تبلیغات
قرآن کلام خداوند - نقد و بررسی ادله رشیدرضا در ممنوعیت ترجمه قرآن(2)
قالب وبلاگ قالب وبلاگ


قرآن کلام خداوند

 

با عرض خوشآمدگوئی محضر بازدیدكنندگان التماس دعا داریم.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 خرداد 1390 توسط مهدی ضیائی صوری

نقد و بررسی ادله رشیدرضا در ممنوعیت ترجمه قرآن

منابع مقاله:فصلنامه معرفت، شماره 48، رفیعی، ناصر؛

مفهوم لغوی "ترجمه"
در مورد ریشه کلمه «ترجمه » نظرات متفاوتی از سوی دانشمندان اهل لغت ارائه شده است. این که ریشه این کلمه عربی است یا غیر عربی، ثلاثی مجرد است یا رباعی، محل خلاف است.برخی اقوال در این باره عبارتند از:

1. «ترجمه » از «ترجم » رباعی مجرد است. (1)

2.از «رجم » عربی، ثلاثی مجرد به معنای سخن گفتن از روی گمان و حدس است. (2)

ظاهرا ربطی بین این دو نیست، اگرچه در کتب لغت، آن ها را کنار هم می آورند. «رجم » یعنی سنگ انداختن و علامت گذاری با سنگ، در واقع، یعنی کشف و روشن نمودن.شاید به این مناسبت که ترجمه هم نوعی کشف معناست، این دو را کنار هم آورده اند.

3.مشتق از «ترجمان » بر وزن نردبان است. (3)

4.مشتق از Targmono آرامی است. (4)

5.مشتق از «ترزبان » و «ترزقان » است.در برهان قاطع، «ترزبان » و «ترزقان » و «ترجمان » هم معنی دانسته شده است. (5)


اکنون با اختصار می گوییم:

دلایل المنار در ممنوعیت ترجمه قرآن و نقد آن ها
دلیل اول: «ترجمه حرفی قرآن مطابق اصل - چنان که از مباحث آینده روشن می شود - غیرممکن است، اما ترجمه معنوی، که همان فهم مترجم از قرآن می باشد، ترجمه قرآن نیست، بلکه فهم فردی از قرآن است که گاهی خطا و گاهی صواب است.بدین سان، ترجمه مورد انکار ما نخواهد بود.» نقد و بررسی: ترجمه حرفی قرآن با انعکاس همه بلاغت و فصاحت و دقایق به کار رفته در آن غیرممکن است و کسی ادعا ندارد که می تواند چنین ترجمه ای ارائه کند.اما مترجم فهم فردی خود را مطرح نمی کند، بلکه با عایت شروط، در کنار متن اصلی، به زبان دیگری برگردان می نماید.اگر ترجمه ای در بردارنده نظریات شخصی فرد باشد، ترجمه نیست.اما:

اولا، خداوند متعال برای هر کس به اندازه توانش تکلیف مقدر نموده است و با توجه به این که فراگیری زبان عربی واجب نشده، کسانی که توان فراگیری زبان عربی را ندارند برای اخذ دستورات دینی مجبور به مراجعه ترجمه هستند.

ثانیا، آیاتی که به بیان عمومیت دعوت پیامبر صلی الله علیه وآله می پردازد این ضرورت را بدیهی می نماید که به هر شکل ممکن باید تمامی مردم به همه زبان ها انذار شوند و یکی از آن شکل ها ترجمه است.

ثالثا، در طول تاریخ، مردم از ترجمه قرآن به عنوان یکی از ابزارهای فهم قرآن بهره گرفته اند.

رابعا، ترجمه تام و کامل قرآن از لحاظ لفظ و معنا امکان پذیر نیست; زیرا دارای فصاحت و بلاغتی است که بعدی از اعجاز قرآن می باشد که قرآن خود از آن خبر داده است. (23)

بنابراین، چیزی نمی تواند مانع ترجمه و شرح قرآن به زبان دیگری باشد، بلکه باید کوشید ابعاد اعجاز قرآن را برای مسلمانان غیرعرب زبان با توضیح بیش تری آشکار کرد و این در کنار متن اصلی هرگز جایگزین آن نیست و فهم مترجم به معنای رای شخصی او نمی باشد.

دلیل دوم: «قرآن اساس دین اسلام، بلکه همه دین است و سنت دین نیست جز از حیث تبیین و شرح قرآن بر این اساس، کسانی که ترجمه قرآن را ملاک قرار می دهند دینشان آن چیزی است که مترجم از قرآن فهمیده، نه خود قرآنی که از سوی خداوند بر رسولش نازل شده است.اجتهاد با قیاس، فرع نص است و در مورد ترجمه نصی از شارع نرسیده.اجماع علما نیز باید مستندی داشته باشد.در نتیجه، کسانی که ترجمه قرآن را قرآن قرار می دهند چیزی از اصول اسلام را باقی نمی گذارند» . (24)

نقد و بررسی: در پاسخ این دلیل، باید گفت: در سخن مزبور، ارتباطی بین مقدم و تالی نیست.4 مطلب در این استدلال آمده است:

1.قرآن اساس دین اسلام و سنت شارح آن است.

2.ترجمه قرآن را دین قراردادن یعنی اتخاذ دین از فهم مترجم.

3.نصی از شارع برای جواز ترجمه نیامده است.

4.ترجمه قرآن را قرآن قراردادن از بین بردن اسلام است.

قسمت اول قابل قبول است و هیچ تردیدی در آن نمی باشد.بخشی از آیات قرآن و روایات فراوانی از اهل بیت علیهم السلام قرآن را اساس و قوام دین معرفی کرده است: مانند:

- «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء» (نحل: 89) ; این کتاب را بر تو فرستادیم که بیان هر چیزی است.

- «ما کان حدیثا یفتری و لکن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل کل شی ء» (یوسف: 111) ; این کتاب افترا نیست، بلکه تصدیق آنچه پیش توست و بیان هر چیزی است.

- النبی صلی الله علیه وآله: «هو کتاب تفصیل و بیان و تحصیل » ; (25) قرآن کتاب تفصیل، تبیین و تحصیل حقایق است.

- الصادق علیه السلام: «ان الله انزل فی القرآن تبیان کل شی ء حتی والله ما ترک شیئا تحتاج العباد الیه الا بینه للناس » ; (26) خداوند متعال در قرآن هرچیزی را بیانی کرده است، حتی سوگند به خدا، آنچه را بندگان به آن نیاز داشته اند از ذکرش خودداری نکرده است.

- الباقر علیه السلام: «ان الله لم یدع شیئا تحتاج الیه الامة الی یوم القیامه الا انزله فی کتابه و بینه لرسوله » ; (27) خداوند آنچه را مردم تا روز قیامت به آن احتیاج دارند در کتابش نازل نموده و بر رسولش بیان کرده است.

بدین سان قرآن آنچنان که از توصیف خودش استفاده می شود، کتاب نور، هدایت، رحمت، حکمت، تبیان و تفصیل، شفا، جلا، و تامل و تدبر است و سنت در کنار آن و شارح آن می باشد و اصولا وجه حجیت سنت، قرآن مجید است.اما چند مطلب دیگر نیز در استدلال آمده است که صحیح به نظر نمی رسد; از جمله آن که ترجمه قرآن را دین قراردادن - یعنی فهم مترجم را پیروی کردن - سخنی بسیار سست است.مترجم طریقی است برای رساندن پیام وحی و از خود چیزی ندارد.ترجمه با رعایت شروط و ضوابطش انتقال کلام مبدا به زبان دیگری است.دعوت اسلام جهانی بوده و رسول اکرم صلی الله علیه وآله برای ارشاد تمام ملل مبعوث شده اند; چنان که قرآن مجید می فرماید: «و ما ارسلناک الا کافة للناس » (سبا: 27) ; تو را نفرستادیم، مگر به سوی همه مردم.پیام خدا در قالب قرآن جلوه گر است و ناگزیر مردم جهان باید محتوای قرآن را بفهمند و برای این کار، چاره ای جز ترجمه قرآن نیست.

آموختن زبان عربی برای همه مردم جهان کار ساده و آسانی نبوده و نیست.علاوه بر این که آموختن زبان عربی نمی تواند هدف اسلام را تشکیل دهد، بلکه فهم قرآن و اجرای قوانین آن مورد نظر شارع مقدس اسلام است.آیا ترجمه قرآن جز شرح و تبیین لغات و واژه ها و تعابیر آن چیز دیگری است؟ آیا این شرح و گزارش در امر تفسیر قرآن - اگر چه با هر لغت و زبانی باشد - با کلام غیرالهی صورت نمی گیرد؟» (28)

قرآن مجید می فرماید: «کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور» (ابراهیم: 11) ; قرآن کتابی است که ما بر تو نازل کردیم تا مردم را به فرمان پروردگارشان از تاریکی ها بیرون آورده، به سوی نور ببری.

هدف از نزول قرآن فراهم آوردن زمینه هدایت برای همه مردم است، از هر قوم و نژادی که باشند، در هر زمان و مکانی که زندگی کنند، با هر زبانی که سخن بگویند و این مهم در پرتو ترجمه قرآن ممکن می شود و در این زمینه، مترجم نقش واسطه را در انتقال دارد.

«وظیفه مترجم تلاش برای فهم صحیح موضوع و متن، فهم سبک اثر، بازسازی و بازافرینی صحیح و روشن متن و دوری از حذف و اضافه و تصرف در معنا و تلخیص است » . (29)

نتیجه آن که این اشکال در صورتی وارد است که منظور از ترجمه قرآن ترجمه مستغنی از متن اصلی باشد، در حالی که:

اولا، وقتی گفته می شود «قرآن ترجمه پذیر است، این بدان معنا نیست که ترجمه آن حتما باید بدون همراه داشتن متن اصلی باشد، بلکه یکی از شروط ترجمه صحیح قرآن این است که ترجمه همراه با متن اصلی باشد و زمانی که ترجمه و متن اصلی در کنار یکدیگر آورده شوند، هیچ کس به این فکر نمی افتد که ترجمه قرآن، قرآن است تا از متن اصلی بی نیاز باشد.

ثانیا، در بحث ترجمه پذیری قرآن، علاوه بر این که ادعا نشده که ترجمه قرآن، قرآن است، بلکه با دلایل و مدارک مستند اثبات گردیده که ترجمه قرآن، قرآن نیست و در نتیجه، نصی از سوی شارع به حساب نمی آید تا مسائل و احکام شرعی از آن استنباط گردد.اجماع علمای مذاهب اسلامی این مطلب را تایید می کند.

مرحوم شیخ ابوجعفر طوسی، از فقهای مشهور شیعه در قرن پنجم، در پاسخ این سؤال که آیا وقتی قرآن به زبان فارسی خوانده می شود قرآن است یا خیر، به آیه «انه لتنزیل من رب العالمین نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربی مبین » (شعرا: 195) استناد نموده، می فرماید: «به نظر ما، ترجمه فارسی قرآن، قرآن نیست; زیرا در این آیه شریفه، به صراحت بیان می نماید که قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است و هر کس بگوید قرآنی که به زبان دیگر غیر از عربی خوانده می شود قرآن است، باید این آیه راترک نماید» . (30)

به همین دلیل، بیش تر فقها به جواز ترجمه قرآن فتوی داده اند.

در پایان، برای روشن شدن این نکته که ترجمه قرآن، قرآن نیست، دلایلی ذکرمی شود; دلایلی که می رساند ترجمه، قرآن نیست:

1.قرآن کریم، معجزه جاویدان رسول خدا صلی الله علیه وآله به مجموع لفظ و معنا گفته می شود; یعنی وقتی که جبرئیل مامور نزول قرآن بر پیامبر شد، لفظ قرآن را بر آن حضرت خواند، نه معنای تنهای آن را; چنان که می فرماید: «لا تحرک به لسانک لتعجل به ان علینا جمعه و قرانه فاذا قراناه فاتبع قرءانه ثم ان علینا بیانه.» (قیامت: 16- 19) زرقانی در تعریف «قرآن » می نویسد: «دانشمندان اتفاق نظر دارند که قرآن مجموع لفظ و معناست و هر کس با آن مخالفت ورزد، با اساس دین مخالفت کرده است.معنی به تنهایی قرآن نیست; زیرا تحدی، هم به لفظ شده است و هم به معنا، و چون خداوند مشرکان را به تحدی فراخواند، از آنان خواست که ده سوره مانند آن به هم بافته، بیاورند و روشن است که مقصود تحدی به لفظ بوده است.بنابراین، قرآن با لفظ و معنایش عربی است و نمی توان نوشتار برخی از معانی آن را به زبان غیر عربی قرآن شمرد» . (31)

بنابراین، قرآن همان نظم عربی معجزی است که خداوند متعال بر قلب مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله نازل نمود و حفظ و حراست آن را برعهده گرفت و مؤمنان را به تلاوت آن در لیل و نهار متعبد گردانید.از این رو، ترجمه قرآن صرفا برگردان معانی آن، آن هم به طور نسبی است و به هیچ عنوان، نمی توان آن را «قرآن » نامید.

2.مراجع و فقهای اسلامی به جواز مس ترجمه قرآن فتوا داده اند، در حالی که اگر ترجمه قرآن کریم، قرآن بود حکم عدم مس بدون طهارت درباره آن جاری بود.در مساله 323 رساله ها آمده است: «مس نمودن خط قرآن (یعنی رساندن جایی از بدن به خط قرآن) برای کسی که وضو ندارد، حرام است و احتیاط واجب آن است که موی خود را هم به خط قرآن نرساند، ولی اگر قرآن را به زبان فارسی یا زبان دیگر ترجمه کنند، مس آن اشکال ندارد» . (32)

3.اجماع علما و فقهای شیعه و اکثریت اهل سنت بر این است که قرائت ترجمه سوره «فاتحه » (بخشی از قرآن) در نماز جایز نیست، حتی برای کسانی که قادر به قرائت صحیح نیستند.مرحوم شیخ طوسی می فرماید: «کسی که سوره فاتحه را می داند، جایز نیست غیر از آن را در نماز بخواند و اگر نمی داند واجب است که یاد بگیرد و اگر وقت ضیق است و چیزی از قرآن غیر از سوره فاتحه می داند، آن را بخواند و اگر نمی داند ذکر خدا و تکبیر بگوید و به طور کلی، معنای قرآن به هیچ زبانی نباید خوانده شود و هر کس بخواند، قرآن نیست و نمازش باطل است » . (33)

امام خمینی قدس سره می فرماید: «واجب است قرائت نمازگزار صحیح باشد و اگر عامدا به وسیله حروف و یا حرکت و یا تشدیدی و آنچه مانند آن است، خللی وارد سازد، نمازش باطل است » . (34)

مذهب فقهای اهل سنت نیز در این زمینه همین است.بنابراین، ترجمه قرآن، قرآن نیست و ما متعبد به تلاوت آن نیستیم، اما این ربطی به جواز ترجمه قرآن ندارد.

دلیل سوم: «قرآن مجید تقلید در دین را منع و مقلدین را مذمت کرده است.بنابراین، اخذ دین از ترجمه قرآن تقلید مترجم آن است و این همان خروج از هدایت قرآن است، نه تبعیت از آن.» نقد و بررسی: قسمت اول استدلال صحیح است، اما نه به صورت مطلق. تقلید در اصول دین صحیح نیست، اما تقلید در فروع، نه تنها ناپسند نیست، بلکه شایسته و لازم است.قرآن کریم در آیات متعددی، تقلید در اصول عقاید را تقبیح، تحریم و به شدت محکوم نموده و با صراحت اعلام کرده است که تا وقتی برای انسان در مورد نظریه و عقیده ای آگاهی و شناخت قطعی حاصل نشده، حق ندارد از آن پیروی کند: «و لا تقف ما لیس لک به علم » (اسراء: 36) ; هرگز از آنچه بدان آگاهی نداری، پیروی مکن.

روایات اهل بیت علیهم السلام نیز پیروی بدون آگاهی از شخصیت ها را منع کرده اند:

- امام کاظم علیه السلام به یکی از اصحاب خود به نام فضل بن یونس می فرماید: «ابلغ خیرا و قل خیرا و لا تکن امعه » ; خیر برسان و خیر بگو و امعه مباش.

فضل بن یونس می گوید: پرسیدم: «امعه » چیست؟ امام علیه السلام فرمود: «لا تقل انا مع الناس و انا کواحد من الناس » ; (35) مگو من با مردمم و من مانند یکی از مردمم.

ورود در دین از روی شخصیت پرستی و تقلید کورکورانه مذموم و منهی عنه است.شناخت دین و دریافت آن باید از روی آگاهی باشد.

- امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید: «من دخل هذا الدین بالرجال اخرجه منه الرجال کما ادخلوه فیه و من دخل فیه بالکتاب و السنة زالت الجبال قبل ان یزول » ; (36) کسی که با تقلید از شخصیت ها وارد این دین شود، با تقلید از شخصیت ها نیز از آن خارج می شود و کسی که با کتاب و سنت بدان گرایش یابد کوه ها از جای خود برکنده می شوند پیش از آن که عقیده او از او جدا گردد.

از این دو روایت چند نکته استفاده می شود:

1.تقلید عقاید دینی از شخصیت ها، مذموم و محکوم است و انسان عاقل باید اعتقادات خود را از راه تحقیق و براساس تشخیص تحصیل کند.

2.کسانی که بر این اساس دین خود را بنیان می نهند، اگر روزی شخصیت موردنظر تغییر عقیده داد، تغییر عقیده می دهند.

3.افرادی که براساس رهنمودهای قرآن و حدیث، عقاید اسلامی را بپذیرند، اعتقادات مذهبی در آن ها بسیار قوی است و زایل نمی گردد.

بدین سان، تقلید از شخصیت ها در عقاید دینی مذموم است.اما اخذ ترجمه قرآن از مترجم ربطی به این موضوع ندارد.ترجمه قرآن پل ارتباطی است برای درک حقایق قرآن و تدبر در آن، و بین تقلید مذموم و استفاده از ترجمه فرسنگ ها راه فاصله است. مترجم از خود چیزی ندارد، قرآن را برگردان نموده است و متن اصلی در کنار ترجمه محفوظ است.

اما این که گفته شده اخذ ترجمه خروج از هدایت قرآنی است، باید گفت: رسیدن به هدایت قرآن و حیات طیبه با درک معارف اسلامی و ایمان و عمل به قرآن میسر است، نه به صرف قرائت قرآن، چنان که می فرماید: «من عمل صالحا من ذکرا او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاة طیبة و لنجزینهم باحسن ما کانوا یعملون.» (نحل: 97) دلیل چهارم: «لازمه جواز ترجمه قرآن محرومیت افرادی است که به ترجمه اکتفا می کنند از توصیف الهی نسبت به مؤمنان، آن جا که می فرماید: "قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی" (یوسف: 112) ; بگو: راه من و پیروانم این است که با بصیرت و روشنی به سوی خدا دعوت می کنم.آیات دیگر از جمله ویژگی های مسلمان را به کارگیری عقل و فهم در آنچه خدا نازل نموده است، می شمارند; چنان که می فرماید: " اتبعوا ما انزل الیکم من ربکم و لا تتبعوا من دونه اولیاء" (اعراف: 3) آنچه از سوی خدا نازل شده قرآن عربی است.پس پیروی ترجمه مخالف با دین و امر و نهی خداوند است.» نقد و بررسی: این دلیل پیش از آن که مؤیدی بر عدم جواز ترجمه باشد، دلیلی بر ضرورت ترجمه قرآن کریم است.آیات بسیاری از قرآن کریم بشر را به تفکر و تامل دعوت نموده، اما به کارگیری عقل و فهم به صرف قرائت قرآن نیست، بلکه به درک و عمل به آن است.اگر افرادی که زبان عربی نمی دانند، صرفا قرآن را قرائت نمایند و از ترجمه محروم باشند، چگونه بصیرت و آگاهی پیدا کنند؟

اما در خصوص آیه 3 سوره اعراف باید گفت: این آیه نیز تاکیدی بر ضرورت ترجمه قرآن است.اکنون برای روشن شدن مساله، اقوال برخی مفسران در تفسیر این آیه ذکر می شود:

طبری می گوید: «خداوند - جل ثنائه - به پیامبرش می گوید: ای محمد، به مشرکان از قومت، که بت ها را عبادت می کنند، بگو: ای مردم آنچه را از بینات و هدایت از سوی خدا آمده است، پیروی کنید و آنچه را خداوند متعال به شما دستور داده است، پیروی کنید و چیزی غیر از او را عبادت نکنید; یعنی چیزی غیر از آنچه خداوند بر شما نازل کرده که آن پیروی از اولیایتان است که شما را به شرکت خدا دعوت می کنند» . (37)

شیخ طوسی می فرماید: «اتبعوا» خطابی است از خدای سبحان به مکلفان به این که از آنچه از قرآن به سوی آن ها نازل شده است، پیروی نمایند.ممکن است منظور این باشد که ای محمد، شما به آن ها بگو: از آنچه به سوی شما آمده است، پیروی کنید.

"لا تتبعوا من دونه اولیاء" نهی است از این که غیر از خدا را تبعیت ننمایید و ولی خویش نگیرید» . (38)

زمخشری گوید: "اتبعوا ما انزل الیکم" یعنی از قرآن و سنت و "لا تتبعوا من دونه" یعنی از شیاطین جن و انس دوستی نگیرید، چون آن ها شما را به سوی عبادت بت ها و هواهای نفسانی کشیده، از دین خدا و آنچه به سوی شما نازل شده است، دور می کنند» . (39)

قرطبی می گوید: «در این آیه دو مساله است: 1."اتبعوا ما انزل الیکم من ربکم" یعنی کتاب و سنت و ظاهر آیه این است که امر به تمامی انسان هاست; یعنی از اسلام و قرآن پیروی نمایید و حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمارید و به اوامرش امتثال و از نهیش پرهیزکنید.2."ولاتتبعوامن دونه"یعنی غیرازاوراعبادت نکنید» . (40)

نتیجه آن که هیچ آیه ای از قرآن و یا روایت معتبری نرسیده است که دستور صریح به وجوب فراگیری زبان عربی برای کسانی بدهد که با زبان عربی آشنایی ندارند تا فراگیری زبان عربی واجب و در نتیجه، ترجمه قرآن ممنوع گردد.

علاوه بر این، کسانی که هنوز به اسلام نگرویده اند تکلیفشان چیست؟ ترجمه قرآن با رعایت شرایطش پیروی از سخن خداست: «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه » (ابراهیم: 4) با این تفاوت که چون پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرستاده خداست و دین او جهانی و جاودانی می باشد و این وظیفه بر عهده پیروان او گذاشته شده است که دین خدا را به جهانیان ابلاغ نمایند و چون همه آن ها با زبان عربی آشنایی ندارند، یکی از این طرق، بلکه طریق ضروری ترجمه قرآن به سایر زبان هاست.

دلیل پنجم: «علاوه بر محرومیت از این صفات عالی و بلند، ممنوعیت اجتهاد و استنباط از عبارت مترجم لازم می آید; زیرا هیچ مسلمانی به جواز اجتهاد در آن قایل نیست.» نقد و بررسی: این سخن درستی است که دقت و تفحص در آیات قرآنی احتیاج به مقدمات فراوانی دارد که گاهی تا پانزده علم برای آن شمرده اند و البته ترجمه نمی تواند جایگزین متن اصلی باشد، اما اگر امر دایر باشد بین تعطیل ترجمه و تفحص و هرگونه برداشت از قرآن یا تاویل و فهم از طریق ترجمه، مسلما دومی رجحان دارد.به عبارت دیگر، این دلیل در صورتی درست است که به کسی که آشنا به لغت، بدیع، بیان و مانند آن است، بگوییم به ترجمه رجوع کن.اما بحث ما در مورد غیر عرب زبانان است که نمی توانند از عربی آیات بهره گیرند.

دلیل ششم: «کسی که لغت قرآن و آنچه را در فهم قرآن به آن احتیاج دارد می شناسد، مانند سنت نبوی و تاریخ نسل اول را که مقارن با ظهور اسلام بود، در عمل به آنچه از قرآن فهمیده، ماجور است، اگرچه در فهم خود دچار خطا شود; زیرا تمام تلاش خود را در پذیرش هدایت قرآنی مبذول نموده است; چنانچه از برخورد رسول خدا صلی الله علیه وآله با اصحابشان در فهم کیفیت تیمم هنگامی که در درک و عمل به آن عذر آوردند و همچنین از برخورد پیامبر صلی الله علیه وآله با اصحاب خود در مورد نهی از نماز عصرگزاردن مگر در سرزمین «قریظه » این سخن استفاده می شود.برای این مطلب شواهد دیگری نیز هست.بنابراین، گمان نمی کنیم که هیچ مسلمانی برای عبارت مترجم چنین ویژگی هایی قایل باشد.»

نقد و بررسی
این که تلاش در راه فهم متن قرآن دارای اجر و پاداش است، سخن درستی می باشد: «یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات.» (مجادله: 11) اما کسانی که توانایی و یا فرصت یادگیری زبان عربی را به طور کامل ندارند، نباید از فیض درک غیرمستقیم محتوای قرآن دور بمانند.به عبارت دیگر، این دلیل می رساند افرادی که لغت قرآن را می شناسند ماجورند، اگرچه در فهم دچار خطا شوند; اما در مورد کسانی که لغت قرآن را نمی شناسند، ساکت است.افراد غیر عرب زبان باید از طریق ترجمه، قرآن را شناخته، بدان عمل کنند.قرآن مجید در آیات متعددی اهمیت تدبر و تفحص را گوشزد کرده است; چنان که می فرماید: «و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مذکر» (قمر: 22) ; همانا این قرآن را در فهم، برای تذکر آسان کردیم.آیا کسی هست که پند گیرد؟

در آیه دیگری می فرماید: «فذکر بالقرآن من یخاف وعید» (ق: 45) ; پس با قرآن تذکر بده کسانی را که از عذاب می ترسند.

دلیل هفتم: «قرآن چشمه ای است برای هدایت به معارف الهی که تازگی و هدایت آن هرگز کهنه نخواهد شد و هر خواننده ای به قدر توان و استعدادش از این دریای بی کران بهره می گیرد.چه بسا برای متاخران چیزی از حکمت ها و اسرارش کشف شود که برای متقدمان نبوده است.این مزایا در ترجمه قرآن وجود ندارد; زیرا خواننده به فهم آن معنا که مترجم فهمیده مقید است.برای مثال، مترجم آیه «وارسلنا الریاح لواقح » (حجر: 22) را مجاز بالاستعاره قرار می دهد.برخورد باد و ابر و نزول باران به دنبال آن مانند لقاح مرد و زن و تولد فرزند است، اگر فرض کنیم در لغت مترجم، لفظی جانشین «لواقح » عربی باشد، در حقیقت و مجاز خلط شده، خواننده به همین فهم اکتفا نموده، حقیقت عبارت - یعنی این را که بادها بالفعل لواقح هستند - نمی فهمد; زیرا باد ماده لقاح را از درخت نر به ماده منتقل می کند.در نتیجه، ترجمه ما را در این حد از فهم متوقف نموده و از ترقی مطلوب بازمی دارد.» نقد و بررسی: این شبهه نیز نمی تواند دلیلی بر ممنوعیت ترجمه باشد.در این که قرآن چشمه هدایت است و خواننده از قرائت آن به قدر توانش بهره می گیرد هیچ بحثی نیست، اما جواز ترجمه به معنای تعطیل این کار نمی باشد.ترجمه در کنار متن اصلی است و هرگز جایگزین آن نمی شود.اما زبان ها نیز مانند موجودات زنده در حال تغییر و تحولند و باید برای هر نسلی در هر عصری ترجمه ای قابل فهم و مطابق با رشد زبانی آن مرز و بوم ارائه نمود تا به آسانی آن را بفهمند.مستشکل این نکته را فراموش کرده که روی سخن ما در جواز ترجمه با افراد غیرعرب زبان است که می خواهند سخن خدا را بفهمند.اما در آیات اسرار و حکمت هایی هست که آن ها را افراد آشنا با زبان عربی و لغت و سایر مقدمات درک نموده، مفسران برای افراد غیر عرب زبان و عادی توضیح می دهند.

خداوند متعال برای هر کس به اندازه توانش تکلیف مقدر نموده است; «لا یکلف الله نفسا الا وسعها» (بقره: 286) بنابراین، کسانی که قدرت فراگیری زبان عربی را ندارند، اگر برای فهم قرآن از ترجمه استفاده نمایند، خداوند سبحان از آن ها می پذیرد.از سوی دیگر، آیاتی که به بیان عمومیت دعوت پیامبر می پردازد، این ضرورت را بدیهی می نماید که به هر شکل ممکن، باید تمامی مردم جهان در جریان تعالیم اسلام و قرآن قرار گیرند و این مهم در پرتو ترجمه امکان دارد.

از مثالی که در متن آمده، به خوبی روشن است که مقصود مستشکل چیست.مسلم، دقایق لطایف و نکات ظریف تعابیر عربی قرآن به صورت کامل، قابل انتقال به زبان دوم نیست، اما آیا این به معنای محرومیت افراد غیرعرب از فهم قرآن است.در همین آیه مربوط به لقاح، وقتی ترجمه کنار متن اصلی ذکر شود، خواننده هر دو را ملاحظه می کند و در حد توان خویش از آن بهره می گیرد.

دلیل هشتم و نهم: غزالی در کتاب الجام العوام عن علم الکلام می گوید: «ترجمه آیات مربوط به صفات الهی جایز نیست.» استدلال ایشان بر این مطلب کاملا روشن است.ایشان می گوید: خطا در این زمینه منجر به کفر می شود.

غزالی همچنین می گوید: برخی از الفاظ عربی معادل غیرعربی ندارند.مترجم در این الفاظ چه کند؟ اگر بر اساس فهم خود آن را شرح دهد، خواننده را در اعتقادی خاص قرار می دهد مادامی که قرآن آن را رد نکرده است. (41)

نقد و بررسی: به طور کلی، معادل یابی کلمات قرآن کاری مشکل است و کلماتی که به عنوان ترجمه به کار می روند، نمی توانند بار معنایی لغات قرآنی را برسانند.از نظر زبان شناسی، این مطلب صحیحی است که لغات و واژه ها بار فرهنگی و اجتماعی خاصی در میان اهالی آن زبان دارند.

شهید مطهری رحمه الله درباره ترجمه کلمه «الله » در سوره حمد می فرمایند: «می توان گفت که در فارسی، لغتی مترادف کلمه «الله » ، که بشود جای آن گذارد، نداریم و هیچ کدام رساننده تمام معنای «الله » نیستند; زیرا اگر به جای «الله » ، خدا بگذاریم، رسا نخواهد بود; چون خدا مخفف «خودآ» است و رساننده تعبیری است که فیلسوفان می نمایند; یعنی «واجب الوجود» . (42)

اما با وجود این، مترجم آگاه باید سعی و تلاش خود را به کار بندد تا حدی که امکان دارد، درست ترجمه نموده، تقریب به ذهن کند و در هنگام ضرورت، توضیح و شرحی را در پاورقی بیاورد.علاوه بر این، مترجم باید شروط ترجمه را، که یکی از آن ها آگاهی و وقوف کامل به هر دو زبان است، رعایت کند. (43)

در هر صورت، اندیشمندان با عمل خویش، این مطلب را ثابت نموده اند که ترجمه کاری لازم و غیرقابل انکار است.

دلیل دهم: «در زبان عربی الفاظی هست که معادل آن ها در زبان های دیگر هم وجود دارد، ولی آن گونه که عادت عرب در به کاربردن استعارات است، عادات فارسی زبان ها نیست.هنگامی که مترجم لفظ فارسی را به صورت مطلق بیاورد، معنای حقیقی را می رساند، در صورتی که شاید مراد خداوند متعال معنای مجازی بوده است.این مقام، محل لغزش قدم هاست، به ویژه اگر سخن از خدا و صفات و افعال او باشد.» نقد و بررسی: هدف از ترجمه قرآن برگردان سبک قرآن و معنای آن به صورت کامل با حفظ اعجاز معنوی و لفظی نیست، به گونه ای که بتواند جانشین قرآن شود تا متخصصان برای استنباط احکام شرعی و مراد خدا به آن مراجعه نمایند و یا این که بتوان آن را جایگزین متن عربی قرآن کرد، بلکه ترجمه قرآن به منزله دست مصنوعی است برای کسی که دست طبیعی ندارد.روشن است که دست مصنوعی به هیچ وجه خلا فقدان دست طبیعی را پر نمی کند.ترجمه برای کسانی است که با زبان عربی آشنایی ندارند و اگر قرآن هم به زبان آن ها ترجمه نشود، از تمام معارف قرآنی بی بهره خواهند بود.

قرآن معانی اولیه ای دارد که در میان تمام زبان ها مشترک است و حتی مخالفان ترجمه قرآن برگردان معانی اولیه را جایز دانسته اند.ابن قتیبه در کتاب المعارف می گوید: «ترجمه معانی بلاغی غیرممکن است، ولی ترجمه معانی اولیه اصلی خالی از اشکال است و می توان قرآن را این گونه برای عامه مردم و کسانی که درک قوی برای به دست آوردن معانی آن را ندارند تفسیر و تبیین کرد و این به نظر همه مسلمانان جایز است و این اجماع حجت است » . (44)

از سوی دیگر، ترجمه قرآن در کنار متن اصلی حافظ عظمت و بلندی الفاظ قرآن کریم است.

دلیل یازدهم: «بعضی الفاظ در عربی با یکدیگر مشترکند، ولی در لغت عجم چنین نیست.پس مترجم گاهی غیر مراد خدا را از معنای مشترک اختیار می کند و این محل اشکال است.» نقد و بررسی: ترجمه شروطی دارد که یکی از آن ها آشنایی مترجم با لغت و علم صرف و نحو و بدیع و بیان است.اگر مترجم آگاه و آشنا باشد، در بین الفاظ مشترک، آن معنا را که بهتر به آیه می خورد ذکر می کند.این اشکال در مورد تفسیر هم هست.همچنین این دلیل اخص از مدعاست و تنها ترجمه در مورد الفاظ مشترک را رد می کند، در صورتی که مدعا اعم است.

دلیل دوازدهم: «نزد دانشمندان مسلم است که اگر دلیل قطعی قائم شود بر ممنوعیت ظاهر آیه ای از آیات قرآن، تاویل آن لازم است.تفاوت بین تاویل الفاظ قرآن و تاویل الفاظ ترجمه بر هر عاقلی روشن است، به ویژه در آیات متشابه و الفاظ مشترک.» نقد و بررسی: در همین زمینه، آقای شاطر گفته است: «به تمامی مترجمان تحدی می شود که آیات ذیل را دقیقا همان گونه که از وحی رسیده است، معنا کنند تا در برگیرنده تمامی قواعد اجتماعی و احکام منطبق بر اصول دین و دور از عقول اجنبی باشد و دلالت های ثانویه تبعی را نیز در بگیرد: "و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی"; "سبح لله ما فی السموات و الارض و من فیهن"; و ان من شی ء الا یسبح بحمده و لکن تفقهون تسبیحهم" (45)

پاسخ این اشکال در ضمن شبهات گذشته توضیح داده شد.آنچه مسلم است آن که ترجمه جای قرآن را نمی گیرد و باید در کنار متن اصلی باشد، آن هم بارعایت شروطش. دراین صورت، مترجم آگاه درترجمه نیز تاویل را منعکس می کند یا در پاورقی توضیح می دهد.

دلیل سیزدهم: «نظم قرآن و شیوه آن تاثیر خاصی در شنونده دارد که با ترجمه منتقل نمی شود و خیر کثیری با ترجمه فوت می شود.قرآن افراد زیادی را جذب اسلام نموده است، حتی یکی از فلاسفه فرانسوی می گوید: "محمد قرآن را می خواند با حالتی که شنونده را به ایمان جذب می کرد.تاثیر این قرائت بیش از معجزات سایر انبیا بود." وقتی این تاثیر برای تلاوت قرآن، حتی در نفوس غیر معتقدان به قرآن هست، چگونه مسلمانان را با ترجمه قران از این فیض محروم کنیم.» نقد و بررسی: در تاثیر تلاوت متن عربی قرآن، آن هم با صوت زیبا در نفوس مؤمنان و عموم مردم جای هیچ تردیدی نیست; چنان که می فرماید: «لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیة الله » (حشر : 21) ذیل این آیه از عبدالله بن مسعود نقل شده است که روزی جمعی از اصحاب رسول خدا که ملالت خاطر پیدا کرده بودند، عرض کردند: «یا رسول الله، چه می شد حدیثی برای ما بیان می کردید تا زنگارملالت راازدل های مابزداید.دراین جاآیه مزبور نازل شد» . (46)

اسماء نقل می کند که وقتی قرآن بر اصحاب رسول خدا خوانده می شد، چشمانشان پرازاشک می شد و بدن هایشان می لرزید. (47)

نمونه های تاریخی فراوانی برای این تاثیر وجود دارد.

اما این مطلب هیچ خدشه ای بر ضرورت ترجمه قرآن وارد نمی آورد، بلکه تاییدی بر مدعای قایلان به ترجمه است; زیرا تمامی معتقدان به ترجمه بر این باورند که ترجمه قرآن ویژگی های قرآن را در بر ندارد و روحانیت و نورانیت خاص همان است که در متن قرآن وجود دارد.خضوع و خشوع و در نتیجه، نور هدایتی که در الفاظ قرآن وجود دارد، در هیچ متن دیگری حتی در ترجمه قرآن یافت نمی شود.تاثیر قرآن از همان آغاز روشن بوده است; همچنان که نخستین تاثیرش بر اعراب جاهلیت، که خود بلیغ ترین سخنان را به کار می بردند، چنان بود که زانوی عجز به زمین زده، ایمان می آوردند و این فصاحت و بلاغت ویژه تاکنون محفوظ مانده و ادامه داشته است.به همین دلیل، یکی از شروط ترجمه، بودن در کنار متن اصلی است.

دلیل چهاردهم: «هنگامی که قرآن به زبان های ترکی و فارسی و هندی و چینی و مانند آن ترجمه می شود، بین این ترجمه ها اختلاف به وجود می آید; همان گونه که بین ترجمه کتب عهد عتیق و جدید مسیحیان اختلاف به وجود آمده است.» نقد و بررسی: این که بین ترجمه ها اختلاف پدید می آید، یک فرض ذهنی است و ربط چندانی هم به بحث جواز و عدم جواز ترجمه قرآن ندارد; زیرا ترجمه قرآن مستلزم رعایت ضوابطی است که وقتی آن ضوابط در ترجمه رعایت شود، اختلافی به وجود نخواهد آمد.علاوه بر این، به فرض آن که در ترجمه ها اختلافاتی به وجود بیاید، وقتی همراه با متن اصلی باشند، هیچ لطمه ای وارد نمی سازند.اما تمثل به کتاب های عهدین قیاس مع الفارق است، چون اختلاف آن کتاب ها از آن جاست که پس از چندین سال، از صورت روایات شفاهی به صورت مکتوب درآمدند.لغزش ها و اشتباهاتی که در ترجمه های قرآن به وجود آمده در حدی نیست که موجب جدایی و تفرقه باشد.البته باید سعی کرد که هیچ گونه لغزشی در چاپ های قرآن و ترجمه آن ها به وجود نیاید.

دلیل پانزدهم: «قرآن نشانه بزرگی بر نبوت رسول خدا صلی الله علیه وآله است، آن هم نشانه ای باقی.این بقا در صورتی محفوظ است که قرآن از تغییر و تبدیل و تحریف و تصحیف محفوظ بماند.اما ترجمه چنین نیست.» نقد و بررسی: قایلان به جواز ترجمه همگی معتقدند که تحریف و تغییر آیات قرآن حرام بوده و تاکنون چنین چیزی واقع نشده است.این شبهه در صورتی وارد است که ترجمه مستغنی از متن اصلی باشد، در حالی که باید گفت: اولا، وقتی گفته می شود قرآن ترجمه پذیر است به آن معنا نیست که ترجمه آن حتما بدون همراه داشتن متن اصلی باشد، بلکه یکی از شروط ترجمه صحیح قرآن این است که ترجمه همراه با متن اصلی باشد و زمانی که ترجمه و متن اصلی درکناریکدیگرآورده شوند، هیچ کس به این فکر نمی افتد که ترجمه قرآن، قرآن است تا از متن اصلی بی نیاز شده و در نتیجه، تحریف رخ دهد.ثانیا کسانی که زبان عربی نمی دانند، ابتدا باید قرآن را به هر زبانی که برایشان امکان پذیر است مطالعه نمایند و اعتقاد حاصل کنند، سپس جنبه های اعجاز آن را دریافت کنند.

نتیجه این ها ادله ای بود که از سوی رشیدرضا در ممنوعیت ترجمه ذکر شده است.ادله دیگری نیز از سوی مخالفان جواز ترجمه قرآن ارائه شده که از ذکر آن ها در این جا خودداری می شود. (48)

در پایان و حسن ختام این قسمت از بحث، باید گفت: قرآن چنان است که خود می فرماید: «و ما انزلنا علیک الکتاب الا لتبین لهم الذی اختلفوا فیه وهدی و رحمة لقوم یؤمنون » (نحل: 64) ; ما این قرآن را بر تو نفرستادیم، مگر برای این که حقیقت را در آنچه مردم اختلاف می کنند، روشن کنی و برای اهل ایمان، هدایت و حمت باشی.

دست یابی جهانیان به این هدایت و رحمت الهی و تشکیل امت واحده بدون اختلاف امکان ندارد، مگر این که از هر قوم گروهی بیایند و با زبان انزال و وحی آشنا شوند. به نظر می رسد:

اولا، انگیزه فتوا به عدم جواز ترجمه از سر بعضی تعصبات بوده است; چرا که بیش تر مخالفان جواز ترجمه از علمای عرب زبان بوده اند که قومیت و تعصب عربیت در نظر آن ها بی تاثیر نبوده است. (49)

به همین دلیل، فتوای تحریم فقط در میان بعضی از کشورهای عربی مشهور بوده و مسلمانان دیگر کشورها به ترجمه قرآن اقدام نموده اند.

دکتر علی شواخ می گوید: «بدین وسیله، برای ما روشن گردید که حرکت ضد ترجمه قرآن به سایر زبان ها منحصر به کشورها و سرزمین های عربی، به ویژه دولت عثمانی، بوده است » . (50)

ثانیا، می توان گفت: این اندیشه از سوی کسانی صادر شده است که تفکر خود را از چهارچوب مرز کشورهای عربی بیرون نبرده اند.

ثالثا، استعمار در رسوخ این اندیشه بی تاثیر نبوده است تا به این وسیله، از گسترش اسلام در میان کشورهای غیرعربی جلوگیری شود.از این رو، خود آن ها به ترجمه قرآن پرداختند و برخی عرب زبان ها ساده لوحانه این مطلب را از آن ها گرفته، فتوا داده اند که انتقال اعجاز قرآن ممکن نیست. «اگر خوب دقت کنیم، پی خواهیم برد که قول به منع ترجمه قرآن معاصر با فتوای مسیحیان غربی و استعمار سرزمین ها به وسیله آن ها در جهت مسیحی نمودن مسلمانان بود; با تمام وسیله و امکانات تلاش نمودند و به فرستادن مبلغین مسیحی به عناوین مختلف اکتفا ننمودند، بلکه آموزش زبان عربی را، حتی در مستعمرات عربی مانند شمال آفریقا و دیگر نقاط، ممنوع ساختند.نتیجه این که آن ها می خواستند محاصره اسلام رابا منع ترجمه قرآن به زبان های بیگانه کامل گردانند» . (51)

پی نوشت ها:

1- محمدحسن آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 4، ص 72، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1408 ق

2- راغب اصفهانی، مفردات فی الفاظ القرآن، ص 195، دمشق، دارالقلم، 1412 ق

3- محمود رامیار، تاریخ قرآن، ص 646، انتشارات امیرکبیر، چ دوم، تهران، 1362

4- عبدالکریم بی آزار شیرازی، "مشکل ترجمه قرآن"، ص 126

5- محمدحسین بن خلف تبیری، برهان قاطع، ج 1، ص 482، تهران، ابن سینا، 1342

6- محمدبن جریر طبری، جامع البیان عن تاویل ای القرآن، ج 1، ص 71، بیروت، دارالمعرفه، 1409 ق

7- شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر

8- ابن منظور، لسان العرب، ماده رجم، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1408 ق

9- نهج البلاغه

10- محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 328

11- نهج البلاغه

12- بهاءالدین خرمشاهی، «رؤیای ترجمه بی غلط قرآن » ، بینات، ش 3، ص 67

13- سلماسی زاده، تاریخ ترجمه قرآن در جهان، ص 89، انتشارات امیرکبیر، 1369

14- بینات، ش 3، ص 141

15- محمدبن جریر طبری، جامع البیان، مقدمه ترجمه

16- احمد مصطفی مراغی، تفسیر المراغی و داراحیا التراث العربی، ج 13، ص 126

17- شیخ صدوق، خصال، باب «العشره » ، ج 2، ص 422

18- رشیدالدین میبدی، کشف الاسرار وعده الابرار، ج 5، ص 224

19- ابوعبدالله قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج 9، ص 304

20- اسماعیل حقی، روح البیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 361

21- مجموعه سخنرانی ها و مقالات اولین کنفرانس تحقیقات علوم و مفاهیم قرآن، ص 34

22- رشیدرضا، تفسیر المنار، ج 9، ص 324

23- آیاتی مانند سوره اسراء: 88/سوره بقره: 23

24- شیخ محمد سلیمان، حدث الاحداث فی الاقدام علی ترجمة القرآن، ص 63، مصر، المطبعة السلفیه

25- محمدبن مسعود عیاشی، تفسیر عیاشی، ج 1، ص 2

26- 27- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 92، ص 81/ج 92، ص 84

28- محمدباقر حجتی، سه مقاله در تاریخ تفسیر و نحو، ص 11

29- فصلنامه پژوهش های قرآنی، ص 253، ج 4

30- شیخ طوسی، الخلاف، ج 1، ص 344

31- محمد ابوزهره، المعجزة الکبری، ص 583

32- مساله 323 توضیح المسائل مراجع

33- الخلاف، ج 1، ص 343

34- امام خمینی قدس سره، تحریر الوسیله، ج 1، ص 197

35- محمدمهدی ری شهری، میزان الحکمه، حدیث 20604

36- بحارالانوار، ج 23، ص 105

37- جامع البیان عن تاویل القرآن، ج 7 و 8، ص 117

38- التبیان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 343

39- زمخشری، الکشاف، ج 4، ص 86

40- الجامع لاحکام القرآن، ج 7، ص 161

41- شبیه این دلیل در کتاب بحث فی ترجمه القرآن الکریم و احکامها، بیروت، دارالکتب الجدید، ص 13 آمده است.

42- مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، ص 16، انتشارات صدرا

43- ر.ک: محمدحسن مصطفوی، روش علمی در ترجمه و تفسیر قرآن، ص 57

44- به نقل از: محمود ابوزهره، المعجزه الکبری، ص 588

45- القول السدید، ص 36

46- تفسیر کشاف، ج 4، ص 124

47- قرطبی، تفسیر قرطبی، ج 8، ص 569

48- برای بررسی بیش تر ادله، می توان به کتب مناهل العرفان، ج 2، ص 40 تالیف شاطبی; المعجزه الکبری، ص 588، تالیف ابوزهره; بحث فی ترجمه القرآن و احکامها، ص 14، تالیف مراغی; و دراسات فی القرآن الکریم، ص 82، ؟ ، مراجعه نمود.

49- بحث فی ترجمه القرآن و احکامها، ص 43

50- 51- علی شواح، معجم مصنفات القرآن الکریم، ج 2، ص 13





طبقه بندی: تفاسیر قرآنی، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ