و دوم نمونه ى بارز این مشكلات است.تفاوت در رنگ، نژاد و ملیت، مایه ى فضیلت كسى بر دیگرى نیست. از نظر قرآن، اختلاف زبان ها و رنگ ها از آیات و نشانه هاى الهى و وسیله اى براى شناخت افراد و اشخاص از یك دیگر است; اگر همه ى انسان ها یك شكل، یك رنگ و داراى قد و قواره ى یكسان باشند، زندگى دچار مشكل و هرج و مرج مى گردد.

از نظر قرآن كریم، انسان ها نسبت به یك دیگر فضیلتى جز به تقوا و پرهیزگارى ندارندو مجموعه ى انسان ها، «خانواده ى بشرى» و «امت واحد» را تشكیل مى دهند:« كانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النّاسِ فِیَما اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ...» ( بقره، 213) ترجمه: در آغاز مردم امت یگانه اى بودند، آن گاه خداوند پیامبران را مژده آور و هشدار دهنده برانگیخت، و با آنان، به حق، كتاب آسمانى فرستاد، تا در میان مردم در آن چه اختلاف مىورزند داورى كند....

بسیارى از آیات قرآن كریم خطاب به جمیع بشر است; مانند: «یا بنى آدم» و «یا ایها الانسان». این خطاب ها و تعبیرها به این اشاره دارد كه انسانیت یك معناى مشترك بین تمام ساكنین زمین است. افراد مناطق مختلف از حیث انسانیت هیچ فرقى با یك دیگر ندارند. بشر در طول تاریخ از حیث زبان، رنگ، نژاد و... مختلف بوده است، ولى از نظر اسلام، همه فرزندان یك پدر و مادر (آدم(علیه السلام)و حواء(علیها السلام)) هستند و این تفاوت ها در انسانیت انسان خدشه اى وارد نمى سازد.

4. گفتگوى مسالمت آمیز
قرآن كریم به مسلمانان دستور اكید مى دهد كه با «جدل احسن» و «گفتوگوى مسالمت آمیز» با اهل كتاب سخن بگویند و روابط خود را بر اساس «اصول مشترك» قرار دهند.« وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلاّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنّا بِالَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ أُنْزِلَ إِلَیْكُمْ وَ إِلهُنا وَ إِلهُكُمْ واحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»( عنکبوت، 46) ترجمه: و با اهل كتاب، جز به شیوه اى كه نیكوتر است مجادله نكنید، مگر كسانى از آنها كه مرتكب ظلم و ستم شده اند; و بگویید به آن چه بر ما و ـ به آن چه ـ بر شما نازل شده ایمان آورده ایم و خداى ما و شما یكى است و ما همه فرمان بردار اوییم.در آیات پیش تر سخن از نحوه ى برخورد با «بت پرستان» لجوج و جاهل بود، كه به مقتضاى حال با آنها سخن مى گفت، ولى در این آیه سخن از مجادله و گفتوگوى ملایم تر با «اهل كتاب» است; زیرا آنها حداقل، بخشى از دستورهاى انبیا و كتب آسمانى را شنیده بودند و آمادگى بیش ترى براى شنیدن آیات الهى داشتند.

قرآن مجید به مسلمانان دستور مى دهد كه از دشنام دادن به كافران و بت پرستان پرهیز نمایند; زیرا آنها هم در مقابل، به همین روش متوسل خواهند شد:« وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْم كَذلِكَ زَیَّنّا لِكُلِّ أُمَّة عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا یَعْمَلُونَ» ( انعام، 108) ترجمه: شما مؤمنان، به كسانى كه غیر خدا را مى خوانند دشنام ندهید، تا مبادا آنها نیز از روى ظلم و جهل خدا را دشنام دهند، این چنین عمل هر امتى را زینت دادیم، پس بازگشت آنها به سوى پروردگارشان است و آنها را از آن چه عمل مى كردند آگاه مى سازد (و پاداش و كیفر مى دهد). از آن جا كه بیان دستورات اسلام، همراه با منطق، استدلال و شیوه هاى مسالمت آمیز است، به برخى از مؤمنان كه از روى ناراحتى شدید نسبت به «مسئله ى بت پرستى» به بت هاى مشركان دشنام مى دادند، سفارش اكید مى كند كه از ناسزا گفتن پرهیز نمایند; اسلام رعایت اصول ادب، عفت و نزاكت در بیان را، حتى در برابر خرافى ترین و بدترین ادیان، لازم مى شمارد; زیرا هر گروه و ملتى، نسبت به عقاید و اعمال خویش تعصب دارد. ناسزا گفتن و برخورد خشن موجب مى شود كه آنها در عقاید خود سخت تر شوند.

5. استقبال از پیشنهاد صلح
« ... فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ یُقاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاً» ( نساء، 90) ترجمه: ... پس هر گاه از جنگ با شما كناره گرفتند و تسلیم شدند، در این صورت، خداوند راهى براى شما بر علیه آنها نگشوده است. دو قبیله در میان قبایل عرب به نام «بنى ضمره» و «اشجع» وجود داشت; قبیله ى بنى ضمره با مسلمانان پیمان ترك تعرض بسته بودند و طایفه ى اشجع نیز با بنى ضمره هم پیمان بودند...پس از مدتى مسلمانان باخبر شدند كه طایفه ى اشجع كه هفتصد نفر بودند، به سركردگى مسعود بن رجیله به نزدیكى مدینه آمده اند. پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نمایندگانى نزد آنها فرستاد تا از هدف مسافرت شان مطلع گردد، آنها اظهار داشتند: آمده ایم «قرارداد ترك مخاصمه» با محمد(صلى الله علیه وآله)ببندیم. پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) چنین دید، دستور داد مقدار زیادى خرما به عنوان هدیه براى آنها ببرند; سپس با آنها تماس گرفت و آنها اظهار داشتند كه ما نه توانایى مبارزه با دشمنان شما را نداریم، چون تعداد ماكم است; و نه قدرت و تمایل به مبارزه با شما را داریم، زیرا محل ما به شما نزدیك است; لذا آمده ایم با شما «پیمان ترك تعرض» ببندیم. در این هنگام، آیات فوق نازل شد و دستور لازم را در این زمینه به مسلمانان داد.

6. پذیرش حقوق اقلیت ها
هیچ دینى همانند دین اسلام، ضامن آزادى و حافظ شرف و حقوق ملى اقلیت ها نیست. اسلام عدالت اجتماعى كامل را در كشور اسلامى، نه تنها براى مسلمانان، بلكه براى تمام ساكنان سرزمین خود ـ با وجود اختلاف مذهب، نژاد، زبان و رنگ ـ تأمین مى كند و این یكى از مزایاى بزرگ عالم انسانیت است كه هیچ مذهب و قانونى، غیر از اسلام نمى تواند به این آرمان تحقق بخشد. اقلیت هاى مذهبى با انعقاد «پیمان ذمه» و اكتساب تابعیت مى توانند در كشور آزادانه زندگى كنند و همانند مسلمانان از حقوق اجتماعى و امنیت داخلى و خارجى بهره مند گردند. قرآن كریم با صراحت، سیاست كلى اسلام را درباره ى مراعات حقوق ملل و سایر مذاهب بیگانه چنین بیان مى كند:« لا یَنْهاكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِیارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» ( ممتحنه، 8) ترجمه: خداوند شما را از كسانى كه با شما در كار دین كارزار نكرده اند، و شما را از خانه و كاشانه تان آواره نكرده اند، از این كه در حقشان نیكى كنید و با آنان دادگرانه رفتار كنید، نهى نمى كند; بى گمان خداوند دادگران را دوست دارد.پس اسلام اجازه مى دهد كه اقلیت هاى مذهبى و مخالفان اسلام در جامعه ى اسلامى زندگى كنند و از حقوق انسانى برخوردار گردند; مشروط بر این كه مزاحمتى براى اسلام و مسلمانان نداشته باشند. و برضد آنها كارى صورت ندهند.

در آیه ى دیگر مى فرماید:« إِنَّما یَنْهاكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذِینَ قاتَلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِیارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظّالِمُونَ»( ممتحنه، 9) ترجمه: خداوند فقط شما را از دوست داشتن كسانى كه با شما در كار دین كارزار كرده اند، و از خانه و كاشانه تان آواره كرده اند و براى راندنتان ـ با دیگران ـ هم دستى كرده اند، نهى مى كند و هركس دوستشان بدارد از ستمكاران ـ مشركان ـ است.با توجه به این دو آیه، سیاست كلى اسلام درباره ى اقلیت مذهبى و مخالفان اسلام چنین است: مادامى كه اقلیت ها به حقوق مسلمانان تجاوز نكنند و برضد اسلام و مسلمانان توطئه ننمایند، در كشور اسلامى كاملاً آزادند و مسلمانان وظیفه دارند با آنها به عدالت و نیكى رفتار كنند; ولى اگر بر ضد اسلام و مسلمانان، با كشورهاى دیگر هم كارى داشته باشند، مسلمانان موظف اند مانع فعالیت آنها شوند و هرگز آنها را دوست خود ندانند.

در اسلام، آزادى و احترام اقلیت هاى مذهبى به مقدارى است كه اگر كسى از «اهل ذمّه» كارى كه در دین آنها جایز است ولى در شرع اسلام حرام است ـ مانند شراب خوارى ـ انجام دهد، كسى متعرض آنها نمى شود; البته تا زمانى كه به آن عمل تظاهر ننماید. اگر به آن عمل تظاهر نماید، به عنوان نقض «قانون تحت الحمایه» مورد بازخواست قرار مى گیرد و اگر عملى انجام دهد كه در دین آنها نیز عمل حرام محسوب مى شود، مانند: زنا، لواط و... از نظر حقوق با مسلمانان هیچ تفاوتى ندارد و قاضى حق دارد كه «حدّ» را بر آنها جارى سازد; اگرچه مى تواند آنها را به ملت خود تحویل دهد تا طبق قوانین مذهبى خودشان مجازات شوند.

طبق فقه اسلامى اگر دو نفر از اهل ذمّه مرافعه ى خود را پیش قاضى مسلمانان ببرند، قاضى مخیر است كه طبق حكم اسلام قضاوت نماید و یا این كه از آنها اعراض نماید. قرآن كریم در این باره مى فرماید:« فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَیْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ» ( مائده، 42) ترجمه: اگر از اهل كتاب براى رفع مرافعه به تو مراجعه كنند، پس میان آنان حكم كن، یا از آنان اعراض نما.البته منظور این نیست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) تمایلات شخصى را در انتخاب یكى از این دو راه دخالت دهد، بلكه منظور این است كه شرایط و اوضاع را در نظر بگیرد; چنان چه مصلحت بود دخالت و حكم كند و گرنه صرف نظر نماید. در این میان مى توان یكى از مصالح را رعایت تعاملات و روابط اهل كتاب با مسلمانان دانست. از این آیه استفاده مى شود كه هم زیستى مسلمانان با اهل كتاب، تا حدى بود كه آنان براى قضاوت نزد پیامبر اسلام(علیه السلام)مى آمدند. عدالت همیشه و با هر گروه، یك ارزش است. اگر حاكم یا دولت اسلامى براى داورى و میانجى گرى انتخاب شد، باید عدالت را رعایت كند و نباید مسائل نژادى منطقه اى، تعصب هاى گروهى، تمایلات شخصى و تهدیدها در قضاوت ها تأثیر بگذارد.

7. به رسمیت شناختن انبیا و كتب آسمانى گذشته
اساساً تمام كتاب هاى آسمانى در اصول مسائل با یك دیگر هماهنگى دارند و هدف واحدى را (تربیت و تكامل انسان) دنبال مى كنند; اگرچه در مسائلى فرعى، به مقتضاى قانون تكامل تدریجى با هم تفاوت هایى دارند و هر آیین تازه مرحله ى بالاترى را مى پیماید و برنامه ى جامع ترى دارد. قرآن كریم ضمن تكریم و احترام به پیامبران و كتب آسمانى سابق، آنها را تصدیق مى نماید.« وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْكُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ» ( مائده، 48) ترجمه: و كتاب آسمانى (قرآن) را به راستى و درستى بر تو نازل كردیم كه همخوان (مصدق) با كتاب هاى آسمانى پیشین و حاكم بر آنهاست، پس در میان آنان بر وفق آن چه خداوند نازل كرده است، داورى كن...

حدود بیست آیه ى دیگر نیز در تصدیق و تأیید تورات و انجیل آمده است. اساساً این سنت الهى است كه هر پیامبرى، پیامبر پیشین را تأیید، و هر كتاب آسمانى اى، كتاب آسمانى سابق را تصدیق مى نماید. خداوند در تأیید موسى(علیه السلام)و تورات، به وسیله ى پیامبر و كتاب آسمانى بعدى، یعنى حضرت مسیح(علیه السلام) و انجیل چنین مى فرماید:« وَ قَفَّیْنا عَلى آثارِهِمْ بِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجِیلَ فِیهِ هُدىً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ» ( مائده، 46) ترجمه: و به دنبال ایشان، (تورات و موسى(علیه السلام)) عیسى بن مریم را فرستادیم كه گواهى دهنده بر ـ حقانیت ـ تورات بوده، كه پیشاپیش او بود، و به او انجیل دادیم كه در آن نورى هست و همخوان ـ تصدیق كننده ـ با تورات است كه پیشاپیش آن ـ نازل شده ـ و راه نما و پندآموز پارسایان است.

8. صلح بین المللى
اسلام از ابتدا، اصول صلح را پى ریزى نموده و از این طریق، راه را براى پیمودن صلح بین المللى و هم زیستى مسالمت آمیز هموار ساخته است. در این مورد كافى است كه بدانیم صلح، روح اسلام است. همان طور كه گفته شد، واژه ى اسلام از ماده ى «سلم» گرفته شده است و بدین جهت، متضمن معناى سلامت و آرامش است; لذا قرآن دستور مى دهد كه همگى در حوزه ى «سلم و صلح» وارد شوند:« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ كَافَّةً...» ( بقره، 208) ترجمه: اى افراد با ایمان، همگى در حوزه ى مسالمت وارد شوید...«سلم» خیلى عالى تر و بادوام تر از «صلح» است; زیرا به معناى سلامت و امنیت است و صورت یك صلح موقت ظاهرى را ندارد.خداوند به پیامبر اكرم(ص) دستور مى دهد كه اگر دشمنان تو از در مسالمت وارد شدند و به آن میل كردند، تو نیز از فرصت استفاده كن و با آنان موافقت نما:« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها...» ( انفال، 61) و اگر دشمنان به صلح تمایل داشتند تو نیز مایل به صلح باش. علاقه ى اسلام به صلح میان انسان ها، به حدى است كه به افراد با ایمان نوید مى دهد كه شاید بر اثر نحوه ى رفتار مسالمت آمیز مسلمانان، میان آنها و دشمنان پیوند دوستى پدید آید:« عَسَى اللّهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللّهُ قَدِیرٌ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» ( ممتحنه، 7) ترجمه: چه امید است كه خداوند در میان شما و كسانى از آنان كه با هم دشمنى داشتید، مهربانى پدید آورد و خداوند بر هر كار قادر و (به خلق) آمرزنده و مهربان است.افراد غیر مسلمان به دو گروه تقسیم مى شوند: گروهى كه در مقابل مسلمین ایستادند، شمشیر به روى آنها كشیدند، آنها را از خانه و كاشانه شان به اجبار بیرون كردند و، خلاصه، عداوت و دشمنى را با اسلام و مسلمین در گفتار و عمل، آشكارا نشان دادند. تكلیف مسلمانان با این گروه این است كه از هرگونه مراوده و پیوند محبت و دوستى با این گروه خوددارى نمایند. مصداق روشن آن، مشركان مكه، مخصوصاً سران قریش بودند; گروهى رسماً دست به این كار زدند و گروهى دیگر نیز آنها را یارى كردند.

اما گروه دوم، در عین كفر و شرك، كارى به مسلمانان نداشتند. نه عداوت مىورزیدند، نه با آنها پیكار مى كردند و نه اقدام به بیرون راندنشان از شهر و دیارشان مى نمودند; حتى گروهى از آنها پیمان ترك مخاصمه با مسلمانان بسته بودند. باید به این گروه وفا كنند و در اجراى عدالت بكوشند.مصداق این گروه، طایفه ى خزاعه بودند كه با مسلمین پیمان ترك مخاصمه داشتند. خلاصه این كه، طرف دارى از صلح و هم زیستى مسالمت آمیز در سیاست خارجى، از خردمندانه ترین و مترقى ترین برنامه هاست و اسلام نیز این برنامه را اتخاذ كرده و تقویت نیرو را براى دفاع در مواقع اضطرارى خواسته است. اسلام براى صلح و زندگى مسالمت آمیز چنان اهمیت قایل است كه حتى در اجتماعات كوچك و در اختلاف خانوادگى نیز دستور به صلح و سازش مى دهد «و الصلح خیر».

8. مبارزه با توهمات برترى جویانه ى ادیان دیگر
برخى از آیات قرآن كریم در مورد مبارزه با عقاید تند و تعصب آمیز دیگر ادیان است. عقاید ناصوابى كه منشأ بسیارى از كینهورزى ها و دشمنى ها نسبت به پیروان مذاهب دیگر شده است. كتاب آسمانى ما پس از آن كه پیروان خود را به هم زیستى مذهبى و مدارا با پیروان مذاهب دیگر دعوت مى كند، پایه ى اوهام و افكار غلط ادیان دیگر را نیز در هم مى كوبد.

یهودى ها و مسیحى ها معتقد بودند كه آنها ملت برگزیده ى خداوندند; فقط آنان با مقام الهى روابط زوال ناپذیر برقرار كرده اند; بهشت الهى مخصوص آنهاست و پیروان هیچ آیین دیگرى لیاقت بهره مندى از آن را ندارند; فقط یهود و نصارى هستند كه به هر عنوان، برتر و بالاتر از همه و شایسته ى هر نوع تكریم و احترام اند و همه باید در برابر این دو ملت برگزیده، سرتعظیم و احترام فرود آورند. « وَ قالَ الْیَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللّهِ وَ أَحِبّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ وَ لِلّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ»( مائده، 18) ترجمه: یهود و نصارى گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان خاص او هستیم، بگو: پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى كند؟ بلكه شما هم بشرى هستید از مخلوقاتى كه آفریده است. هر كس را بخواهد و شایسته بداند مى بخشد و هر كس را بخواهد و مستحق بداند مجازات مى كند و حكومت آسمان ها و زمین و آن چه در میان آنهاست از آن او و بازگشت همه ى موجودات به سوى اوست.

و در آیه ى دیگر مى فرماید:« وَ قالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاّ مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِیُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»( بقره، 112) ترجمه: آنها گفتند: هیچ كس، جز یهود و نصارى، هرگز داخل بهشت نخواهد شد; این آرزوى آنهاست. بگو: اگر راست مى گویید دلیل خود را بیاورید; آرى كسى كه روى خود را تسلیم خدا كند و نیكوكار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است; نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین مى شوند; بنابراین، بهشت خدا در انحصار هیچ گروهى نیست. بدین تریب، قرآن كریم با افكار غرورآمیز و تعصبات غلط، خطرناك و جنگ آفرین این دو ملت مبارزه مى كند، و با استدلال، پوچ و بى منطق بودن آن را آشكار مى سازد.بدیهى است چنان چه این افكار غلط و خطرناك، بر ملت و جامعه اى حكم فرما باشد، صلح جهانى و هم زیستى مذهبى با دیگران نخواهند داشت. از بین بردن تعصبات غلط، و برترى جویى و نژادپرستى، زمینه ساز هم زیستى مسالمت آمیز ادیان و ملل و مذاهب گوناگون مى باشد.از نظر قرآن كریم، هیچ ملت برگزیده و نیز هیچ با خدا عقد اخوت نبسته است. برترى و عظمت، مخصوص افرادى است كه تنها در برابر حقیقت خضوع مى كنند و هیچ تعصب غلطى آنها را از پذیرش آن باز نمى دارد.

9. تعاون در مسائل بین المللى
از ضروریات زندگى اجتماعى، هم كارى وتعاون است. زندگى اجتماعى و نظام بین المللى، بدون هم كارى و تعاون در ابعاد مختلف سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى ممكن نیست. براى حل مشكلات روزافزون جهانى، چاره اى جز مشاركت و تعاون وجود ندارد.

قرآن كریم، تعاون و مشاركت را، كه یك اصل عقلانى نیز مى باشد، مورد تأكید و سفارش و مسیر آن را در جهت «برّ و تقوا» قرار داده و از تعاون براى ارتكاب گناه و ظلم نهى نموده است.« تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ»( مائده، 2) ترجمه: بر نیكى و تقوا هم كارى و تعاون نمایید و بر محور گناه و تجاوز و تعاون مشاركت ننمایید.در مقیاس جهانى، تلاش براى ایجاد عدالت، برابرى، صلح، امنیت و توسعه از مصادیق «برّ» مى باشد و مبارزه با سلطه، استثمار، نژادپرستى و هر نوع تلاش براى قطع ریشه هاى تجاوز در سطح جهانى، تلاش در جهت تقوا و نزدیك تر شدن ملت ها به اراده و خواست خدا محسوب مى شود و در این راه، باید از هر نوع هم كارى و تعاونى كه موجب فساد، تباهى و ظلم است خوددارى نمایند. هرقدر توجه به اصول مشترك بیش تر باشد، تفاهم بین المللى بیش تر مى شود; در نتیجه، صلح و امنیت جهانى تأمین مى گردد.

قرآن كریم علاوه بر توصیه به اخذ اصول مشترك «قل یا اهل الكتاب تعالوا...» و سفارش به تعاون در جهت تقوا و برّ، به مسلمانان اجازه داده است با زنان اهل كتاب ازدواج نمایند و از غذاى آنان ـ غیر از شراب و گوشت خوك و... ـ تناول نمایند: « الْیَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیِّباتُ وَ طَعامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الُْمحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الُْمحْصَناتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسافِحِینَ وَ لا مُتَّخِذِی أَخْدان وَ مَنْ یَكْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْ آخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ» ( مائده، 5) ترجمه: امروز چیزهاى پاكیزه براى شماحلال شده; هم چنین طعام اهل كتاب براى شما و طعام شما براى آنان حلال است و نیز زنان پاكدامن از مسلمانان و زنان پاكدامن از اهل كتاب حلال اند. هنگامى كه مهر آنان را بپردازید و پاكدامن باشید; نه زناكار و نه دوست پنهانى و نامشروع گیرید; و كسى كه انكار كند آن چه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه مى گردد و در سراى دیگر، از زیان كاران خواهد بود.بدیهى است كه اجازه ى تناول غذاى اهل كتاب و ازدواج با آنان، از اسباب تعاون و زمینه ساز هم كارى و هم زیستى مسالمت آمیز خواهد بود. از نظر اسلام، تعاون قبل از این كه یك تكلیف دینى باشد یك ضرورت بشرى محسوب مى شود. بهره ورى از زمینى كه خداوند خلق كرده و ثروت هایى كه در آن قرار داده است، بدون هم كارى و تعاون حاصل نمى شود.
نتیجه آن كه، هرچند در این آیه صریحاً از تعاون و هم كارى نام نبرده است; لكن یك مصداق تعاون و تعامل با اهل كتاب را بیان داشته و آن، استفاده از غذاى اهل كتاب ـ غیر از شراب، گوشت خوك و غیره ـ است; هم چنین یكى از راه هایى كه قرآن كریم براى تعامل با اهل كتاب بیان داشته، ازدواج با زنان پاك اهل كتاب است. در واقع اجازه ى تناول غذاى اهل كتاب و ازدواج با آنان، یكى از اسباب تعاون و زمینه ساز هم زیستى مسالمت آمیز با اهل كتاب محسوب مى شود.

منابع و مآخذ:

1- تفسیر نمونه
2- علامه طباطبایی ، ترجمه تفسیر المیزان، ج 31، صص 288-287
3- عبد الحسین خسرو پناه، اسلام و هم زیستى مسالمت آمیز با دیگر ادیان
4- مقاله اسلام و گفت و گوی ادیان ، نوشته:سید ابوالفضل موسویان





طبقه بندی: قرآن و ادیان دیگر،  عدالت در قرآن، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ