تبلیغات
قرآن کلام خداوند - تفکر سیاسی در قرآن
قالب وبلاگ قالب وبلاگ


قرآن کلام خداوند

 

با عرض خوشآمدگوئی محضر بازدیدكنندگان التماس دعا داریم.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 خرداد 1390 توسط مهدی ضیائی صوری

مقدمه:
قرآن كریم صد و چهارده سوره دارد. طبق آمارى كه از روایات ترتیب نزول سوره ها به دست آمده است, هشتاد و شش سوره مكى و بیست و هشت سوره مدنى است. در اینكه به چه سوره اى مكى و به چه سوره اى مدنى گفته مى شود, اختلاف نظر است. معیار زمان, معیار مكان, معیار خطاب و محتوا و معیار سماع و نص, از جمله معیارهایى است كه توسط پژوهشگران علوم قرآنى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. در این مكتوب معیار زمان مورد پذیرش قرار گرفته است; یعنى آیاتى كه قبل از هجرت پیامبر(ص) به مدینه نازل شده است, مكى و آیات نازل شده پس از هجرت, مدنى است. پرسشهاى مختلفى درباره سیاست و جایگاه آن در قرآن وجود دارد. پرسش هایى از قبیل: آیا به مسایل مربوط به زندگى سیاسى در قرآن توجه شده است؟ مباحثى از قبیل دولت, قدرت, حاكمیت, سلطه, آزادى, عدالت, مشروعیت, مشاركت, مشورت, بیعت, نظارت بر قدرت سیاسى, تمركز و یا توزیع قدرت سیاسى, روابط بین دولتها و ملتها, حقوق عمومى, معاهدات, جنگ و صلح و سایر مفاهیم و قضایاى سیاسى از چه جایگاهى در قرآن بر خوردار است؟ بر فرض پرداختن قرآن به مفاهیم و قضایاى سیاسى, چه بخشهایى از قرآن بیشتر به مسایل سیاسى پرداخته است؟ آیات و سوره هاى مكى یا مدنى؟ آیا ادعاى برخى از مستشرقین مبنى بر این كه آیات مكى, آیات غیر سیاسى است و پیامبر اسلام(ص) در مكه به سیاست توجه نداشته است و تنها در آیات مدنى است كه به سیاست توجه شده است و این هم به خاطر مقتضیات زمانى است كه شرایط جدیدى را براى پیامبر(ص) به وجود آورد, ادعایى معتبر است؟ براى پاسخگویى به پرسشهاى مذكور و نیز ارائه گزارش از مكتوباتى كه به موضوع ((سیاست در قرآن)) پرداخته اند, مباحث این یاد داشت آمده است.

مقدمه:
قرآن كریم صد و چهارده سوره دارد. طبق آمارى كه از روایات ترتیب نزول سوره ها به دست آمده است, هشتاد و شش سوره مكى و بیست و هشت سوره مدنى است. در اینكه به چه سوره اى مكى و به چه سوره اى مدنى گفته مى شود, اختلاف نظر است. معیار زمان, معیار مكان, معیار خطاب و محتوا و معیار سماع و نص, از جمله معیارهایى است كه توسط پژوهشگران علوم قرآنى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. در این مكتوب معیار زمان مورد پذیرش قرار گرفته است; یعنى آیاتى كه قبل از هجرت پیامبر(ص) به مدینه نازل شده است, مكى و آیات نازل شده پس از هجرت, مدنى است. پرسشهاى مختلفى درباره سیاست و جایگاه آن در قرآن وجود دارد. پرسش هایى از قبیل: آیا به مسایل مربوط به زندگى سیاسى در قرآن توجه شده است؟ مباحثى از قبیل دولت, قدرت, حاكمیت, سلطه, آزادى, عدالت, مشروعیت, مشاركت, مشورت, بیعت, نظارت بر قدرت سیاسى, تمركز و یا توزیع قدرت سیاسى, روابط بین دولتها و ملتها, حقوق عمومى, معاهدات, جنگ و صلح و سایر مفاهیم و قضایاى سیاسى از چه جایگاهى در قرآن بر خوردار است؟ بر فرض پرداختن قرآن به مفاهیم و قضایاى سیاسى, چه بخشهایى از قرآن بیشتر به مسایل سیاسى پرداخته است؟ آیات و سوره هاى مكى یا مدنى؟ آیا ادعاى برخى از مستشرقین مبنى بر این كه آیات مكى, آیات غیر سیاسى است و پیامبر اسلام(ص) در مكه به سیاست توجه نداشته است و تنها در آیات مدنى است كه به سیاست توجه شده است و این هم به خاطر مقتضیات زمانى است كه شرایط جدیدى را براى پیامبر(ص) به وجود آورد, ادعایى معتبر است؟ براى پاسخگویى به پرسشهاى مذكور و نیز ارائه گزارش از مكتوباتى كه به موضوع ((سیاست در قرآن)) پرداخته اند, مباحث این یاد داشت آمده است.

1 ـ موضوعات سیاسى در قرآن
در این مطلب كه قرآن مباحث سیاسى را نادیده نگرفته است, مى توان گفت كه تقریبا اجماع نظر وجود دارد. اگر اختلافى هست, كه هست, در این مطلب است كه آیا آیات مكى هم به سیاست پرداخته اند یا خیر؟ در قسمت دوم بحث به پاسخ این پرسش اشاره خواهد شد.
باید اذعان كرد كه مفسرین قرآن تا كنون توجه شایسته و بایسته اى به موضوع سیاست در قرآن نداشته اند. در میان تفاسیر موجود, آنها كه به مباحث سیاسى توجه كرده اند, بسیار نادرند.
المیزان (علامه محمد حسین طباطبایى), التفسیر المنیر فى العقیده و الشریعه و المنهج (دكتر وهبه الزحیلى, 16 مجلد ـ 31 جزء), من وحى القرآن (سید محمد حسین فضل الله ), تفسیر راهنما (زیر نظر آیه الله هاشمى رفسنجانى) و تفسیر پیام قرآن (جلد دهم با عنوان قرآن مجید و حكومت اسلامى, زیر نظر آیه الله مكارم شیرازى) از جمله تفاسیرى هستند كه تا حدى به موضوع مورد بحث پرداخته اند.
یكى از كارهاى خوبى كه درباره قرآن انجام شده است, تهیه معجم معنایى قرآن است. در اینجا با استفاده از اثر مهم ((المعجم المفهرس لمعانى القرآن العزیز)) به برخى از موضوعات سیاسى كه در قرآن درباره آنها صحبت شده است, اشاره مى شود. علاقه مندان براى مطالعه این موضوعات و یافتن آیات مربوطه, لازم است به منبع مذكور مراجعه نمایند.
الف ـ اجل الإمم, الاختلاف: رفعه بتحكیم شرع الله , الاخوه الانسانیه, الاخوه الایمانیه, الاخوه الشیطانیه, الاراده الانسانیه, الإرض: استخلاف الانسان فیها, الإرض: اعمارها, الإرض: تسخیرها للإنسان, الارض: النهى عن الإفساد فیها, الارض: وراثه الصالحین لها, الاستقامه, الاستكبار, الإصلاح, الاعراض عن المشركین, الاعراض عن المنافقین, الاعراض عن الیهود, الامام, امه, الإمر بالمعروف, الإمم: آجالها, الامم: اختلافها, الامم: ارسال الرسل الیها, الامم: استخلافها, الامم: ظلمها, الامم: هدایتها, الامم هلاكها, الامم: وحده اصلها, الإمن, الإمن فى البیت الحرام, الإنسان, الانسان: استخلافه و الإیمان: ثمراته: السعاده;
ب ـ البغى, البیعه و بیعه الرضوان;
ت ـ التبعیه المحموده, التبعیه المذمومه, التقلید الاعمى: ذمه, التقوى: تفاضل البشر بها و التنازع.
ج ـ الجهاد: اسبابه: حمایه الدین, رفع الظلم و صد العدوان;
ح ـ حدود الله , الحدید, الحذر من العدو, الحرب, حریه العقیده, حزب الله , حزب الشیطان, الحزبیه, الحق, الحق: وجوب اتباعه, الحكم بالعدل: وجوبه و الحكم بغیر ما انزل الله : ذمه;
خ ـ الخیر و انواعه, الخیریه: معیارها العرقى: ذمه;
د ـ داود: استخلافه فى الارض, الدعوه الى الله : فرضیتها, الدعوه الى الباطل: ذمها, الدفاع عن الباطل: ذمه, الدفاع عن الحق;
ر ـ الرإى, الرسل: وجوب طاعتهم;
ز ـ الزعامه, الزكاه;
س ـ السجن, السعاده, السعى, السعى فى الخیر, السعى فى الفساد, السقوط, السلاح, السلطه, سلیمان: ملكه, سنه الله : ثباتها, سنه الله فى التغییر, سنه الله فى نصر المومنین;
ش ـ الشده, الشر, شرح الصدر, الشهاده فى سبیل الله , الشورى;
ص ـ الصبر, الصفح, صلاه الجمعه, الصلاح, صلح الحدیبیه, الصلح مع العدو;
ط ـ الطاعه: انواعها: طاعه الله , طاعه الرسل و طاعه اولى الامر; الطاعه: حقیقتها تنفیذ الإمر, طاعه الشیطان: النهى عنها, طاعه الكافرین: النهى عنها, الطاغوت, الطغیان;
ظ ـ الظلم: انواعه: الافترإ على الله , اكل اموال الناس بالباطل, اكل اموال الیتامى, الصدعن سبیل الله , ظلم الانسان لنفسه, الشرك بالله , التكذیب بآیات الله , مخالفه إوامر الله ; الظلم: تنزیه الله عنه, الظلم: النهى عن موالاه الظالمین, ظهور الحق, ظهور الفساد;
ع ـ العداوه, عداوه الشیطان للإنسان, العدل, العدل: اقامته مع الخصوم, العدل: الإمر به, العقل: ذم تعطیله, العلم: وجوب اتباعه, علو الحق, علو الطغیان: النهى عنه, عماره الإرض, العمل: حریه الانسان فیه, العمل الصالح, العهد: رعایته, العهد مع المشركین, العهد: الوفإ به, العهد: نقضه, العون على الباطل: ذمه, العون على الخیر: الحث علیه؟
غ ـ الغزو, الغلبه;
ف ـ الفتح, الفتح المادى, الفتنه, الفدیه, فرعون: استعباده للرعیه, فرعون: استكباره, فرعون: افساده, الفرقه, الفساد, الفساد و الملوك, الفسق: محاربته, فعل الخیر: الإمر به, الفقر: علاجه, الفلاح, الفىء, الفئه;
ق ـ قتال الكافرین, القبیله, قتل, القدر الالهى و المشیئه, قدره الانسان, قدره الانسان: محدودیتها, القرى: انذار اهلها, القرى: اهلاك اهلها, القرى: خرابها, القرى: خیراتها, القرى: ظلم اهلها, القرى: فساد اهلها, القسط, القسمه الجائره, القصاص, قصص تاریخیه: اصحاب الفیل, قصص تاریخیه: ذوالقرنین, قصص تاریخیه: مملكه سبإ, القضإ و القدر, قطع الإشجار, قطع دابر الكافرین, القعود عن القتال, القعود مع الظالمین: النهى عنه, القلب و المسوولیه, قله علم الانسان, القهر, القوه, القوه: الاخذ بها, القوه: زوالها, القوه و الإمانه, القوه: وظائفها: ارهاب العدو, القوه: وظائفها: حراسه الدعوه, القوه: وظائفها: الدفاع, القیام بالعدل, القیام لله;
ك ـ الكثره, الكثره والقوه, الكفر, الكفر: صفات الكافرین (الاعراض عن الحق, الافساد, البخل, الترف, التفرق, التكبر, الجهل, حب الدنیا, الخسران, الخیانه, الذل, السخریه, شر البریه, الشقإ, الضلال, الطغیان, الظلم, العداوه, العناد, الغرور, الغفله, الغیظ, الفجور, الفسق, كتمان العلم, الكذب, كره الحق, الكید, معصیه الله , المكر, منع الخیر, نقص العهود, نكران النعم, النمیمه, الهزیمه) صوره, الكفر: النهى عن مداهنه الكافرین, الكفر: النهى عن الكفر: موالاه الكافرین, الكمال;
ل ـ اللباس الحربى, الكسان: اختلاف الإلسنه, لعنه الله : وقوعها على الظالمین و المنافقین و الكافرین و..., اللون: اختلافه;
م ـ المال, المال و الملك, المتابعه (بمعنى الالحاق), المدینه, المدینه المنوره, المرإه, المرإه: حسن تدبیرها, المرإه: حریتها فى الاعتقاد, المرإه: حقوقها و..., المرإه: مسوولیتها, المرإه: مشاركتها الاجتماعیه, المصیبه, المعروف, المعیشه, المكر, الملإ, الملك, الملك: ایتاوه من الله , الملك: تفرد الله به, الملك الدائم, ملك سلیمان, المله الضاله, ملك فرعون, الملك و العلم, الملك و القوه, الملك و الفساد, الملك و المال, الملكیه, المیزان: الوفإ به;
ن ـ نارالحرب: اطفاوها, الناس, الناس: احوالهم, الناس: اصلهم امه واحده, الناس: اصنافهم (:الجاهلون, السفهإ, الشاكرون, الغافلون, الفاسقون, الكافرون, المریدون للدنیا, المریدون للدنیا و الاخره, المضلون, المفسدون, المنافقون, المومنون و...) الناس: تبادل المنافع بینهم, الناس: تكلیفهم باتباع الاسلام, الناس: حریه اعتقادهم, الناس: الحكم بینهم بالعدل, النبوه, النصارى, النصح, النصر, النعمه, النفاق, النفاق: صفات المنافقین (:استبطان الكفر, البخل, البغضإ, التذبذب, التظاهر بالایمان, الخصام, الذل, الریإ, الضلال, الطغیان, الغیظ, الغرور, الفسق, الكذب, الكسل فى العبادات, مرض القلب), النفاق: صوره (:الامر بالمنكر, الافساد, الاستهزإ, التخلف عن الجماعه, تحكیم غیر الله , التخلف عن الجهاد, التكبر, الخداع, الخروج عن الطاعه, الظلم, موالاه الكافرین, النهى عن المعروف), النفس: الاستكبار فیها, النفع, نقض العهود, النهى;
هـ . الهجره, الهجره: اسبابها (:حریه العباده, الظلم, نصره الدین), الهدایه, الهلاك: اسبابها;
و ـ وراثه الإرض, الوزیر, الوطن, وضع المیزان, الوعد, الوعید, الولایه, ولایه الله , ولایه الله : ثمارها, ولایه الله, ثوابها, ولایه الله : حرمان الظالمین منها, ولایه الله : حرمان الكافرین منها, ولایه الله : شروطها, ولایه الله : للملائكه, ولایه الشیطان, ولایه الظالمین لبعضهم, الولایه على السفیه, الولایه فى القصاص, ولایه القرابه, ولایه الكافرین لبعضهم, الولایه لله وحده, الولایه من دون الله : بطلانها, ولایه المومنین لبعضهم;
ى ـ الید: بمعنى السلطان, الید: بمعنى القدره, الید: بمعنى القوه, الیإس, الیسر,الیهود, الیهود: اشعالهم للحروب, یوسف مع الملك.
2 ـ سیاست در آیات مكى
در این باره از كتاب ((اصول الفكر السیاسى فى القرآن المكى)), از تإلیفات دكتر عبدالقادر حامد التیجانى یاد كرده, درباره آن صحبت مى كنیم.انگیزه اساسى آقاى دكتر تیجانى در نگارش كتاب مورد بحث; یعنى: ((اصول الفكر السیاسى فى القرآن المكى)), این مسإله بوده است كه توسط برخى مستشرقان و پژوهشگران تاریخ اندیشه سیاسى در اسلام, نسبت به وجود مباحث سیاسى در آیات نازل شده بر پیامبر اسلام(ص), قبل از هجرت به مدینه (تعریف پذیرفته شده از سوى مولف درباره آیات مكى) اظهار تردید و بعضا انكار شده است. آقاى تیجانى سعى نموده است تا نشان دهد كه بنیادهاى تفكر سیاسى در اسلام در آیات مكى مورد توجه قرار گرفته است.
((مونتگمرى وات)) و ((گولدزیهر)) از كسانى هستند كه ادعاى مذكور را بیش از دیگران بسط داده اند. بنابه نظر اینان, در آیات مكى فقط به مسإله آخرت توجه شده است و نكته اى در باب سیاست و مسایل مربوط به تدبیر دنیایى و یا تشكیل حكومت اسلامى و امثال آن نیامده است. اینان زمینه كشت بذر نظام علمانى و سكولاریستى را در عالم اسلامى فراهم آورده اند. عقیده فوق در میان بسیارى از مسلمانان نیز به عنوان یك اصل بدیهى رواج یافته است.استدلالهاى نویسنده, عمدتا مقایسه اى است. به نظر وى, همان طور كه نظریات افلاطون, ارسطو, هگل, فویر باخ, كارل ماركس و سایر متفكران غربى درباره انسان و جهان, تإثیر مستقیمى بر اندیشه هاى سیاسى داشته است, نظریه توحید و یكتاپرستى در اسلام نیز تإثیر اساسى در شكل دهى اندیشه سیاسى اسلام داشته است; چنانكه دیدگاههاى اسلام درباره انسان و جهان و خالق جهان ـ كه تماما در مكه ارائه شده است ـ در واقع سیاست اسلامى را شكل داده است. به نظر دكتر تیجانى, حتى اصل حكومت و ضرورت آن نیز در آیات مكى مورد توجه قرار گرفته است. وى از جمله به آیه هشتاد سوره الاسرإ استناد كرده است. آیه مذكور چنین است:
((و قل رب إدخلنى مدخل صدق و إخرجنى مخرج صدق واجعل لى من لدنك سلطانا نصیرا. ))
آنچه مورد استشهاد تیجانى است, بخش پایانى آیه است. ((سلطانا نصیرا)) یك بار در قرآن آمده است و آن هم در همین آیه است. به نظر تیجانى, ((سلطان نصیر)) مساوى و هم معنى با دولت و نظام سیاسى است. البته در مواردى, تعبیر ((سلطان)) و یا ((سلطان مبین)) در آیات به كار رفته است كه مراد, ((دلیل)) و ((بینه)) و ((برهان)) است. در آیه اى كه آمد, پیامبر(ص) به دستور خداوند باید از خدا تقاضایى بكند. این تقاضا چیزى نیست جز توفیق تشكیل یك نظام سیاسى كه با قدرت خویش پشتیبان فعالیتهاى تبلیغى و رسالت پیامبر(ص) باشد.بخش اصلى كتاب تیجانى به تجزیه و تحلیل آیات سوره اعراف, كه سوره اى مكى است, اختصاص دارد. به نظر وى, در سوره اعراف, تمام چیزهایى كه براى بنیاد تفكر و عمل سیاسى لازم بوده, آمده است. وى آیات سوره اعراف را از این منظر, در سه گروه طبقه بندى كرده است.
الف ـ آیاتى كه به توصیف انسان مى پردازد. بر طبق این آیات, انسان مخلوق خدا و نیز مإمور از سوى خدا است. زمین در تسخیر انسان قرار داده شده و انسان موظف است زندگى خود را از آن, تإمین كند. نیز انبیا از سوى خدا آمده اند تا وظایف انسان را به او گوشزد كنند. در ادامه آیات, به نتایجى كه بر مإموریت انبیا متفرع شده, اشاره شده است.
ب ـ تجارب انبیاى الهى; از جمله: نوح, هود, صالح, لوط, شعیب و موسى از مواردى است كه در آیات سوره اعراف بر آنها تإكید شده است. همه این انبیا در جهت تشكیل یك جامعه متشكل انسانى حركت كرده اند; اما در عمل با مخالفت جمعى از انسانها بر خورد نموده اند. گروهى به یارى آنها بر خواستند و متقابلا, گروهى آنان را تكذیب كرده اند. این حقیقت و واقعیت در سراسر تاریخ انبیا جارى است.
ج ـ در این گروه از آیات, مكیان مخاطب قرار گرفته اند و به آنها توصیه شده است كه از این تاریخ پرفراز و نشیب درس بگیرند و به تكذیب پیامبر اسلام(ص) نپردازند. از او حمایت كرده و در جهت تشكیل یك امت اسلامى, تلاش لازم را به عمل آورند.
تیجانى سعى كرده است دیگر آیات مربوط به هر یك از گروههاى مذكور را نیز مورد توجه قرار دهد. بر همین اساس, در بخش ملحقات كتاب خویش این آیات را فهرست كرده است.
در مجموع, آنچه تیجانى ارائه نموده, از نادرترین و ارزشمندترین كارهایى است كه تا كنون در موضوع ((سیاست در قرآن)); در اختیار ارباب معرفت و اندیشه سیاسى قرار گرفته است. ضمن بشارت به خوانندگان محترم كه به زودى ترجمه بخشهایى از كتاب حاضر, منتشر خواهد شد, آرزو مى كنیم كه شاهد آثار علمى قوىترى در این حوزه باشیم.
3 ـ دیگر آثار سیاسى قرآنى
الف: آیت الله مكارم شیرازى, جلد دهم از تفسیر موضوعى پیام قرآن را به موضوع حكومت اسلامى در قرآن اختصاص داده است. در این تفسیر مباحث زیر مطرح شده است: پیوند امامت و حكومت, ضرورت حكومت, انواع حكومت, اهداف حكومت اسلامى, ماهیت حكومت اسلامى, اخبارى بودن ولایت یا انشایى بودن آن, ولایت یا وكالت, رابطه دین و حكومت در قرآن, پایه هاى حكومت اسلامى, نظام قانون گذارى اسلام, مجلس شورا و انتخاب نمایندگان, چگونگى انطباق مجلس شورا بر موازین مشورت اسلامى, نظام اجرایى حكومت اسلامى در عصر پیامبر(ص), صفات و شرایط مسوولان اجرایى, شرایط كارگزاران حكومت اسلامى, تركیب نظام اجرایى, فرهنگ حاكم بر حكومت اسلامى, چگونگى انتخاب رئیس نظام اجرایى, نظام قضایى در حكومت اسلامى, حدود و تعزیرات در اسلام, احكام زندان در اسلام, فلسفه و اقسام زندانها, رفتار با زندانیان, اداره حسبه و امر به معروف و نهى از منكر, تعلیم و تربیت در حكومت اسلامى, نقش مطبوعات در حكومت اسلامى, نیروهاى دفاعى و قواى مسلح, جهاد, انواع جهاد, آداب جهاد, صلح, اسیران جنگى, رابطه مسلمانان و غیر مسلمانان, اقلیتهاى مذهبى در حكومت اسلامى و حكومت اسلامى و سازمانهاى اطلاعاتى.
ب: ابوالاعلى مودودى (متوفاى 1979 م.) در كتاب الاسلام فى مواجهه التحدیات المعاصره طرح نظام اسلامى خود را كه نتیجه ضرورى نظریه انقلاب اسلامى اوست, از آیات قرآنى استخراج كرده است. این آیات كه تمامى آن در سوره اسرإ آمده است, از این قرار است:
((وقضى ربك إلا تعبدوا الا ایاه و بالولدین احسانا اما یبلغن عندك الكبر إحدهما إو كلاهما فلاتقل لهماإف و لاتنهرهما و قل لهما قولا كریما واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما كما ربیانى صغیرا ربكم إعلم بما فى نفوسكم إن تكونوا صالحین فانه كان للإوبین غفورا و ءات ذاالقربى حقه و المسكین و ابن السبیل و لاتبذر تبذیرا إن المبذرین كانوا إخوان الشیاطین و كان الشیطن لربه كفورا و اما تعرضن عنهم ابتغإ رحمه من ربك ترجوها فقل لهم قولا میسورا و لاتجعل یدك مغلوله الى عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا ان ربك یبسط الرزق لمن یشإ و یقدر انه كان بعباده خبیرا بصیرا و لاتقتلوا اولادكم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاكم ان قتلهم كان خطا كبیرا و لاتقربوا الزنى انه كان فاحشه و سإ سبیلا و لاتقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلایسرف فى القتل انه كان منصورا و لاتقربوا مال الیتیم الا بالتى هى إحسن حتى یبلغ اشده و إوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا و إوفوا الكیل اذا كلتم و زنوا بالقسطاس المستقیم ذلك خیر و إحسن تإویلا و لاتقف ما لیس لك به علم ان السمع و البصر و الفواد كل إولئك كان عنه مسئولا و لاتمش فى الارض مرحا انك لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا كل ذلك كان سیئه عند ربك مكروها ذلك مما إوحى إلیك ربك من الحكمه و لاتجعل مع الله إلها ءاخر فتلقى فى جهنم ملوما مدحورا.
ترجمه: ((و پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید; و به پدر و مادر نیكى كنید. هرگاه یكى از آن دو, یا هر دوى آنها, نزد تو به سن پیرى رسند, كمترین اهانتى به آنها روا مدار; و بر آنها فریاد مزن; و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو و بالهاى تواضع خویش را از محبت و لطف, در برابر آنان فرود آر; و بگو: ((پروردگارا! همان گونه كه آنها مرا در كوچكى تربیت كردند, مشمول رحمتشان قرار ده.)) پروردگار شما از درون دلهایتان آگاه تر است; (اگر لغزشى در این زمینه داشتید) هرگاه صالح باشید (و جبران كنید) او باز گشت كنندگان را مى بخشد. و حق نزدیكان را بپرداز, و (همچنین حق) مستمند و وامانده در راه را; و هرگز اسراف و تبذیر مكن, چرا كه تبذیر كنندگان, برادران شیاطینند, و شیطان در برابر پروردگارش, بسیار ناسپاس بود. و هرگاه از آنان[ مستمندان] روى برتابى, و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشى (تا گشایشى در كارت پدید آید و به آنها كمك كنى), با گفتار نرم و آمیخته با لطف با آنها سخن بگو. هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مكن, (و ترك انفاق و بخشش منما) و بیش از حد (نیز) دست خود را مگشاى, كه مورد سرزنش قرارگیرى و از كار فرومانى.  به یقین پروردگارت, روزى را براى هر كس بخواهد, گشاده یا تنگ مى دارد; او نسبت به بندگانش, آگاه و بیناست. و فرزندانتان را از ترس فقر نكشید; ما آنها و شما را روزى مى دهیم; مسلما كشتن آنها گناه بزرگى است; و نزدیك زنا نشوید, كه كار بسیار زشت, و بد راهى است!(32) و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده, نكشید, جز به حق. و آن كس كه مظلوم كشته شده, براى ولى اش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم; اما در قتل اسراف نكند, چرا كه او مورد حمایت است.(33), به مال یتیم, جز به بهترین راه نزدیك نشوید, تا به سر حد بلوغ رسد. و به عهد (خود) وفا كنید, كه از عهد سوال مى شود. و هنگامى كه پیمانه مى كنید, حق پیمانه را ادا نمایید, و با ترازوى درست وزن كنید. این براى شما, بهتر و عاقبتش نیكوتر است. از آنچه به آن آگاهى ندارى, پیروى مكن; چرا كه گوش و چشم و دل, همه مسوولند. و روى زمین, با تكبر راه مرو; تو نمى توانى زمین را بشكافى, و طول قامتت هرگز به كوهها نمى رسد. همه اینها, گناهش نزد پروردگار تو ناپسند است.  این (احكام), از حكمتهایى است كه پرورگارت به تو وحى فرستاده; و هرگز معبودى با خدا قرار مده, كه در جهنم افكنده مى شوى, در حالى كه سرزنش شده, و رانده (درگاه خدا) خواهى بود.
وى, همان گونه كه حمید عنایت نیز به درستى اشاره كرده است, در پروراندن اندیشه نظام اسلامى اش, فقط این آیات را ذكر كرده است و اشاره یا استنادى به احادیث یا سایر منابع ندارد. این آیات, مدنى بوده و احكام مربوط به نهادهاى اخلاقى, اجتماعى, اقتصادى, سیاسى و فرهنگى حكومت و جامعه نوپاى اسلامى را تبیین كرده اند.
قواعد و اصول قابل استخراج از آیات مذكور, از این قرار است:
1 ـ حكومت اسلامى مبتنى بر فكر توحیدى است و بنابراین, قواعد رفتار بشر و مبانى حكومت از سوى خدا و در انحصار خداست.
2 ـ خانواده, مقام مهمى در نظام اجتماعى دارد و احترام به پدر و مادر, یك وظیفه شرعى بوده و بنابراین, از مهمترین وظایف حكومت اسلامى آن است كه تدبیرهایى در جهت استحكام روابط خانوادگى اتخاذ نماید.
3 ـ مردم در حكومت اسلامى, لازم است از روحیه تعاون و ایثار برخوردار باشند و با پرهیز از اسراف, دادن صدقات واجب (خمس و زكات) و مستحب (انفاق), وقف و امثال آن, به همنوعان خود كمك نمایند. بنابراین, مردم در قبال یكدیگر مسوولند.
4 ـ مشى زندگى باید معتدلانه باشد. افراط و تفریط در فقر و غنا چیز مطلوبى نیست.
5 ـ كنترل جمعیت از طریق ((كشتن فرزندان و سقط جنین)) جنایت است.
6 ـ اعمال منافى عفت; از قبیل: زنا و تمامى علل و عواملى كه منجر به چنین اعمالى شود, ممنوع است و لازم است حكومت اسلامى در این جهت اهتمام لازم را بنماید.
7 ـ هیچ انسانى را حكومت اسلامى نمى كشد, مگر به دلایل قانونى و معتبر شرعى كه عبارتند از: قتل, دشمنى و جنگ با مسلمانان, اقدام در جهت براندازى نظام اسلامى, زناى محصنه و ارتداد(یا خیانت بزرگ); اجراى مجازات براى گروههاى مذكور, صرفا در اختیار حكومت است, آن هم بدون افراط و تفریط. و افراد یا نهادهاى خارج از حكومت اسلامى مجاز به هیچ نوع خشونتى نیستند.
8 ـ حقوق یتیمان و مستمندان باید رعایت شود.
9 ـ به قول و وعده و پیمان باید عمل شود. همچنین, قرار دادهاى تجارى باید محترم شمرده شود.
10 ـ هیچ كس را به صرف سوء ظن و شك و تردید, نمى توان توقیف, شكنجه یا زندانى كرد. نظارت و رفتار مإموران امنیتى باید مبتنى بر شواهد محكم باشد.
11 ـ لازم است رفتار مسلمانان از هر گونه شائبه تكبر و خودنمایى خالى باشد.
12 ـ امور مذكور در روابط بین المللى نیز همچون روابط داخلى, حاكم است.
ج: قدرت, كلیدىترین مفهوم در دانش سیاسى است; به طورى كه برخى از عالمان علم سیاست موضوع این علم را قدرت دانسته اند. این مفهوم اخیرا توسط یكى از پژوهشگران رشته مدیریت, از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه مورد پژوهش قرار گرفته است. براى آشنایى با بررسى مفهومى در آیات قرآن, مراجعه به منبع مذكور مفید است.
قدرت داراى چهره هاى مختلفى است. از یك نگاه مى توانیم از قدرتهاى تنبیه, پاداش, منتسب (كاریزماتیك) و تخصصى یاد كنیم. در قرآن, تمامى چهره هاى مذكور از قدرت, كه مورد توجه جدى متفكران علم سیاست, فلسفه سیاسى, جامعه شناسى سیاسى و مدیریت است, مورد توجه قرار گرفته و براى هر یك, ترتیب, جایگاه, و كار برد خاصى در نظر گرفته شده است. براى نمونه به برخى از آیات اشاره مى شود:
اول: قدرت تنبیه: از این قدرت بانامهاى مختلفى از قبیل: قدرت زور, قدرت قهریه و قدرت اجبار یاد مى شود. ((این قدرت, اصولا بر ترس متكى است و عكس العمل شخص در برابر این قدرت, به خاطر ترس از پیامدهاى منفى حاصل از مطیع نبودن شخص است.)) این قدرت شامل آزار رساندن, ایجاد نقص عضو, كشتن و امثال آن است. در قرآن, این قدرت به رسمیت شناخته شده و تمامى آیات مربوط به عذاب و جهنم و هلاكت امتهاى ظالم در همین بخش قرار مى گیرد.((و لقد إهلكنا القرون من قبلكم لما ظلموا و جائتهم رسلهم بالبینات و ماكانوا لیومنوا كذلك نجزى القوم المجرمین.))
((و ما اقوام و ملتهاى قبل از شما را هنگامى كه ستم كردند و پیامبرانشان بادلایل روشن به نزد آنها رفتند و آنان ایمان نیاوردند, هلاك كردیم. این گونه تبهكاران را كیفر مى دهیم.))
((من یشاقق الله و رسوله فان الله شدید العقاب)) ((هر كس با خدا و رسولش مخالفت ورزد پس (بترسد كه) همانا عذاب خداوند شدید و سخت است.))
دوم: قدرت پاداش: این قدرت بستگى دارد به در اختیار داشتن امكان توزیع و تقسیم یك چیز ارزشمند. اعطاى پاداشهاى دنیوى و اخروى و بویژه بهشت, تقرب به خدا و امثال آن, از جمله پاداشهایى است كه مورد توجه آیات الهى است.
((امنوا بالله و رسوله و انفقوا مما جعلكم مستخلفین فیه فالذین آمنوا منكم و انفقوا لهم اجر كبیر.))
((به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از آنچه خداوند شما را در آن جانشین قرار داده, انفاق كنید. پس كسانى از شما كه ایمان آورده و انفاق كنند, براى ایشان پاداش بزرگى است,)) ((تلك حدودالله و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها و ذلك الفوز العظیم.))
((اینها حدود (مرزهاى) خداست و هر كس خدا و رسولش را اطاعت كند (خداوند) او را در بهشت هایى وارد مى كند كه از زیر (درختان) آنها, نهرها جارى است و آنان در آن جاودانه اند و این است كامیابى بزرگ.))
((و الذین آمنوا و عملواالصالحات اولئك اصحاب الجنه هم فیها خالدون))
((و كسانى كه ایمان آورند و اعمال نیك و صالح انجام دهند, ایشان اصحاب بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود.))
سوم: قدرت تخصص: قدرت تخصص از دانش و مهارت خاص سرچشمه مى گیرد.
((قالوا یا موسى اما ان تلقى و اما ان نكون نحن الملقین. قال القوا فلما القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم و جاوا بسحر عظیم. و اوحینا الى موسى ان الق عصاك فاذا هى تلقف ما یإفكون. فوقع الحق و بطل ما كانوا یعملون. فغلبوا هنالك و انقلبوا صاغرین. و القى السحره ساجدین. قالوا امنا برب العالمین. ))
(((ساحران) گفتند: اى موسى! آیا تو (عصایت را) مى اندازى یا ما بیندازیم؟ گفت: شما بیندازید. پس وقتى انداختند, دیدگان مردمان را سحر كردند و آنها را ترساندند و جادویى بزرگ آوردند (نشان دادند) و ما به موسى وحى كردیم كه عصایت را بینداز. پس ناگهان فرو برد آنچه كه (ساحران) به دروغ آوردند. پس حق واقع شد و باطل گشت آنچه (ساحران) مى كردند. پس شكست خوردند و در حالى كه سرافكنده بودند, باز گشتند. و ساحران به سجده افتادند و گفتند: ایمان آوردیم به پروردگار جهانیان)).
((إم یقولون افتریه قل فإتوا بعشر سور مثله مفتریات و ادعوا من استطعتم من دون الله ان كنتم صادقین. فان لم یستجیبوا لكم فاعملوا انما انزل بعلم الله و ان لااله الا هو فهل انتم مسلمون.))
((آیا كافران مى گویند این قرآن, وحى الهى نیست و خود او به هم بافته است و به خدا نسبت مى دهد. بگو اگر راست مى گویید, هر كس را مى توانید دعوت كنید(و با كمك هم) ده سوره مانند آن بیاورید. پس اگر (كافران) به شما جواب ندادند, پس بدانید كه هر آینه این قرآن به علم خداوند نازل شده است و خدایى جز او نیست. پس آیا(شما مردم) تسلیم (امر خدا و رسول) خواهید شد.))
چهارم: قدرت منتسب: از این قدرت, بهReferent power , قدرت الگویى و قدرت مرجعیت نیز تعبیر شده است. همچنین اصطلاح قدرت كاریزماتیكcharismatic power  تعبیر دیگرى از همین مفهوم است كه در فارسى به قدرت فره نیز موسوم است. منشإ این قدرت, ویژگیهاى شخصى است. مریدان رهبر را دوست دارند و به او عشق مى ورزند و بنابراین, مى خواهند او را اسوه و مرجع و الگوى خود قرار دهند و دستورات او را بدون چون و چرا بپذیرند.
نویسنده كتاب قدرت در مدیریت اسلامى, در این بخش, به آیاتى استناد كرده است كه عمده متضمن اسمإ الله و توصیف خداوند متعال است از قبیل:
((هو الله الذى لا اله الا هو الملك القدوس السلام المومن المهیمن العزیز الجبار المتكبر سبحان الله عما یشركون.))
((اوست خداوند یكتایى كه غیر او خدایى نیست, سلطان, پاك (از هر نقص و پاكى) سلامت (از هر عیب), ایمنى بخش, نگهبان (جهان و جهانیان), غالب و قاهر, با جبروت و عظمت, بزرگى كننده, پاك و منزه است از هر آنچه بر او شریك پندارند.))
به نظر مى رسد كه نویسنده محترم در توضیح و توصیف این چهره از قدرت آن طور كه باید, موفق نبوده است. به هر حال در اصل این مطلب كه قدرت كاریزماتیك نیز در قرآن مدنظر قرار گرفته است, تردیدى نیست.(20)
د: یكى از مفاهیم كلیدى حكمت عملى و سیاست مدن, ((عدالت)) است. محور اساسى تفكر فیلسوفان سیاسى كلاسیك, عدالت بوده است. در جهان اسلام نیز بر عدالت تإكید زیادى شده است. از رساله هاى پرارزش در حوزه تفكر سیاسى در قرآن, رساله آیات الظالمین آیت الله العظمى سید عبد الحسین لارى (1264 ـ 1342 ه'..ق) است. از آیت الله لارى رساله هاى سیاسى متعددى به یادگار مانده است; از جمله: رساله قانون مشروطه مشروعه, قانون اتحاد ملت و دولت, قانون اداره بلدیه, احكام جهاد, بیانیه دفاعیه در جنگ بین الملل اول, رساله سوال و جواب از مصرف اجناس خارجى, ولایه الفقیه, تعلیقه على رساله التقیه للشیخ الانصارى, تعلیقه على رساله العداله للشیخ الإنصارى را مى توان نام برد. اما رساله آیات الظالمین, جایگاه خاصى در میان رسائل مذكور دارد. در این رساله, تمامى آیاتى كه به نظر مولف بر حرمت و قبح ظلم دلالت داشته اند, یكجا جمع آورى شده اند. به نظر سید لارى, سرچشمه تمامى خیرات عدل است, چنان كه تمامى بدبختیها و شرارتها از ظلم برمى خیزد.
((مقتضاى تمام ادله قطعیه و مستقلات عقلیه محكمات و كتاب و سنن نبویه, این است كه تمام كائنات عالم از جمادات و نباتات و حیوانات, من یعقل و غیر من یعقل, تمام آنچه هستى و نیستى دارند, از ترقیات و تنزلات و سعادت و شقاوات و خیرات و شرورات و حلویات و مرورات, تماما و كمالا به واسطه قرب و بعد حصولى و تكوینى, یا تحصیلى و تكلیفى كه به مبدإ و خیر و شر و نور و ظلمت و حسن و قبح و نقص و كمال دارند. و چنانچه تمام ترقیات و سعادات و خیرات و حلاوات تمام اشیا ناشى از قرب حصولى یا تحصیلى به مبدإ خیر و نور و حسن و عدل است, همچنین تمام آن منشآت خیریه و نوریه و حسنیه و عدلیه, منتهى و راجع به مركز خیر و حسن و عدل و كمال است, كه فوز به حیات ابدى و جنات سرمدى است. و چنانچه تمام تنزلات و شقاوات و شرورات و مرورات ناشى از قرب حصولى یا تحصیلى به مبدإ شر و ظلمت و قبیح و نقص است, همچنین تمام آن منشآت شریه و ظلمانیه و قبیحه و نقصیه, منتهى و راجع به مركز شر و ظلمت و قبیح و نقص[ است] كه خلو در حجیم و عذاب الیم است.))
برخى از آیات مورد بحث از این قرار است:
1 ـ و لاتركنوا الى الذین ظلموا فتمسكم النار
2 ـ فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمین
3 ـ و الله لایحب الظالمین.
4 ـ و تعاونوا على البر و التقوى و لاتعاونوا على الإثم و العدوان
5 ـ و من لم یحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون
6 ـ و لاتبخسوا الناس اشیإ هم و لاتعثوا فى الإرض مفسدین
منابع:
1. قرأن كریم
2. آیت الله ناصر مكارم شیرازى, با همكارى جمعى از دانشمندان, پیام قرآن, جلد دهم: قرآن مجید و حكومت اسلامى (قم: مدرسه الامام على بن ابیطالب(ع), 1375).
3. ابوالاعلى مودودى, الاسلام فى مواجهه التحدیات المعاصره, (كویت: 1391 ش , 1971م) .
4. حمید عنایت اندیشه سیاسى در اسلام معاصر, چاپ دوم, ترجمه بهإ الدین خرمشاهى, (تهران: شركت سهامى انتشارات خوارزمى,) .
5. عبدالقادر حامد التیجانى, اصول الفكر السیاسى فى القرآن المكى, المعهد العالمى للفكر الاسلامى, (عمان, 1416 ه'..) .
6. محمد هادى معرفت, تاریخ قرآن, سمت, تهران, 1375.





طبقه بندی: تدبّر در قرآن، 
برچسب ها: تفکر سیاسی در قرآن،  
.: Weblog Themes By Pichak :.


 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ