تبلیغات
قرآن کلام خداوند - تقوا، و تأثیر آن در زندگی دنیوی و اخروی انسان(1)
قالب وبلاگ قالب وبلاگ


قرآن کلام خداوند

 

با عرض خوشآمدگوئی محضر بازدیدكنندگان التماس دعا داریم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 خرداد 1390 توسط مهدی ضیائی صوری

تقوا، و تأثیر آن در زندگی دنیوی و اخروی انسان

چكیده

تقوا از ماده وقی به معنی خودنگهداری است، اینکه انسان در یک حالی باشد که بتواند خود را نگهداری کند. تقوای الهی نگهداری خود است از آنچه که بد است، برای خدا. قرآن می گوید اگر متقی واقعی باشید دو اثر دارد. یکی اینکه گشایش در کار به وجود می آید در اثر تأثیر معنوی آن. واقعاً اگر کسی پاک و باتقوا زندگی کند، یک سلسله گره ها برایش پیش نمی آید و اگر پیش بیاید حل می شود. خاصیت دوم تقوا این است که بر روشن بینی می افزاید. ابتدا به نظر مشکل می آید، روشن بینی چه ارتباطی دارد به تقوا؟! بستگی دارد به مغز و کار آن. تقوا چه تأثیری دارد در بینش؟ ولی این اشتباه است. اگر انسان متقی باشد، روشن بین تر است. زیرا تقوا صفای روح می آورد؛ تقوا آن تیرگیهایی را که باعث می شود انسان از روشن بینی هایی که مخصوص خود اوست استفاده نکند، از بین می برد.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد   ***   صد حجاب از دل به سوی دیده شد
شما اگر نسبت به موضوعی تعصب بورزید نمی توانید آن را آنطوری که هست بگیرید. تقوا گرد و غبار تعصب را پاک می کند، کینه توزی را فرو می نشاند، در نتیجه عقل، آزاد فکر می کند. سعدی می گوید:
حقیقت سرایی است آراسته   ***  هوا و هوس گرد برخاسته
نبینی که هر جا که برخاست گرد   ***   نبیند نظر گر چه بیناست مرد
تو را تا دلت باشد از حرص باز   ***   نیاید به گوش دل از غیب راز 

تقوا، و تأثیر آن در زندگی دنیوی و اخروی انسان

چكیده

تقوا از ماده وقی به معنی خودنگهداری است، اینکه انسان در یک حالی باشد که بتواند خود را نگهداری کند. تقوای الهی نگهداری خود است از آنچه که بد است، برای خدا. قرآن می گوید اگر متقی واقعی باشید دو اثر دارد. یکی اینکه گشایش در کار به وجود می آید در اثر تأثیر معنوی آن. واقعاً اگر کسی پاک و باتقوا زندگی کند، یک سلسله گره ها برایش پیش نمی آید و اگر پیش بیاید حل می شود. خاصیت دوم تقوا این است که بر روشن بینی می افزاید. ابتدا به نظر مشکل می آید، روشن بینی چه ارتباطی دارد به تقوا؟! بستگی دارد به مغز و کار آن. تقوا چه تأثیری دارد در بینش؟ ولی این اشتباه است. اگر انسان متقی باشد، روشن بین تر است. زیرا تقوا صفای روح می آورد؛ تقوا آن تیرگیهایی را که باعث می شود انسان از روشن بینی هایی که مخصوص خود اوست استفاده نکند، از بین می برد.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد   ***   صد حجاب از دل به سوی دیده شد
شما اگر نسبت به موضوعی تعصب بورزید نمی توانید آن را آنطوری که هست بگیرید. تقوا گرد و غبار تعصب را پاک می کند، کینه توزی را فرو می نشاند، در نتیجه عقل، آزاد فکر می کند. سعدی می گوید:
حقیقت سرایی است آراسته   ***  هوا و هوس گرد برخاسته
نبینی که هر جا که برخاست گرد   ***   نبیند نظر گر چه بیناست مرد
تو را تا دلت باشد از حرص باز   ***   نیاید به گوش دل از غیب راز 

مقدمه

تقوا در مفهوم قرآنی از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار است به گونه ای كه می توان گفت تقوا یكی از محوری ترین مفاهیم قرآنی است بطوری كه اگر ازمباحث قرآنی حذف شود كلیدی ترین مفاهیم دینی و قرآنی حذف شده است. از این روست كه در هر گوشه ای از آیات قرآنی به تقوا و مباحث مرتبط با آن باز می گردیم.
به سخنی دیگر تقوا بیانگر دینداری شخص است و شخص در عمل به تقوای خویش، دینداری خود را به نمایش می گذارد. كسی كه فاقد تقواست در حقیقت فاقد دین در مفهوم قرآنی است.
از این رو سخن گفتن از تقوا به معنای سخن گفتن از دینداری است و بیان راه های دست یابی در حقیقت بیان راه های دینداری است.
آیات قرآنی به تقوا چنان می نگرد كه اگر كسی تقوا نداشته باشد نمی توان از او امید عمل هنجاری و شخصیت سالم را داشت.
شخصیت سالم در حوزه روان شناسی و انسان معتدل در حوزه جامعه شناختی، كسی است كه به تقوا رسیده باشد؛ زیرا تقوا از چنان دربردارندگی برخوردار است كه همه حوزه های اعتقادی و عمل فردی و اجتماعی را شامل می شود. درنوشتار حاضر كوشش بر آن است تا راههای رسیدن به تقوا بر پایه آموزه های قرآنی تبیین گردد.
تقوای الهی نگهداری خود است از آنچه بد است، برای خدا. اگر انسان متقی باشد، روشن بین تر است زیرا تقوا صفای روح می آورد، تقوا آن تیرگیهایی را که باعث می شود انسان از روشن بینی هایی که مخصوص خود اوست استفاده نکند از بین می برد. شما اگر نسبت به موضوعی تعصب بورزید نمی توانید آن را آن طوری که هست بگیرید. تقوا گرد و غبار تعصب را پاک می کند، کینه توزی را فرو می نشاند، در نتیجه عقل، آزاد فکر می کند.

تقوا همراه توبه

تقوای واقعی همراه با توبه است. کسی که یک آلودگیهایی در گذشته داشته، هنگامی باتقوا خواهد بود که از آن آلودگیها توبه کند. پس اثر آن گناهان گذشته پاک می شود، مجازات اخروی هم از انسان سلب می شود. یعنی خدا دیگر بنده باتقوایش را به خاطر گناهان گذشته اش مجازات نمی کند. «والله ذو الفضل العظیم؛ خدا صاحب فضل و بزرگ است». قرآن کریم در این آیات می خواهد ما را توجه بدهد که اگر ایمان ما ایمان واقعی باشد و اگر عمل ما عمل اسلامی باشد و اگر جامعه ما جامعه مسلمان باشد، مشمول انواعی از عنایتهای الهی خواهیم بود و موفقیتها خواهیم داشت از جمله این آیه است که «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا، تقوا داشته باشید تا روشن بین باشید» .

مومن و ترس از خدا

مؤمن باید همیشه، هم امیدوار باشد و هم خائف، هم خوشبین باشد و هم نگران، مقصود اینست که مؤمن همواره باید نسبت به طغیان نفس اماره و تمایلات سرکش خود خائف باشد که زمام را از کف عقل و ایمان نگیرد و نسبت به ذات خداوند اعتماد و اطمینان و امیدواری داشته باشد که همواره به او مدد خواهد کرد. امام سجاد علیه السلام در دعای ابوحمزه می فرماید: «مولای اذا رأیت ذنوبی فزعت، و اذا رایت کرمک طمعت» یعنی ''هرگاه به خطاهای خودم متوجه می شوم ترس و هراس مرا می گیرد و چون به کرم وجود تو نظر می افکنم امیدواری پیدا می کنم ''.

انواع تقوا

انسان اگر بخواهد در زندگی اصولی داشته باشد و از آن اصول پیروی کند، خواه آنکه آن اصول از دین و مذهب گرفته شده باشد و یا از منبع دیگری، ناچار باید یک خط مشی معینی داشته باشد، هرج و مرج بر کارهایش حکمفرما نباشد. لازمه خط مشی معین داشتن و اهل مسلک و مرام و عقیده بودن این است که به سوی یک هدف و یک جهت، حرکت کند و از اموری که با هوا و هوسهای آنی او موافق است اما با هدف او و اصولی که اتخاذ کرده منافات دارد خود را " نگهداری " کند. بنابراین تقوا به معنای عام کلمه لازمه زندگی هر فردی است که می خواهد انسان باشد و تحت فرمان عقل زندگی کند و از اصول معینی پیروی نماید. تقوای دینی و الهی یعنی اینکه انسان خود را از آنچه از نظر دین و اصولی که دین در زندگی معین کرده، خطا و گناه و پلیدی و زشتی شناخته شده، حفظ و صیانت کند و مرتکب آنها نشود. چیزی که هست حفظ و صیانت خود از گناه که نامش تقوا است، به دو شکل و دو صورت ممکن است صورت بگیرد، و به تعبیر دیگر ما دو نوع تقوا می توانیم داشته باشیم: تقوائی که ضعف است و تقوائی که قوت است.
نوع اول اینکه انسان برای اینکه خود را از آلودگیهای معاصی حفظ کند، از موجبات آنها فرار کند و خود را همیشه از محیط گناه دور نگهدارد، شبیه کسی که برای رعایت حفظ الصحه خود کوشش می‌کند خود را از محیط مرض و میکروب و از موجبات انتقال بیماری دور نگهدارد، سعی می کند مثلا به محیط مالاریا خیز نزدیک نشود، با کسانی که به نوعی از بیماریهای واگیردار مبتلا هستند معاشرت نکند.
نوع دوم اینکه در روح خود حالت و قوتی به وجود می آورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی می دهد که اگر فرضا در محیطی قرار بگیرد که وسائل و موجبات گناه و معصیت فراهم باشد، آن حالت و ملکه روحی، او را حفظ می کند و مانع می شود که آلودگی پیدا کند، مانند کسی که به وسائلی در بدن خود مصونیت طبی ایجاد می کند که دیگر نتواند میکروب فلان مرض در بدن او اثر کند. لازمه اینکه انسان حیات عقلی و انسانی داشته باشد اینست که تابع اصول معینی باشد، و لازمه اینکه انسان از اصول معینی پیروی کند اینست که از اموری که با هوا و هوس او موافق است ولی با هدف او و اصول زندگانی او منافات دارد پرهیز کند. ولی لازمه همه اینها این نیست که انسان اجتنابکاری از محیط و اجتماع را پیشه سازد. راه بهتر و عالیتر همان طوری که بعدا از آثار دینی شاهد می آوریم اینست که انسان در روح خود ملکه و حالت و مصونیتی ایجاد کند که آن حالت حافظ و نگهدار او باشد.

راه رسیدن به تقوا پاکی از رذایل اخلاقی

قرآن در سوره مبارکه اعراف آیه 26 سخن از جامه تقوا آورده است. علی می فرماید: جامه تقوا جهاد است. تقوا یعنی پاکی راستین، پاکی از چه؟ از آلودگیها، ریشه آلودگیهای روحی و اخلاقی چیست؟ خودخواهی ها و خود پسندیها و خود گرائیها. و به همین دلیل مجاهد واقعی، با تقواترین با تقواهاست. زیرا یکی پاک و متقی است از آن جهت است که پاک از حسادت است، دیگری پاک از تکبر است، سومی پاک از حرص است، چهارمی پاک از بخل است، اما مجاهد پاکترین پاکها است. زیرا پا روی هستی خود گذاشته است، مجاهد پاکباخته است.

ایمان و عمل شرط رسیدن به تقوا

خداوند در جای دیگر می فرماید: « لیس علی الذین آمنوا و عملو الصالحات جناح فی ما طعموا اذا ما اتقوا و آمنوا و عملوا الصالحات ثم اتقوا و آمنوا ثم اتقوا و احسنوا و الله یحب المحسنین؛ بر آنانکه ایمان آورده و شایسته عمل کرده اند، در مورد آنچه از نعمتهای دنیا مصرف کنند، باکی نیست (حلالشان باد) هرگاه تقوا و ایمان و عمل صالح را توأم داشته باشند و بعد از آن ایمان و تقوا، و بار دیگر تقوا و احسان (نیکوکاری)» . این آیه کریمه متضمن دو نکته عالی از معارف قرآنی است. یکی درجات و مراتب ایمان و تقوا و دیگر، فلسفه حیات و حقوق انسان. می خواهد بفرماید: نعمتها برای انسان است و انسان برای ایمان و تقوا و عمل. انسان آنگاه مجاز است از نعمتهای الهی بهره مند گردد و آنگاه این نعمتها به مورد مصرف خواهد شد که خود انسان در مسیر تکاملی خودش که خلقت او را در آن مسیر قرار داده حرکت کند، یعنی مسیر ایمان و تقوا و عمل شایسته. بنابر این در این آیه راه رسیدن به تقوا و نعمتهای الهی را متضمن ایمان و عمل صالح دانسته است.

پیروزی در امتحانات الهی راه رسیدن به تقوای واقعی

در آیات دیگر خداوند راه رسیدن به تقوای واقعی را در پیروزی در آزمایشها و امتحانات الهی دانسته است و می فرماید: «فاتقوا الله ما استطعتم؛ پس تقوای الهی داشته باشید تا آن حدی که قدرت دارید» . تقوای واقعی همان است که انسان را نجات می دهد، انسان را آزاد و رها می کند. انسان در زیر امتحانها (چه امتحان به نعمتها و چه امتحان به نقمتها) باید تقوا داشته باشد که این تقواست که او را نجات می دهد و آزاد و رها می کند و انسان باید با همه اینها درگیری پیدا کند منتها باید خود را آزاد کند. به همین جهت بعد می فرماید: «فاتقوا الله». حال که ثروتها و فرزندان، نعمتها و فتنه ها و امتحانهایی است که باید شما با آنها درگیری پیدا کنید پس تقوا پیشه کنید. « ما استطعتم» یعنی به هر اندازه که قدرت دارید تقوا پیشه کنید.

مراتب تقوا

از خود قرآن استفاده می شود که تقوا درجات و مراتب دارد. معلوم است، یک وقت انسان تقوایش در حدی است که از گناهان کبیره و از اصرار بر صغیره اجتناب می کند. این اولین درجه تقواست که به آن، عدالت محقق می شود. درجه بالاترین این است که انسان خودش را از گناهان صغیره هم حفظ و نگهداری کند. بالاتر از اینکه از مکروهات هم خود را نگهداری کند، یعنی طوری خودش را نگهداری می کند که هیچ وقت مکروهی هم بجا نمی آورد. البته این بدون تنظیم کردن زندگی به دست نمی آید، یعنی انسان طوری عمل می کند که همیشه هر چه عمل کند یا واجب است یا مستحب یا مباح، و حتی مباح هم ممکن است نباشد. انسان باید تقوا داشته باشد حتی از غیر خدا، تقوا داشته باشد از توجه به غیر خدا، تقوا داشته باشد از غفلت خدا. اینها همه مراتب تقواست.

زمینه های كسب تقوا

از نظر قرآن دست یابی به تقوا به سادگی امكان پذیر نیست و كسی نمی تواند به صرف برخورداری از برخی از فضایل و خصوصیات اخلاق فردی، مدعی دست یابی به تقوا شود در حالی كه امور اجتماعی، هنجارهای شرعی و عرفی و عقلی را مراعات نمی كند.
از سوی دیگر تقوا امری نیست كه انسان بتواند بر پایه عقل خویش به راه های دست یابی به آن برسد؛ از این رو قرآن بیان می كند كه تبیین راه ها و زمینه های تحصیل تقوا از اموری است كه می بایست از جانب خدا روشن و بیان گردد. (توبه آیه 115) بنابراین به سراغ قرآن باید رفت تا بر پایه آموزه های قرآنی راه های دست یابی به تقوا را بشناسیم.
خداوند در آیه 8 سوره مائده به ارتباط تنگاتنگ میان تقوا و عدالت اشاره می كند. ناگفته پیداست كه عدالت پیش از آن كه به شخص و مباحث شخصی ارتباط داشته باشد به مسایل اجتماعی مرتبط است و عدالت در حوزه مسایل اجتماعی و در ارتباط با دیگران معنا و مفهوم می یابد.
در این آیه خداوند می فرماید: یا ایهاالذین آمنوا كونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لایجرمنكم شنئان قوم علی الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقواالله؛ ای كسانی كه ایمان آورده اید، همواره برای خداوند قیام كنید و به عدالت گواهی دهید و مبادا دشمنی شما با گروهی وادارتان كند كه به عدالت رفتار نكنید. به عدالت رفتار كنید كه عدالت به تقوا نزدیك تر است و از خدا پروا داشته و تقوا پیشه كنید.
قرآن عدالت را بستری برای تقوا بیان می كند و از مردم می خواهد كه تقوا پیشه كنند. این تقوا پیشه كردن با قیام به عدالت پدید می آید و كسی كه خود اهل قسط و عدالت نیست نمی تواند مدعی عدالت باشد. به این معنا كه كوتاه ترین راه به تقوای الهی رعایت عدالت و قسط است. از سوی دیگر در همین آیه به این مسأله اشاره می كند كه شخص می بایست گواه بر عدالت باشد. مراد از شاهد بودن به معنای عینیت یافتن عدالت در شخص است. به این معنا كه شخص زمانی می تواند شاهد و گواه بر عدالت باشد كه خود تجسم عدالت شود. این همانند آیه ای است كه مؤمنان را گواه و شاهد امت های دیگر قرار می دهد و می گوید خداوند امت اسلام و مؤمنان واقعی را شاهد و گواه بر امت های دیگر قرار داده است و هم چنین در معنا و مفهوم آیه ای است كه بیان می كند پیامبر(ص) و معصومان(ع) گواهان بر امت اسلام هستند.
بنابراین مراد از شاهد بودن شخص بر عدالت و قسط آن است كه خود به صورت مجسمه عدالت درآید و در حق خود و دیگری ظلم و بیداد نكرده و بر پایه عدالت رفتار كند. این گونه است كه خود شخص می تواند گواه و شاهد عدالت باشد و این گونه است كه دشمنی از میان مردمان و جامعه رخت برمی بندد.
بنابراین قرآن با اثبات ارتباط تنگاتنگ میان عدالت و تقوا می كوشد تا به مؤمنان این نكته را تأكید كند كه كسی كه عدالت نداشته باشد نمی تواند مدعی امری معنوی به نام تقوا باشد. عدالت درباره خویش و دیگری است كه آدمی را به تقوا می رساند.
برای رسیدن به عدالت می بایست همه آن چه را كه قرآن به عنوان اصول عقلایی و عقلی بیان كرده و عرف و شرع بر آن تأكید ورزیده و یا از آن بازداشته عمل كند. این بدان معنا خواهد بود كه مفهوم عدالت چیزی شبیه مفهوم دین داری و تقواست. البته دین داری تنها در بخشی از عدالت جدا می شود كه می توان آن را به حوزه احسان اختصاص داد؛ زیرا دینداری افزون بر عدالت نگاهی برتر به مسایل انسانی دارد كه به حوزه عواطف و احساست برمی گردد و قرآن از آن به احسان یاد می كند.
عدالت در حوزه عقلانیت و عقل معنا و مفهوم می یابد و از این روست كه با مسائل عاطفی و روان شناختی انسان ارتباط پیدا نمی كند ولی دین داری افزون بر حوزه عقل و عقلانیت به حوزه عواطف انسان نیز ناظر است؛ از این روست كه مسأله احساسات به عنوان اصلی مهم در دینداری جلوه می كند.
از این جاست كه می توان گفت چرا قرآن عدالت را به عنوان نزدیك ترین راه به سوی تقوای الهی برمی شمارد؛ زیرا تقوا امری است كه در حوزه های دینداری از در بردارندگی ای برخوردار می باشد كه شامل حوزه احسان و عواطف افزون بر عقل می شود؛ ولی از آن جایی كه بیشتر مردم از عمل به احسان و نیكی در حق دیگری به ویژه دشمنان خودداری می كنند و حاضر به كوتاهی از حق عقلی خویش نیستند خداوند از مؤمنان می خواهد كه دست كم در محدوده عقل و عدالت حركت كنند.
به عنوان نمونه شخصی كه یكی از بستگان نزدیكش به قتل رسیده است حاضر به گذشت و عفو نیست و می كوشد تا قصاص كند و حق قاتل را در دستانش بگذارد از این رو بر پایه عقل حركت می كند و عواطف و احساساتش را در جهت مثبت حركت نمی دهد بلكه در جهت منفی می كشاند و خواستار نه تنها مجازات بلكه تشدید مجازات می شود تا داغ عزیز از دست رفته را جبران كند و آبی بر آتش كینه خویش بریزد. در این جاست كه عدالت به عنوان حكم عقل می تواند انسان را از افزایش احساسات تند و منفی باز دارد و وی را به سوی تقوا متمایل سازد. در حقیقت این عدالت است كه عواطف فزاینده را كنترل و مهار می كند و نزدیك به تقوا می سازد.
اما اگر شخصی به مقام تقوا رسیده باشد در این حالت عواطف خویش را نه تنها به سوی عواطف منفی سوق نمی دهد بلكه می كوشد تا فراتر از حكم عقل به سوی احسان روی آورده و در حق قاتل در صورت امكان گذشت كند.
البته قرآن عمل به حكم قصاص را زمینه ساز تقواپیشگی برمی شمارد و آن را به حكم عقل نزدیك تر می داند. به این معنا كه حكم عقلی قصاص در صورتی كه فرد همه راه ها را بر خود بسته است و به عمد و جنایت، مرتكب قتل شده است با این كار جلوی خطر احتمالی بلكه یقینی جنایت دیگری گرفته می شود؛ كسی كه یك بار بی جهت و یا به هر جهتی بدون مستند قانونی قتلی را مرتكب می شود امكان آن وجود دارد كه دوباره در حق دیگری دست به جنایت بزند؛ بنابراین حكم عقلی و عدالت بر آن است كه قصاص صورت بگیرد تا زمینه تقوای اجتماعی فراهم آید. از این رو قرآن با مخاطب قرار دادن عقلا به این نكته توجه می دهد كه قصاص، زندگی برای اجتماعی است كه می كوشد تا گرفتار ناامنی و نابودی نشود و هم چنین زمینه ای برای بازدارندگی نسبت به كسانی است كه ممكن است با عدم قصاص مرتكب جنایت و قتلی دیگر شوند. در حقیقت قصاص موجب می شود تا جامعه امنیت یابد و هم زمینه بازدارندگی اجتماعی جنایت فراهم آید و كسی در جامعه به خود اجازه قتل ندهد.
به هرحال در آموزه‌های قرآنی میان عدالت و تقوا ارتباط تنگاتنگی وجود دارد چنان كه در همین آموزه‌ها میان عقل و عواطف ارتباطی خاص موردنظر و توجه است.

اخلاص راه رسیدن به تقوا

از دیگر راه هایی كه شخص می تواند به تقوا دست یابد اخلاص در عمل است. ازنظر قرآن اخلاص دو نقش اساسی در زندگی بشر بازی می كند؛ هم موجب می شود تا شخص خود را به تقوا برساند و هم زمینه گرایش مردمان به دین و دینداری را فراهم می آورد؛ زیرا با اخلاص است كه فرد تنها برای رضای خدا عمل می كند و رفتارش را بر پایه آموزه های وحیانی سامان می دهد. این مسأله موجب می شود كه ناظر بیرونی، فرد را درستكار یابد و رفتار پسندیده وی نسبت به دیگران موجب جلب و جذب آنان به دین و دین داری گردد. در حقیقت او با عمل خویش، مردمان را به دین می خواند نه با زبانی كه گاه با عملش تفاوت دارد. 
پیروی از آموزه های قرآن و حركت در صراط مستقیم  برپایی نماز  بهره گیری از الهامات و امدادهای الهی  پذیرش انذارهای الهی  پرداخت حقوق دیگران از مهریه و غیرمهریه  توجه به حسابرسی الهی  و مسایلی از این دست خود بستری اساسی برای ایجاد تقوا در شخص است كه می بایست بدان ها توجه شود.
همه آن چه را كه قرآن به عنوان زمینه های بروز تقوا در شخص بیان می كند به امور و مسایلی باز می‌گردد كه می توان از آن به عمل بر پایه آموزه های وحیانی و عرف و عقل یاد كرد. این گونه است كه می توان گفت كه تقوای الهی چیزی جز عمل به دانش و شناخت نیست؛ دانشی كه بر خاسته از گزاره ها و آموزه های وحیانی و عقلانی و عرف پسندیده عقلایی است. بنابراین تقوا همان عمل است و كسی نمی تواند مدعی وجود تقوا شود درحالی كه به دانش و علم خویش عمل نمی كند

شخص متقی، انسان كامل

تقوا و پرهیزگاری در فرهنگ قرآن و كاربردهای آن، حوزه گسترده ای را شامل می شود به گونه ای كه می توان پای بندی به قوانین عقلانی و عقلایی و شرعی را از مصادیق عینی تقوا دانست. بنابراین پرهیزگاران در فرهنگ قرآنی كسانی هستند كه در حوزه بینش و نگرش و كنش و واكنش، همواره پای بند قوانین و آموزه های وحیانی، فطری و عرفی هستند كه خردمندان به حكم خردورزی بدان حكم كرده و به عنوان سنت ها، آداب و رسوم از نسلی به نسل دیگر منتقل می كنند.
می توان تقوا را به معنای عمل به اصول اخلاقی، حقوقی، شرعی، آداب و رسوم و هنجارهای پسندیده اجتماعی و عرفی و پرهیز از مخالفت با آن ها دانست؛ زیرا اصول اخلاقی كه شامل اصول اخلاقی فردی و یا اجتماعی است، آن دسته از منش ها و كنش هایی است كه شخص به عنوان فضیلت اخلاقی بدان پای بند است. بنابراین در منش خویش به گونه ای است كه زیبایی ها و امور پسندیده را بروز و ظهور می دهد و اهل كرامت و شرافت و عزت است او در كنش های هنجاری خویش نیز از اصول اخلاقی و فضیلت های هنجاری پیروی می كند و از نظر روان شناسان اجتماعی برخوردار از شخصیت سالم می باشد. نسبت به حقوق اجتماعی و قوانین مدون عقلایی همانند اصول اخلاقی برخاسته از حكم عقل، واكنش مثبت و سازنده ای از خود بروز می دهد و احترام به قوانین و حقوق فردی و اجتماعی دیگران را سرلوحه عمل اجتماعی خویش قرار می دهد. از سوی دیگر نسبت به آداب و رسوم و سنت های عقلایی پای بندی كامل خویش را به اشكال مختلف نشان می دهد و برپایه عرف پسندیده ملت و جامعه عمل می كند. از این رو می توان گفت كه شخص متقی در حوزه عمل شخصی انسانی كامل است كه از هر نظر به بلوغ و كمال دست یافته و براساس فضیلت های اخلاقی عمل می كند و در كنش های اجتماعی نیز رفتار خویش را برپایه اصول اخلاق اجتماعی، مبانی حقوقی و بنیاد سنت های عقلایی و عرف پسندیده تنظیم می كند. این مفهومی است كه می توان از كاربرد متقی و پرهیزگار در آیات قرآنی به دست داد. مفهومی كه به یك معنا از محوریت بالایی برخوردار می باشد و از نظری در شبكه اصول بنیادین دین جای می گیرد. این گونه است كه میان تقوا و انسان كامل ارتباط استوار و محكمی است و می توان هر یك را در معنا و مفهوم دیگری به كار برد. به این معنا كه از نظر مفهومی هرچند به ظاهر دوگانه می نماید ولی مصداق بیرونی و خارجی آن امری یگانه است. در حقیقت با دو عنوان یك و مصداق بیرونی مورد نظر قرار می گیرد. از این رو می توان گفت كه متقی در كابرد قرآنی به معنا و مفهوم انسان كامل است.
با این تفسیر و تعبیری كه از مفهوم تقوا و پرهیزگاری ارائه شد می توان برای آن آثار و كاركردهای گوناگونی در حوزه های مختلف تبیین كرد كه در اینجا فقط به كاركرد مصونیت یابی تقوا اشاره می شود. با این همه مصونیت یابی از راه تقوا نیز خود حوزه های چندی را شامل می شود كه به برخی از آن ها به طور جداگانه در این جا اشاره می شود.

مصونیت یابی روحی و روانی

قرآن یكی از مهم ترین آثار تقوا را در حوزه روحی و روانی آدمی، مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. تبیین این گونه از آثار و كاركردها برای آن است تا شخص گرایش و انگیزه ای برای عمل به اصول تقوایی پیدا كند؛ زیرا یكی از راه های تشویق اشخاص به عمل به چیزی، تبیین و روشن سازی آثار و فواید و كاركردهایی است كه آن چیز می تواند برای فرد و یا جمع داشته باشد. از این رو قرآن در بسیاری از موارد تنها به ذكر قوانین و احكام حقوقی و عبادی و جزایی (كیفری) بسنده نمی كند؛ بلكه ضمن بیان حكم و آموزه های دستوری به صورت امر و نهی، به آثار و فواید آن نیز اشاره می كند. بر این اساس كتاب ها و رساله های بسیاری به عنوان فلسفه احكام و قوانین نوشته شده كه به آثار و علل و حكمت احكام و قوانین آسمانی و وحیانی می پردازد. از جمله معروف ترین و نامدارترین این نوشته ها می توان به كتاب علل الشرایع فقیه بلند آوازه صدوق اشاره كرد كه در آن به علل، حكمت و فلسفه برخی از احكام شرعی بر پایه روایات و احادیث پرداخته است.

بشارتهای قرآن بیش از انذاره ای آن

قرآن با تبیین كاركردها و آثار تقوا در حوزه های مختلف می كوشد تا مخاطب و مكلف را به پای بندی واقعی وادار نماید. هنگامی كه پزشك، نسخه ای برای درمان می پیچد اگر شخص به فواید و آثار آن آگاه شود خود به عنوان مراقب خویش عمل می كند و همواره می كوشد تا به درستی نسخه را عمل كند و كوچك ترین تردیدی در عمل به آن نیابد و یا كوتاهی و تساهلی انجام ندهد.
آگاهی به آثار و فواید و حكمت هر چیزی عاملی مهم برای عمل دقیق به آن از سوی اشخاص است. در مسئله قوانین و مقررات جاری كشوری مانند وجوب عمل به بستن كمربند در هنگام رانندگی و یا توقف در پشت چراغ قرمز نیز همین مسئله مطرح می شود.
هنگامی كه شخص از كاركردها و آثار چیزی آگاه می شود خود بدان پای بند می شود و دیگر نیازی به بهره گیری از احكام و قوانین بازدارنده و كیفری نیست. از این رو قرآن در بسیاری از موارد پس و یا پیش از بیان حكم و قانونی به فواید وآثار آن توجه می دهد. قوانین كیفری و بازدارنده آن نیز نسبت به مطالب تبیینی و توضیحی آن بسیار كم تر است. به این معنا كه همواره بشارت و تشویق و پاداش در آموزه های قرآنی بیش تر از انذار و تنبیه و كیفر می باشد.

ادامه در پست بعدی





طبقه بندی: تقوا در قرآن، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ