تبلیغات
قرآن کلام خداوند - نقد و بررسی ادله رشیدرضا در ممنوعیت ترجمه قرآن(1)
قالب وبلاگ قالب وبلاگ


قرآن کلام خداوند

 

با عرض خوشآمدگوئی محضر بازدیدكنندگان التماس دعا داریم.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 خرداد 1390 توسط مهدی ضیائی صوری

نقد و بررسی ادله رشیدرضا در ممنوعیت ترجمه قرآن

منابع مقاله:فصلنامه معرفت، شماره 48، رفیعی، ناصر؛

مفهوم لغوی "ترجمه"
در مورد ریشه کلمه «ترجمه » نظرات متفاوتی از سوی دانشمندان اهل لغت ارائه شده است. این که ریشه این کلمه عربی است یا غیر عربی، ثلاثی مجرد است یا رباعی، محل خلاف است.برخی اقوال در این باره عبارتند از:

1. «ترجمه » از «ترجم » رباعی مجرد است. (1)

2.از «رجم » عربی، ثلاثی مجرد به معنای سخن گفتن از روی گمان و حدس است. (2)

ظاهرا ربطی بین این دو نیست، اگرچه در کتب لغت، آن ها را کنار هم می آورند. «رجم » یعنی سنگ انداختن و علامت گذاری با سنگ، در واقع، یعنی کشف و روشن نمودن.شاید به این مناسبت که ترجمه هم نوعی کشف معناست، این دو را کنار هم آورده اند.

3.مشتق از «ترجمان » بر وزن نردبان است. (3)

4.مشتق از Targmono آرامی است. (4)

5.مشتق از «ترزبان » و «ترزقان » است.در برهان قاطع، «ترزبان » و «ترزقان » و «ترجمان » هم معنی دانسته شده است. (5)

نقد و بررسی ادله رشیدرضا در ممنوعیت ترجمه قرآن

منابع مقاله:فصلنامه معرفت، شماره 48، رفیعی، ناصر؛

مفهوم لغوی "ترجمه"
در مورد ریشه کلمه «ترجمه » نظرات متفاوتی از سوی دانشمندان اهل لغت ارائه شده است. این که ریشه این کلمه عربی است یا غیر عربی، ثلاثی مجرد است یا رباعی، محل خلاف است.برخی اقوال در این باره عبارتند از:

1. «ترجمه » از «ترجم » رباعی مجرد است. (1)

2.از «رجم » عربی، ثلاثی مجرد به معنای سخن گفتن از روی گمان و حدس است. (2)

ظاهرا ربطی بین این دو نیست، اگرچه در کتب لغت، آن ها را کنار هم می آورند. «رجم » یعنی سنگ انداختن و علامت گذاری با سنگ، در واقع، یعنی کشف و روشن نمودن.شاید به این مناسبت که ترجمه هم نوعی کشف معناست، این دو را کنار هم آورده اند.

3.مشتق از «ترجمان » بر وزن نردبان است. (3)

4.مشتق از Targmono آرامی است. (4)

5.مشتق از «ترزبان » و «ترزقان » است.در برهان قاطع، «ترزبان » و «ترزقان » و «ترجمان » هم معنی دانسته شده است. (5)

مفهوم اصطلاحی «ترجمه »
ترجمه به چهار معنا آمده که معنای چهارم مدنظر است:

1.تبلیغ کلام و شرح الفاظ و رساندن آن به کسی که آن را نشنیده است;

2.تفسیر و شرح سخن به همان زبان اصلی; طبری این معنا را ذکر کرده است. (6)

بر همین اساس، به ائمه بزرگوار دین، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام «ترجمان قرآن » گفته می شود; یعنی آن ها مفسر و شارح کتاب الهی هستند.در زیارت نامه حضرت قائم (عج) می خوانیم: «السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه » (7)

3.تفسیر و شرح سخن به غیر از زبان اصلی; (8)

4.انتقال پیامی از یک زبان (زبان مبدا) به زبانی دیگر (زبان مقصد) ; هدف از این ترجمه آشنا شدن اهل یک لغت و زبان با پیام و معارفی است که در لغت و زبان دیگر (مبدا) مطرح است.معنای مشهور ترجمه نزد عرف همین معناست که همان ترجمه لفظی مورد بحث است.

5.بیان سیرت و اخلاق و نسبت اشخاص; کتب تراجم کتبی است که شرح حال بزرگان در آن ها آمده است.

6.دیباچه کتاب که به آن «ترجمة الکتاب » گفته می شود.

واژه «ترجمان » در روایات و اخبار
واژه «ترجمان » و جمع آن «تراجمه » در برخی روایات و احادیث ما به کار رفته است.اینک نمونه هایی از این کاربرد:

1.قال علی علیه السلام: «هذا القرآن انما هو خط مسطور بین الدفتین لا ینطق بلسان و لا بد له من ترجمان » ; (9) این قرآن نوشته ای است که بین دو جلد قرار دارد و به زبان سخن نمی گوید و ترجمان و مفسری لازم دارد.

2.عن سدیر، عن ابی جعفر علیه السلام: قال قلت له: جعلت فداک ما انتم؟ قال: نحن خزان علم الله و نحن تراجمة وحی الله » ; (10) سدیر می گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: فدای شما گردم! شما چه سمتی دارید؟ فرمود: ما خزانه دار علم خدا و مترجم وحی هستیم.

3.قال علی علیه السلام: «رسولک ترجمان عقلک و کتابک ابلغ ما ینطق عنک » ; (11) فرستاده تو ترجمان خود توست و نامه ات رساترین فرستاده ای است که از سوی تو سخن می گوید.

فواید ترجمه قرآن
بدون تردید، فواید بسیاری بر ترجمه قرآن کریم برای غیرعرب زبانان مترتب است.

به عنوان نمونه:

1.همگان می توانند کلام خدا را بفهمند و بر ایمان و اعتقادشان افزوده شود.

2.حجت خدا بر همه روشن می گردد و افراد بیش تری از هدایت قرآنی برخوردار می شوند.

3.تعالیم الهی گسترش می یابد و مقتضای تدبر و تعمق در آیات الهی فراهم می شود.

4.شبهات معاندان بر اثر انتشار ترجمه جواب داده شده، معارف اسلامی میدان ظهور بیش تری می یابند.

5.با ترجمه قرآن، عامه مردم، که زبان عربی نمی دانند، بهتر می توانند به دستورات قرآن عمل کنند.

شروط ترجمه قرآن کریم
درترجمه قرآن، مانند هر ترجمه دیگری، باید نکاتی رعایت شود:

1.مترجم به زبان خود و زبان عربی تسلط کامل داشته باشد.

2.مترجم باید انس با قرآن داشته باشد.این خود یک پیش شرط است; زیرا چنان که مفسران قدیم و جدید گفته اند:

یک معنای آیه معروف «لا یمسه الا المطهرون » (واقعه: 79) این است که جز کسانی که طهارت قلبی - یعنی توحید و ایمان دارند - کسی حقایق و معانی اصلی و بطون آیات قرآنی را درک و دریافت نمی کند. (12)

3.مترجم باید دقایق، رموز و شیوه ها و ویژگی های هر دو زبان را به خوبی بشناسد.

4.ترجمه راچنان نیکو و روان کند که مستقل و مستغنی از متن باشد.

5.مترجم آشنا با لغت، نحو، صرف، اشتقاق، معانی، بیان، بدیع، قرائات، اصول دین، اسباب نزول و وجوه اعجاز قرآنی باشد.

6.مترجم باید احتیاط علمی داشته باشد.بهترین شیوه احتیاط، کثرت مراجعه است. مترجم قرآن کریم باید حرفه ای، مجرب و کارآزموده باشد، نه این که اولین کارش ترجمه قرآن باشد.باید به متون و منابع ذی ربط فراوان مراجعه کند.اگر مترجمی پیش از ترجمه به چندین و چند فرهنگ عمومی و خاص قرآن، برای هر کلمه قرآنی اولین معادلی که در ذهن دارد، بگذارد از احتیاط علمی عدول کرده است.

نخستین مترجمان قرآن کریم
گفته شده که اولین مترجم قرآن کریم سلمان فارسی رحمه الله است: نقل شده است که اهل فارس نامه ای به سلمان نوشتند تا او ترجمه سوره «فاتحه » را برای آنان بنویسد.پس او نوشت: «به نام یزدان بخشاینده.» آن ها در نماز می خواندند تا این که زبانشان به عربی عادت کرد.سلمان این نوشته را بر رسول خدا عرضه کرد. (13)

این مطلب راصاحب روح المعانی نیزذکرکرده است: (14) البته اثری از این ترجمه در دست نیست و از بین رفته است.

همچنین ترجمه طبری در زمان امرای سامانی به فرمان ابوصالح منصور بن نوح سامانی شروع گردید. (سال 352 ه.) این کتاب از جمله آثار منثور دوره سامانی است که از عربی به فارسی ترجمه گردیده است.در مقدمه کتاب، علت ترجمه ذکر شده است. البته لغات فارسی غریب در آن فراوان به کار رفته و در مقدمه آمده است: «این کتاب را بیاوردند از بغداد; چهل مصحف بوده نبشته به زبان تازی و به اسنادهای دراز بود.بیاوردند سوی امیر سید مظفر ابوصالح منصوربن نوح بن نصر ابن احمد بن اسماعیل - رحمه الله علیهم اجمعین - پس دشخوار آمد بر وی خواندن کتاب و عبارت کردن به زبان تازی و چنان خواست که مر این را ترجمه کند به زبان پارسی.پس علماء ماوراالنهر را گرد کرد و این از ایشان فتوی کرد: کسی روا باشد که ما این کتاب را به زبان پارسی گردانیم؟ گفتند: روا باشد خواندن و نبشتن تفسیر قرآن به پارسی مر آن کس را که او تازی نداند از قول خدای عزوجل که گفت: «ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه.» گفت: هیچ پیغامبری را نفرستادم، مگر به زبان قوم او و آن زبان که ایشان دانستند» . (15)

ضرورت ترجمه قرآن کریم
پیش از پرداختن به ادله منع از سوی رشیدرضا در تفسیر المنار، مواردی به عنوان مؤید برای ضرورت ترجمه قرآن کریم ذکر می گردد.با توجه به این که قرآن کریم معجزه جاویدان رسول اکرم صلی الله علیه وآله است، آن هم اعجازی که از همان آغاز به آن تحدی شده و این تحدی در تمام زمان ها و مکان ها ادامه دارد، بین متفکران اسلامی این بحث وجود داشته که آیا ترجمه قرآن کریم جایز است یا خیر.هرچند در طول تاریخ، مخالفانی برای این کار وجود داشته، اما این مخالفت ها به هیچ وجه مانع از ترجمه نشده است.از آن جا که بیش تر مردم با زبان عربی آشنا نیستند، بالضروره برای تبلیغ کلام الهی، باید آن را ترجمه کرد.روشن است که ضرورت این امر نیاز به دلیل ندارد، اما برای روشن شدن این موضوع دلایلی ذکر می گردد مبنی بر این که ترجمه قرآن نه تنها جایز، بلکه واجب است:

1.جهانی و جاودانی بودن دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله
مطالعه تاریخ ادیان آسمانی نشان می دهد سنت الهی بر این بوده که هر پیامبری را به زبان امتش مبعوث کند تا تبلیغ و ترویج دین خدا کامل گردد.قرآن مجید می فرماید: «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه » (ابراهیم: 4) ; هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر به زبان قوم خودش.با توجه به شرایط بعثت رسول خدا صلی الله علیه وآله، زبان قرآن نیز همان زبان پیامبر صلی الله علیه وآله - یعنی عربی - قرار داده شد.

همین مساله به پیامبر گرامی، حضرت محمد صلی الله علیه وآله این امکان را داد که رسالت خود را کامل تر انجام دهد.آیات فراوانی از قرآن کریم بر این مطلب دلالت دارد که کلام نزول بر رسول خدا عربی بوده است; مانند:

- «انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون » (یوسف: 2) ; همانا این قرآن را به عربی فرستادیم تا شما اندیشه نمایند.

- «قرآنا عربیا غیر ذی عوج لعلهم یتقون » (فصلت: 44) ; این کتاب قرآن عربی (فصیح) بدون حکم ناصواب است که مردم تقوا پیشه نمایید.

- «کتاب فصلت آیاته قرآنا عربیا لقوم یعلمون » (زمر: 27) ; این کتابی است که آیات آن تبیین شده; قرآنی عربی برای افرادی که بدانند.

بیش از 10 آیه از قرآن کریم بر عربی بودن این کتاب الهی تاکید دارند.

مراغی ذیل آیه 4 سوره ابراهیم می گوید: «یعنی ما هیچ رسولی را بر امت های قبل از تو نفرستادیم، مگر به زبان قوم خودش، تا آنچه به سوی ان ها فرستاده می شود بفهمند و حجت بر آن ها قطعی شده و جلوی عذر و بهانه گرفته شود.این کتاب هم به زبان عربی نازل شده تا عذر عدم فهم آن برداشته شود و هیچ مانعی برای فراگیری آن وجود نداشته باشد تا تمام احکام آن را بفهمند و در زندگی دنیا و آخرتشان سعادتمند باشند» . (16)

از سوی دیگر، آیاتی در قرآن کریم است که دلالت بر عمومیت دعوت پیامبر می کنند; مانند:

- «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین » (انبیاء: 102) ; و تو را نفرستادیم، مگر به عنوان رحمت برای همه جهانیان.

- «تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا» (فرقان: 2) ; بزرگواری آن خداوندی راست که قرآن را بر بنده اش فرو فرستاده تا برای همه جهانیان بیم دهنده باشد.

- «و ما ارسلناک الا کافة للناس » (سبا: 28) ; تو را نفرستادیم، مگر برای همه مردم.

از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت شده که آن حضرت فرمودند: «من برای تمام مردم، اعم از سرخ و سیاه، فرستاده شده ام » . (17)

اکنون جای این سؤال وجود دارد که با توجه به این که قرآن کریم به زبان عربی نازل شده که قوانین آن عمومی و جهانی است و هدایت عالمیان را به عهده گرفته، برای ابلاغ این دین جاویدان به انسان هایی که با زبان عربی آشنایی ندارند، چه باید کرد.برای این منظور، دو کار باید کرد:

1.حکم به وجوب فراگیری زبان عربی که متصور و ممکن نیست;

2.ترجمه کلام خداوند سبحان به سایر زبان ها.

اما با توجه به این که اولا، فراگیری زبان عربی برای همه ممکن نیست، ثانیا عامه مردم فرصت خواندن تفاسیر طولانی را ندارند و ثالثا تعلیم کلام الهی برای همه ضروری است، ترجمه قرآن کریم تنها راه است.اگرچه ترجمه نمی تواند برگردان همه ویژگی های کلام وحی باشد، اما جنبه های معنوی و هدایتی قرآن در صورتی که شرایط ترجمه رعایت شود، قابل برگردان به زبان های دیگر است.

«زبان یک وسیله است و آن چیزی که هدف است، معانی است که در قالب آن الفاظ رفته. این که معانی مانند زبان اختصاصی نوع خاصی جدای از دیگر انواع داشته باشد، یک امر محال و غیرممکن است; زیرا همه مردم به ارزش های انسانی باور دارند.خلاصه این که زبان ها به مقدار انواع انسانی تعدد پیدا می کند، ولی معانی بین همه رایج است » . (18)

رشیدالدین میبدی در تفسیر آیه 4 سوره ابراهیم گفته است: «این آیه دلیل است بر این که قرآن به زبان عربی نازل شده است; زیرا پیامبر عرب بوده است و اهل خطاب در آن وقت، همه عرب ها بوده اند و چون مخاطبین آن غیرعرب نبودند، به زبان آن ها نازل شد، لیکن چون پیامبر به حکم آیه "و ما ارسلناک الا کافة للناس" مامور به تبلیغ اسلام به همه مردم جهان بود، پس خطاب تبلیغ هر قومی به زبان آن قوم جایز می باشد» . (19)

قرطبی ذیل همین آیه می نویسد: «در این آیه، حجیت بر عجم و غیر عجم نیست، مگر این که آنچه بر پیامبر اکرم نازل شده، ترجمه شود» . (20)

صاحب تفسیر روح البیان می نویسد: «قرآن برای همه مردم، بلکه تمام جن و انس نازل شده است و اگر خداوند متعال آن را به تمام زبان ها با آن همه اختلافاتی که در میان آن ها وجود دارد نازل می کرد، اعجاز آن از بین می رفت و منجر به درگیری واختلاف کلمه می شد و دست تحریف به درون آن راه یافته و اجتهاد در تعلیم الفاظ و معانی که در پی آن می آید، به وجود می آمد، هرچند می دانیم پیامبر اشرف مخلوقات و امتش بهترین امت و زبانش بهترین زبان است.در این میان، تنها چیزی که به دعوت عمومی پیامبر جامه عمل می پوشاند، ترجمه آن به زبان های دیگر است.»

2.سیره عقلا و متفکران
روش و طریقه ای که عقلای وارسته با بینش و فکر صحیح در زندگی و شؤون گوناگون حیات انسانی از آن پیروی می کنند تا آن جا که نهی و منعی از ناحیه شارع مقدس در آن نرسیده باشد، می تواند مورد پیروی باشد و حجت و دلیل محسوب شود.در مورد قرآن کریم، سیره عملی و تجربه تاریخی نشان دهنده این است که ترجمه قرآن کریم امری ضروری بوده و ممنوع اعلام نگردیده است.بنابراین، متفکران و اندیشمندان اسلامی از همان آغاز اسلام، از ترجمه قرآن به عنوان وسیله ای برای بیان فرهنگ و معارف قرآنی به زبان های گوناگون استفاده می کرده اند و امروز کم تر زبان زنده ای یافت می شود که قرآن کریم به آن ترجمه نشده باشد.

نتیجه آن که ترجمه قرآن کریم کاری است روشن و بدیهی که عقلا به آن عمل نموده اند.

3.سیره علما و اندیشمندان اسلامی
در علم اصول فقه، سیره عملی مسلمانان از ادله شرعیه به شمار می رود; به این معنا که هرگاه از نظر تاریخی، ثابت و مسلم شود که مسلمانان متدین و علاقه مند به دین با حفظ جهات شرعی، اقدام به انجام عملی نموده، آن را به صورت معمول مرتکب می شوند، روش آن ها دلیل بر جواز عمل مزبور است.

از مطالعه اجمالی تاریخ تفسیر قرآن و بررسی چگونگی سیره علوم قرآنی در طول تاریخ استفاده می شود که دانشمندان اسلامی از عامه و خاصه، از ترجمه قرآن کریم برای تفهیم آیات الهی استفاده می کرده اند.

4.محاسبه امت ها پس از استماع قرآن کریم
قرآن مجید می فرماید: «و ما کان ربک مهلک القری حتی یبعث فی امها رسولا یتلوا علیهم آیاتنا» (قصص: 59) ; پروردگار تو اهل هیچ دیاری را تا در مرکز آن رسولی نفرستد که آیات ما را بر آن ها تلاوت کند، هرگز نابود نمی کند.

ارشاد و هدایت و ابلاغ دین الهی بدون دانستن زبان میسر نیست.اگر قرآن مجید ترجمه نشود، از چه طریقی می توان سخن خدا را به مردم رساند؟ آیا قرآن بدون ترجمه، که هیچ محتوای آن را نمی فهمند، به آن ها بدهیم یا آن ها را ملزم به عمل به قرآن کنیم درحالی که ازمحتوای آن بی خبرند؟ در این صورت، حجت بر این گونه مردم تمام نشده، انذار نمی شوند و بهانه از آن ها گرفته نمی شود.

5.عدم ترجمه قرآن کریم; تکلیفی ما لا یطاق
دلیل دیگر بر لزوم ترجمه قرآن کریم این است که ارتباط غیر عرب ها با اسلام به دو صورت قابل تصور است:

1.آن ها را غیر مکلف و غیر مسؤول بدانیم که این موجب تعطیلی تکالیف اسلامی خواهد شد.

2.آن ها را مکلف و مسؤول بدانیم.در این صورت، ارشاد و آگاهی آن ها و نورانی ساختن قلبشان به نور ایمان لازم است و وظیفه مسلمانان آگاه و اندیشمندان اسلامی است که به سراغ جاهلان رفته، آن ها را بیدار کنند.این در صورتی ممکن است که مردم به زبان خودشان انذار شوند.در غیر این صورت، در معرض دعوت الهی قرار نمی گیرند و احساس تکلیف نمی کنند و این مهم در پرتو ترجمه ممکن است.

6.عدم تصریح به وجوب فراگیری زبان عربی از سوی شارع
در هیچ جای قرآن و روایات معتبر، مطلبی دال بر وجوب تعلیم زبان عربی نیست; دعوت عام است و قرآن روی گروه خاصی نظر نداشته است تا زبان آن ها را به سمیت بشناسد.همه مردم دعوت به اسلام شده اند; چنان که در آیه کریمه می فرماید: «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا» (آل عمران: 64) ; بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه و سخن حق، که بین ما و شما یکسان است، پیروی کنیم و آن این که جز خدای یکتا را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم.

نظریه اولین همایش تحقیقات علوم و مفاهیم قرآن دار القرآن الکریم
در این جا، بخشی از بیانیه پایانی کنفرانس تحقیقات علوم و مفاهیم که در 27 رجب 1409 در قم برگزار گردید، ذکر می گردد:

الف.با توجه به فصاحت بی نظیر قرآن، این کمیسیون معترف است به این که هر آیه ای از قرآن مجید آبشاری عظیم و پرقدرت از زیباترین و گویاترین کلمات است که اعجاب و تحسین و اشتیاق را برمی انگیزد و حاوی بسیاری مطالب است که در ترجمه آن به فارسی یا هر زبان دیگر، مترجم فقط می تواند جمله های دراز و خسته کننده به کاربرد، از همین جهت، شرح و بسط فراوان در ترجمه ضرورت پیدا می کند (ضرورت تفسیر)، اما همگان یا برای خواندن تفسیر قرآن فرصت ندارند و یا ترجمه تحت اللفظی را درک نمی کنند.بنابراین، ترجمه آیات قرآن به کیفیتی که خلاصه ای از تفسیر هر آیه و مراد ظاهری آن درج و بیان شود - البته به صورتی که برای قرائت کننده فارسی زبان مفهوم و مفید باشد و ضمنا به عظمت و قداست آن لطمه ای وارد نیاید - امکان پذیر می باشد، اگرچه مشروعیت ترجمه قرآن کریم به زبان های دیگر از طرف برخی دانشمندان شیعه و سنی مورد اشکال قرار گرفته و یا دست کم غیر جایز شمرده شده است.ولی نظر کمیسیون ترجمه قرآن بر این است که چنان که ارزش کلمات قرآنی شناخته شده و هر آیه چنان ترجمه شود که گویی مترجم به حقیقت آن ها سوگند خورده و همچنین دیگر شرایط لازم در ترجمه رعایت گردد تا از بروز اشکال مصون باشد، مشروعیت ترجمه قرآن محرز است و مورد ایراد اشکال کنندگان نخواهد بود.

ب.ترجمه قرآن به زبان های رایج دنیا امروز برای جهان اسلام ضرورت دارد; چرا که در این صورت; اولا، محققین و اسلام شناسان و عامه مسلمانان غیرعرب زبان از بهره مندی قرآن مجید محروم نمی مانند.ثانیا، ترجمه قرآن به زبان دیگری جز عربی محور تبلیغ برای جلب افکار عمومی نسبت به اسلام و قرآن در حوزه زبان خواهد بود» . (21)

فتوای صاحب المنار در ممنوعیت ترجمه قرآن (22)
در ذیل، ترجمه متن نامه احمد افندی خطاب به رشیدرضا ذکر گردیده، سپس با ذکر هر یک از ادله ذکرشده در ممنوعیت ترجمه قرآن از سوی مؤلف المنار، به صورت جداگانه هر یک از آیه ها نقد و بررسی شده اند:

متن المنار: این نامه در 29 ربیع الاخر سال 1326 از سوی شیخ احسن احمد افندی از روسیه خطاب به رشیدرضا نگاشته شده است:

«همانا ترجمه قرآن از مسائل مهم مسلمانان است.همه مباحثی که درباره ترجمه قرآن مطرح گردیده به دلایلی، به نتیجه منتهی نشده است.این دلایل عبارتند از:

1.ترجمه کامل قرآن به دلیل اعجاز آن، از نظر بلاغت ممکن نیست.

2.کلمات فراوانی در قرآن هست که مقابلی در لغت ترجمه شده ندارد، مترجم مجبور است چیزی را که دلالت بر ترجمه دارد با تغییری بیاورد.هنگامی که این ترجمه مجددا به لغت دیگری منتقل می شود، در آن تغییراتی ایجاد می شود و همچنان پیش می رود.بدین سان، خوف گشوده شدن راه تحریف و تغییر در قرآن خواهد بود.

3.کلمات کتاب آسمانی ما، قرآن، حاوی بعضی اشارات و احکام از طریق حساب است که با ترجمه، این طریق مسدود می شود.برای مثال ، سعدی حلبی در حاشیه اش بر تفسیر بیضاوی، هنگام تفسیر سوره «فاتحه » می نویسد: اگر حروف تکراری اولین سوره قرآن - یعنی «فاتحه » - و حروف تکراری از آخرین سوره قرآن - یعنی «ناس » جمع آوری شود 23 حرف باقی می ماند که مطابق زمان نبوت حضرت محمد صلی الله علیه وآله است.اگر قرآن ترجمه شود، این فواید، که از معجزات قرآن است، فوت می شود.

اما ادیبان ترک روسی ما اصرار بر ترجمه دارند و می گویند: قول به عدم جواز ترجمه قرآن معنی ندارد.از این رو، ترجمه را واجب می دانند و در حال حاضر، در شهر «قزان » قرآن ترجمه می شود، همچنین زین العابدین حاجی باکویی از قفقاز قرآن را به زبان ترکی ترجمه نموده است.از محضر استاد تقاضا داریم در این مساله تدبر نمایند.» احسن شاه احمد

پاسخ صاحب المنار
یکی از کوتاهی ها و تقصیرات مسلمانان در نشر دین و آیینشان این است که مفاهیم قرآن کریم را برای اهل هر لغت و زبانی به لغت خودشان - هرچند با تفسیر بعضی از آن - بیان ننموده اند تا کسانی که اهل قرآن نیستند به سوی آن فرا خوانده شوند و افرادی که احتیاج دارند در حد نیاز از آن بهره گیرند.از عوامل تزلزل مسلمانان در دینشان این است که به فرقه های گوناگونی متفرق شدند که رابطه ای بین آن ها با یکدیگر در لغت یا قانون نیست این در حالی است که قرآن نازل بر آخرین سفیر الهی، معجزه در بلاغت، هدایت و شیوه را فراموش کردند.

این تزلزل ناشی از تهاجم سیاسی اروپا علیه مسلمانان بوده است.تفرقه و جدایی به گروه های مختلف را برای ما زینت دادند، در حالی که هر گروهی گمان می کرد حیاتش در همین است.این در واقع، مرگ دسته جمعی بود.

بیش از این مساله را طول نمی دهیم.اما در این جا برخی مفاسد ترک قرآن نازل شده «بلسان عربی مبین » از سوی مسلمانان را ذکر می کنیم; قرآنی که با وجود آن، نیاز به ترجمه اعجمی نیست، بلکه تفسیر به لغت هر قومی با حفظ نص متواتر خالی از تحریف و تبدیل قرآن کافی است.





طبقه بندی: تفاسیر قرآنی، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ