تبلیغات
قرآن کلام خداوند - نگاهی مقدماتی به تحلیل جامعه شناختی از قرآن
قالب وبلاگ قالب وبلاگ


قرآن کلام خداوند

 

با عرض خوشآمدگوئی محضر بازدیدكنندگان التماس دعا داریم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 خرداد 1390 توسط مهدی ضیائی صوری

نگاهی مقدماتی به تحلیل جامعه شناختی از قرآن

منابع مقاله: مجله صحیفه مبین ، شماره 24، ؛ درباره تضادهای اجتماعی، روانی و فرهنگی نسل جوان امروز

دکتر فرهاد امام جمعه: استادیار دانشگاه آزاد اسلامی اراک

چکیده

در این مقاله با نگاه جامعه شناختی مساله ای با عنوان «تضاد اجتماعی- روانی نسل جوان » بررسی شده است. ابتدا به تعریف و تفسیر ابعاد مختلف تضاد اجتماعی از دیدگاه جامعه شناسی پرداخته شده و سپس دیدگاه و برداشت قرآن شناختی نگارنده آمده است. به نظر نگارنده با بهره گیری از آموزه های قرآنی می توان به طور علمی و کاربردی از میزان تضادهای اجتماعی- روانی نسل جوان کاست.

کلیدواژه ها: تضاد اجتماعی، جوانان، فرهنگ، جامعه.

نگاهی مقدماتی به تحلیل جامعه شناختی از قرآن

منابع مقاله: مجله صحیفه مبین ، شماره 24، ؛ درباره تضادهای اجتماعی، روانی و فرهنگی نسل جوان امروز

دکتر فرهاد امام جمعه: استادیار دانشگاه آزاد اسلامی اراک

چکیده

در این مقاله با نگاه جامعه شناختی مساله ای با عنوان «تضاد اجتماعی- روانی نسل جوان » بررسی شده است. ابتدا به تعریف و تفسیر ابعاد مختلف تضاد اجتماعی از دیدگاه جامعه شناسی پرداخته شده و سپس دیدگاه و برداشت قرآن شناختی نگارنده آمده است. به نظر نگارنده با بهره گیری از آموزه های قرآنی می توان به طور علمی و کاربردی از میزان تضادهای اجتماعی- روانی نسل جوان کاست.

کلیدواژه ها: تضاد اجتماعی، جوانان، فرهنگ، جامعه.

1. بیان مساله
سؤال حاکم بر مباحث این مقاله آن است که آیا تضادهای اجتماعی- فرهنگی و عواقب اخلاقی- رفتاری آن که در بخش بزرگی از گروه های جوان جامعه امروز وجود دارد، با رجوع به آرای اسلامی- قرآنی قابل حل است؟

در این مقاله به جنبه تضاد اجتماعی- فرهنگی در جامعه امروز می پردازیم. در فرهنگ علوم اجتماعی ذیل عنوان تضاد آمده است:

تضاد از ریشه Conflict به معنای برخورد کردن و مبارزه کردن گرفته شده است. هرگاه دو یا چند گروه به جهت تالیف اندیشه یا منافع در حال تعارض آشکار و عدم توافق آمیخته با خشونت و مانند آن باشند، با وضعی مبتنی بر کشمکش مواجه خواهند بود (1) .

این تضاد صورت های گوناگونی دارد. از تقابل های اجتماعی گرفته تا کشاکش های بین المللی. نظریه پردازان اجتماعی، موضوع تضاد در جامعه را با اعتقادی خاص مورد توجه قرار می دهند.

رالف دارندروف (959م.) یکی از جامعه شناسان آلمانی معتقد است: تضادها در جامعه، صفت تودرتو دارند و بر یکدیگر منطبق نمی شوند. وی مدعی است که کشمکش اصلی در جامعه به توزیع نابرابر قدرت و اقتدار و آنچه باعث پدید آمدن منافع متعارض می شود، ارتباط دارد و از رهگذر آن است که روابط سلطه گر و زیردست بودن در جامعه بوجود می آید (2) .

سلطه گران جامعه، روابط اجتماعی و الگوهای فرهنگی در جامعه را به نحوی تنظیم می کنند که توجیه گر قدرت شان باشد; هر چند که عواقب منفی جهت ایجاد آگاهی های کاذب و دروغین، اغفال اجتماعی، تک بعدی شدن و سرگردانی های فراوان در مردم و افراد زیر دست بوجود آید.

قرار گرفتن جوامع امروز در مسیر گذر و تحول به سوی رشد و توسعه صنعتی و اقتصادی، پاره ای از تضادهای اجتماعی- فرهنگی را برای اعضای این جوامع بوجود آورده است; از جمله:

- تضاد سنت با مدرنیسم;

- تضاد قانون گرایی با روابط عاطفی و فامیلی;

- تضاد مصرف گرایی با کار و فعالیت خلاق علمی و فنی;

- تضاد فرهنگ ذهنی گرایی و تعصب گرایی پیشین با فرهنگ دارای سنت های عقلی، عینی و برنامه ریزی برای زمان حال و آینده (3) .

در چنین مناسبات اجتماعی، بخش بزرگی از نسل حاضر نمی داند، سنتی باشد یا متجدد; اهل قانون و ضوابط عقلی باشد یا تحت تاثیر روابط فامیلی، درون گروهی و عاطفی; قانع به داشته های خویش باشد یا در حرص مصرف روزافزون تقلیدی به سر برد و نگران از این که مبادا از دیگران عقب بماند و مورد بی احترامی و بی اعتنایی و تمسخر دیگران واقع شود (4) .

بنابراین نسل امروز جامعه سخت در گردونه پریشانی، ابهام و تقلید از ژست های گوناگون و متناقض قرار گرفته است و نمی داند که چگونه برای رسیدن به اهداف خود در جامعه از هنجارها و شرایط موجود جامعه به درستی استفاده کند. این نسل از یک سو نابرابری و بی عدالتی اجتماعی (فقر و بیکاری و...) را می بیند و حتی خود احساس می کند; اما از سوی دیگر می خواهد، به رفاه و منزلت بالای اجتماعی برسد. لیکن نابرابریها فزونی یافته و فرصت ها بسیار محدود شده است; لذا نسل جدید خود را تنها و بیگانه و دچار مشکل احساس می کند. نسلی که خود را در معرض سیل فشار تبعیض و نابرابری می بیند، نمی داند چگونه و با چه ابزاری می تواند، به اهداف فردی و اجتماعی اش برسد.

قبل از ورود به بحث اصلی، بهتر است این سؤال را مطرح کنیم که آیا تضادهای اجتماعی در جامعه امروز وجود دارد؟ خاستگاه این تضادها را در کجا باید جستجو کرد؟ این تضادها چه نظم ها و شرایط ساختاری را رقم زده است؟ آیا این نظم ها و شرایط ساختاری آزار دهنده قابل تغییر و اصلاح هستند؟

برخی از جلوه های تضاد اجتماعی- فرهنگی به این قرار است:

متجدد بودن و در برابر آن هنجارهای سنتی را رعایت نمودن;

عالم و کارشناس واقعی شدن، اما از تلاش برای معاش و زندگی روزمره عقب نماندن;

استقلال شخصیت انسانی و با هویت انسانی ماندن; اما ملاحظه کاری کردن و از صاحبان قدرت های طاغوتی و ثروت های نامشروع ترسیدن و اطاعت محض کردن از آنان;

دوستی ورزیدن و دوست داشته شدن، اما تنها کار خود را کردن و در اندیشه جمع آوری مال و قدرت برای خود بودن;

علاقه به اظهار اندیشه نمودن، اما وابسته به قول این و آن شدن;

ایمان به پایداری ارزشها و عقاید دینی و انسانی داشتن، اما به هر نحوی در جستجوی ثروت و قدرت بودن و...

اینها صورت های دیگری از تضادهای اجتماعی- فرهنگی در جامعه امروز است که آثار روانی و اخلاقی مطابق با خود را در روحیات نسل کنونی بوجود آورده است.

اگر در ماهیت رفتار و پندار نسل جدید بیاندیشیم، می بینیم که نسل جدید می خواهد خود را آراسته به آداب و ابزار تمدن جدید کند. برای نمونه این نسل می خواهد تحصیلات دانشگاهی را تجربه کند و از این رو اهل شک و سؤال شده است. فکر می کند و می خواهد فکر خود را عرضه کند. می خواهد برای اندیشه و اظهار فکر و سؤال او گوش شنوایی وجود داشته باشد; اما از سوی دیگر این نسل با الگوهای ساختاری پدرسالار و سنتی موروثی مواجه می شود. نسل کنونی کمتر خود را دارای جسارت و شجاعت منطقی و انسانی در برابر صاحبان قدرت و ظاهرا دارای فضل و دانش می بیند و بیشتر آموخته و عادت نموده است که ساکت و صامت و محجوب باشد. این گونه است که قدرت پرستی و گاه شخصیت پرستی و ترویج احترام های دروغین و ایده های سنگ فکرانه و تنگ نظرانه ملوک دارای جاه و موقعیت برتر اجتماعی در فضای فرهنگی جامعه شاخص می شود.

جوان امروز نمی داند، آیا با روحیه دانشگاهی و تفکر عقلی و شک گرای انتقادی در روابط اجتماعی- فرهنگی پیش قدم شود؟ یا بالعکس، ساکت و زبان بسته و فکر و دل خاموش باشد تا این که مبادا با آنها برخورد شود.

ما معتقدیم نسل جوان امروز در دایره تضادهای اجتماعی و فرهنگی سنگینی قرار گرفته است. این واقعیت مسائل و آسیب های روحی و اعتقادی فراوانی را در شخصیت اجتماعی جوانان پدید آورده است. علائم این آسیب شناسی انقباض بینش و روحیه و گاه واکنش های انتقادی و هیجانی شدید و به صورت خشونت های مقطعی و ناسازگاریهای اجتماعی با خانواده و نظام فرهنگی و قانونی جامعه خودنمایی می کند.

2. پاسخ مسائل مطروحه از آیات قرآن
به اعتقاد نگارنده در خصوص مسائل مذکور می توان الگوها و پاسخ های مناسبی را از قرآن کریم به دست داد.

در قرآن می خوانیم که خداوند حکیم، خالق ناظر کل عالم است. ما برای رفع نقائص خویش نیاز داریم، به صفات الهی تخلق پیدا کنیم. همه عالم از اوست و به سوی او در حرکت است (5) .مهربان و دوست حقیقی آدمی تنها و تنها خداوند کریم و اولیای بر حق اوست. همه عالم و ذرات آن برای تکریم و ستایش اودر جنبش اند (6) ; اعم از موجودات دارای آگاهی و قوه ناطقه و فاهمه و نیز موجودات فاقد آگاهی و قوه ناطقه. خداوند جل جلاله سازنده اساس و بنیاد هستی است و تنها اوست که باقی و برقرار و جاویدان است (7) ; لذا تنها او در همه جا (8) به عنوان نیروی قادر و کامل و صانع و خالق هستی وجود دارد.

این خالق، مخلوق خود را دوست دارد (9) و اگر مخلوق به سوی او حرکت کند، او را می پذیرد و به مراتب کمال می رساند (10) .هرگاه آدمی بخواهد الفبای آدمیت خود را بیابد، ضروری است که به سوی صانع و خالق مهربان و رحیم خویش حرکت کند (11) ; زیرا اوست که از روح خود در آدمی دمیده است (12) .اگر آدمی از خدا که از رگ گردن به او نزدیک تر است (13) ،غفلت ورزد، از هویت خویش دور می شود; لذا وحدت خاطر و اندیشه ای ندارد و نهاد دل و روان او به سوی وحدت پیش نمی رود و بیشتر به سوی کثرت حرکت می کند. از این روست که انسانها به دام پریشانی و احساس نگرانی و خسارت می افتند.

اگر آدمی نتواند این معنا را بفهمد و نتواند خویش را به صفات الهی بیاراید، به آسیب های فراوان روحی، اجتماعی و فناپذیری کامل در این عالم خاکی دچار می شود.

به اعتقاد نگارنده یکی و شاید مهم ترین زمینه قرار گرفتن در چالش تضادهای اجتماعی و روانی، آن است که انسان نتواند خویشتن را در وحدت قرار داده و به روی حبیب حقیقی و خالق راستین و مهربان خویش که منشا رحمت ها و برکت های عالم است، باب توسل، توکل (14) ،عبادت (15) و رضایت (16) را بگشاید و از هر چه غیر اوست، بپرهیزد (17) و حتی بر کافرین و ظالمین بشورد (18) .

اگر آدمی نور ایمان را در خویش نیابد، همواره در چاه ویل ناتوانی ها و سرگشتگی های خویش باقی خواهد ماند و فشار تضادهای اجتماعی و روانی هرلحظه در او بیشتر شده و هیچگاه از میان نمی رود.

آموزه های قرآن متاسفانه در گذشته چندان کاربرد عینی نداشته و بیشتر ظاهر آن محترم بوده است و در قبرستان ها یا در سفره های عقد و پاگشایی عروسها و منازل مسکونی جدید حضور داشته است.

عده ای به قرائت صوری الفاظ قرآن می پردازند; بدون آنکه معانی آن را فهم کنند; در حالی که که اگر قرآن را با نیاز، ایمان، تواضع، توجه و تفکر بخوانیم، می بینیم که خداوند چه زیبا و ظریف و حکیمانه پیام می دهد:

1- در آیات و نشانه های او در طبیعت، فضا، زمان و مکان، جامعه و نفس انسانی و تاریخ بیاندیشید (19) .

2- چشم بسته چیزی را نپذیرید و از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی نکنید.

3- خود را گرفتار نیاکان و اجداد خود نکنید (20) .

4- از ابزارهای شناخت از جمله چشم، گوش، قلب و فکر استفاده کنید. اگر از این ابزارها استفاده نکنید، چون چارپایان و بلکه بدتر از آنها خواهید شد (21) .

5- به آنچه می دانید و می گویید، عمل کنید (22) .اگر عمل نکنید، چون حماری می شوید که تنها اسفار و اوراق را با خود حمل می کنید (23) .

اگر قرآن به عنوان یک اثر علمی مطالعه شود، آموزه های نو و پویا و متنوعی را به دست خواهیم آورد; البته علم نه به معنای علم رسمی روز، بلکه به معنای علمی که بر قلب مبارک اولیای خدا القا می شود و طالبان حقیقت عالم غیب را به سوی خود می کشاند. شرط فراگیری آموزه های قرآنی آن است که با توجه و دقت تمام و تواضع و ایمان مخلصانه در آیات آن بیاندیشیم. در آن صورت خواهیم توانست، پاسخ بسیاری از مسائل و بحرانهای اجتماعی- روانی انسان و جوان امروز را در آن پیدا کنیم.

به اعتقاد نگارنده از آیاتی که پیشتر ذکر شد، می توان بهره های کاربردی فراوانی را در جهت حل تضادهای اجتماعی- روانی نسل جوان امروز بدست آورد. نویسنده در این زمینه با بهره ای که از آیات جان بخش قرآن کریم برگرفته، ملاک ها و نظریات ذیل را توانسته، استخراج کند:

1- با الهام از بینش قرآنی استفاده می شود که مناسب است در برنامه های آموزش و پرورش و دانش آموختگان مدارس، توجه به طبیعت و گردش های علمی و سیر و سیاحت در طبیعت به عنوان یک اصل شمرده شود تا این که نوجوان و جوان خود را در دامن طبیعت بشناسد.

متاسفانه یکی از فرضهای خام ما این است که عقاید خودمان را بر جوانان تحمیل کنیم. غافل از این که به این وسیله ایشان را از توجه به ذات اقدس حضرت حق دور می کنیم. باید دانست که ذهن و روح جوانان امروز همانند اسفنج نیست که هر وقت هر کاری بخواهیم، بر روی آن انجام دهیم. بهتر آن است که اهتمام به توصیه قرآن کنیم که جوانان را با طبیعت و جلوه های گوناگون آن همواره آشنا کنیم. قرار گرفتن در دامن طبیعت، نشاط و شادی طبیعی ایجاد می کند و روح آدمی را برای جذب و یادگیری آماده می سازد.

2- به نفس و شان انسانی جوانان پیش از بیش احترام بگذاریم. خداوند عزیز آن همه حرمت و حسن و کرامت برای گوهر جان آدمی قائل است. اگر ما هم قدری از این بینش و ادب الهی بیاموزیم، اتفاقات بسیار ارزشمندی در زندگی اجتماعی رخ خواهد داد. اگر ما بزرگترها پیشقدم به تقدیم رعایت ادب و احترام انسانی نشدیم، چگونه می توانیم از جوانان توقع رعایت آن را داشته باشیم.

سیلی نامرئی به جوان همین است که او را بدون هیچ گونه شناختی، تحقیر کنیم یا خطاب به او سخن بگوییم; بدون آنکه برای سؤال و اندیشه او ارزشی قائل باشیم یا او را در طرح ها و برنامه های اجتماعی و فرهنگی مشارکت دهیم. جوانان گوهرهای شریف الهی هستند که با رشد بینش و نفس ملکوتی شان نعمت فرهنگ و تمدنی بزرگ و ارجمند را برای جامعه به دنبال خواهد داشت.

به اعتقاد نگارنده اگر از لحاظ تربیتی- فرهنگی جوانان را با تحقیر و تمسخر ننگریم و نگرش ابزاری نسبت به ایشان نداشته باشیم، بسیاری از مسائل اجتماعی- روانی جوان حل می شود.

باید به فکر و اندیشه و اعتقادات آنها دقیقا توجه کنیم و سپس با آنها باب گفتگو و همراهی را باز کنیم. آنها را دشمن یا مزاحم نیانگاریم. دوستشان بداریم تا آنها نیز با مربیان و مدیران، احساس محبت و نزدیکی کنند.

3- دستور خداوند به اهل ایمان این است که تنها از چیزی باید پیروی کنند که از آن آگاهی دارد(و لاتفف مالیس لک به علم).

اگر مسلمانان به این آیه قرآن گوش دل سپارند و عمل کنند، بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی، صنعتی و حتی تضادها و بحرانهای فرهنگی حل می شود.

متاسفانه به جای آن که برای جوانان، تولید آگاهی و بینش کنیم و به گرایش پرسش گری، کنجکاوی و جستجوی آنها پاسخ دهیم، همواره به جوان امر و نهی می کنیم تا آنان را مرید و پیرو خود کنیم; غافل از اینکه جوان امروز الزاما راه پدران و گذشتگان خود را طی نمی کند. باید جوان امروز را موجود چشم و گوش بسته ندانیم.

4- با الهام از پیام الهی قرآن دانستیم که انسان ها در نظام آفرینش از کرامت و عزت و هویت نیکو و زیبای الهی برخوردارند و هیچ تبعیض و نابرابری بین آنها وجود ندارد. این خطر بزرگی است که جوان احساس کند، در برابر دیگران فاقد کرامت و عزت انسانی است. همین احساس است که او را به سوی تضادهای اجتماعی- روانی عذاب آوری می کشاند و او را از جامعه اعم از خانواده و مدرسه و... بیزار می کند.

اگر مدیران و مربیان جامعه خود را موجودات برتری نپندارند و با جوانان بسیار عادی و در ارتباط چهره به چهره باشند، می توانند اعتماد آنها را به خود خود جلب کند.

تا بشر از انانیت خود نگذرد و هوسهای خود خواهانه را در خود از بین نبرد، نمی تواند در مسیر کمال، آزادی و دوستی حقیقی قرار گیرد و نیز نمی تواند، شیرینی و حلاوت عمل صالح، انصاف، تقوی، اخلاص و احسان، ارتقای فکر و وجدان را در عالم معنا و نیز اکسیر شفابخش عشق و اشتیاق به دیدار دوست را بفهمد; زیرا همه چیز را برای خود می خواهد; لذا چنین شخصی نمی تواند داور منصف و عادلی باشد. همین طور نمی تواند به طور حقیقی مهربانی و دوستی بورزد و اگر آن را ادعا کند، دروغ می گوید; زیرا دیگران را برای خود می خواهد. او نمی تواند معنای درست عشق را بفهمد; زیرا معشوق را برای کمال و جمال و جلال او نمی خواهد; بلکه معشوق را برای خدمت به نیازها و تمناهای نفس ظلمانی خود می خواهد. نمی تواند به سوی کمال، نور، معرفت، آزادی و رستگاری و اشتیاق به عمل صالح حرکت کند; چون آن قدر حوائج نفسانی از قبیل شکم پرستی، پول پرستی، شهرت یا مقام پرستی، جمع آوری اموال و توجه به زن و فرزند و امثالهم هست که باید در استخدام و گرفتار آنها باشد.

با ذکر چند مثال در حوزه آموزش و پرورش در زمینه جوانان بیشتر می توانیم، به درستی و حقانیت پیام قرآن پی ببریم. آیا فکر کرده ایم که چرا جوان ما در دبیرستان و دانشگاه نمی تواند اندیشه خود را به دقت تنظیم و با جسارت به عنوان یک طرح و فکر تازه عرضه کند؟ در حالی که مدرسه و دانشگاه جای شکوفایی پرسشها و اندیشه ها و نظریات اساسی او در حوزه علم و دانش است. علت آن است که جوانان به ظاهر در مدرسه و دانشگاه هستند; اما در واقع فکر، روح و دلبستگی شان با مدرسه و دانشگاه نیست.

ما به پیام قرآن گوش دل نسپرده ایم و نگذاشته ایم، آن وجه خلقت عالی انسان یعنی نفخه الهی او، فرصت ظهور و بروز پیدا کند. اجازه نداده ایم، فطرت کریم و عزیز انسانی او فعال شود تا بتواند به سوی شناخت حقیقت خود و استفاده درست از گوش و چشم، تفکر و درک قلبی (شهودی) حرکت کند. ما کلاسهای درس و مدرسه و دانشگاه را فقط برای خود و رفع حوایج نفسانی خودمان می خواهیم. به همین دلیل است که محیطهای آموزشی امروز به محیطهای تجاری تبدیل شده و لذا زمینه پرورش انسانهای فاضل و الگوی علمی- اخلاقی را نمی تواند تربیت کند.

5 - عالمان عامل در حل تضادهای اجتماعی- روانی نسل جوان تاثیر بسزایی می گذراند. تاکید عالمان بر حل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جوانان در عمل، برکات همبستگی و وحدت ایمانی و اخوت صادقانه را در جامعه افزایش می دهد; زیرا عالمان راه درمان دردها و مسائل را می دانند; اما اگر عالمان سکوت کنند یا عمل مربوط به حوزه علم خود را کنار بگذراند، خسارت های اجتماعی- فرهنگی جامعه فزونی پیدا می کند. جوانی که نمی تواند فاصله و بیگانگی خود را با فرهنگ دینی و نظام اجتماعی حل کند، این بیگانگی و فاصله در او بیشتر می شود و جوان در لابه لای تبعیض ها و نابرابریها و کشمکش های اجتماعی فرسوده شده، به دام مشکلاتی چون فقر، بیکاری، اعتیاد و دیگر آسیب های اجتماعی- روانی گرفتار می شود.

3. جمع بندی و استنتاج
نیت حاکم بر این مقاله با سبک نگارش بحث های اجتماعی طرح یک مساله جامعه شناختی تحت عنوان «تضاد اجتماعی- روانی نسل جوان » بوده است.

به علاوه در زمینه موضوع، مثالهایی مختصر از محیطهای آموزشی- فرهنگی جوانان مطرح شده است. مبنای تحلیل نگارنده، نگرش و برداشت از پاسخ های قرآنی در خصوص مساله مذکور است. ابتدا به تعریف و تفسیر ابعاد مختلف تضاد اجتماعی از دیدگاه جامعه شناسی پرداخته شده و سپس دیدگاه و برداشت قرآن شناختی نگارنده به همراه استناد به چندین آیه قرآنی آمده است. به نظر نگارنده با بهره گیری از آموزه های قرآنی که در متن مقاله آمده است، می توان به طور علمی و کاربردی از میزان تضادهای اجتماعی- روانی نسل جوان کاست.

پی نوشت ها:

1. بیرو، آنی، «فرهنگ علوم اجتماعی"، ترجمه دکتر باقر ساروخانی، تهران: کیهان، 1366، ص 62.

2. آبر کرابی، نیکلاس و... «فرهنگ جامعه شناسی"، ترجمه حسن پویان، تهران; چاپخش، 1367، ص 7-86.

3. نگاه شود به: عظیمی، حسین، «مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران"، تهران: نی، 1371، مبحث فرهنگ.

4. نگاه شود به: امام جمعه، فرهاد، مقاله «اختلال در روند اجتماعی شدن جوانان » قسمت سوم، هفته نامه سرچشمه استان مرکزی، ش 42 به تاریخ 30/4/1379، ص 6.

5. انا لله و انا الیه راجعون (بقره/156).

6. سوره اسراء /80 و حشر /59; و سوره تغابن /1.

7. سوره رحمن /27: کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام.

8. بقره /177: لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب.

9. بقره /195; آل عمران /134.

همچنین حدیث قدسی معروفی از حضرت رسول صلی الله علیه وآله نقل می شود که فرموده اند: «کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف.» (فروزانفر، بدیع الزمان، «احادیث مثنوی"، امیرکبیر، ص 29) حضرت حق جل جلاله فرمود که: من گنج نهفته ای بودم، دوست داشتم شناخته شوم; پس انسان را خلق کردم تا شناخته شوم.

10. سوره عنکبوت /69.

11. در قرآن مکرر آمده است که: بسم الله الرحمن الرحیم (به نام خداوند بسیار بخشنده و مهربان) الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم (سوره رحمن/2-1).

به اعتقاد نگارنده، سنگ بنای پرورش و تربیت روح آدمی، شکر مداوم از نعمت های بی شمار خداوند است که در اختیار ما نهاده است. هر چه شکر و سپاس این نعمت ها به عمل آید، می توان به منشا کمال عالم و نظام آفرینش نزدیک تر شد و مسیر دایت خود را پیدا کرد.

12. سوره سجده /9.

13. سوره ق /16 و واقعه /85.

14. سوره آل عمران /159.

15. سوره ذاریات /56.

16. سوره رعد /28.

17. سوره بقره /163.

18. سوره های آل عمران /56; فتح /29; بقره /140; توبه /109; هود /18.

19. اشاره خداوند در قرآن به طبیعت بسیار فراوان است. از آب گرفته تا بارش باران و رویش گیاهان، زمین و آسمان و آنچه بین آنهاست. درختان و میوه ها و گاو، شتر و دیگر چارپایان، زیتون، زنبور عسل، انجیر، خرما و...

به علاوه برخی از سوره های آن به پدیده های طبیعی نامگذاری شده است; مانند: رعد، مائده، نحل، نور، نمل، عنکبوت، نجم، بروج، انشقاق، فجر، شمس، لیل، ضحی، تین، زلزله، فیل، فلق، ناس، انسان و...

نگاه شود به: سوره اسراء آیه 70 و سوره نمل آیه 36، تین آیه 95.

20. سوره مائده، آیه 104 و سوره های اعراف / آیه 70 و 28 و انبیاء، آیات 6-52 و ابراهیم، آیه 10.

21. سوره اعراف آیه 7.

22. سوره صف / آیه 2-1.

23. سوره جمعه / آیه 6.





طبقه بندی: مصحف قرآن، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ